برسی منطق کتاب و استدلال نویسنده

منطق یک کتاب (یا مقاله) را برسی و تحلیل کنیم؟

هدف اصلی این کتاب این است که :(هدف نویسنده از نوشتن کتاب را بیان کنید)

پرسش کلیدی که نویسنده می خواهد بدان بپردازد این است که (سعی کنید بفهمید پرسش کلیدی به هنگام نگارش کتاب در ذهن نویسنده چه بوده است)

مهم ترین اطلاعاتی که در این کتاب عرضه شده اند اینها هستند: (سعی کنید از واقعیت ها، تجربه ها و داده هایی که نویسنده برای پشتیبانی نتیجه اش به کار برده سر در بیاورید).

مهم ترین نتیجه ها در این کتاب اینها هستند: (نتیجه های کلیدی که نویسنده به آنها رسیده و در کتاب عرضه کرده را بنویسید)

مفهوم های کلیدی که باید در این کتاب بفهمیم یا مقصود نویسنده از این مفهوم ها، اینها هستند:( ببیندی مهم ترین انگاره هایی که برای فهم سیر استدلالی نویسنده باید بفهمید کدامند)

اصلی ترین انگاشته های زیرین نویسنده در اندیشیدنش اینها هستند : (ببینید نویسنده چه چیزهایی را مسلم گرفته است که احتمالا می توان در آنها تردید افکنی کرد )

اگر این استدلال را جدی بگیریم، این نتیجه ها و پیامدها را خواهد داشت ()

جدی نگرفتن این استدلال  این برآیند ها را خواهد داشت

اصلی ترین نظرگاه های عرضه شده در این مقاله اینها هستند (نگاه نویسنده به چه چیزی است و آن را چگونه می نگرد؟)

چگونه استدلال نویسنده را برسی کنیم ؟

هدف استدلال کننده چیست؟ آیا هدفش را توانسته واضح بیان کند؟ آیا بر اساس متن می توان فهمید هدف استدلالش چیست؟ آیا هدفش موجه است؟ آیا پرسش مورد بحث به خوبی بیان شده است؟ آیا واضح و غیر متعصبانه است؟ آیا شیوه بیان پرسش به نحوی هست که پیچیدگی های موضوع مورد بحث را نشان دهد؟ آیا پرسش و هدف ربط و مناسبت مستقیمی با یکدیگر دارند؟ آیا شواهد، تجربه ها یا اطلاعاتی که نویسنده عرضه کرده مناسبت دارند؟ آیا اطلاعات عرضه شده برای این موضوع حیاتی اند؟ آیا اطلاعات عرضه شده درست اند؟ آیا نویسنده به پیچیدگی های موضوع توجه دارد؟ آیا نویسنده سعی کرده است، به هنگام ضرورت، به مفهوم ها وضوح ببخشد؟ آیا شیوه استفاده از مفهوم ها موجه است؟ آیا نویسنده به مطالبی که مسلم گرفته، حساس بوده است؟ (یعنی اگر تردید افکنی در آنها معقول باشد، توجه داشته است؟) آیا نویسنده در جاهایی که به مسلم هایی اشاره کرده است، به مشکلاتی که ممکن است این مسلمات داشته باشند هم پرداخته یا نه از کنار آنها عبور کرده است؟ آیا نویسنده سیر استدلالی ای عرضه می کند که به خوبی توضیح دهد نتیجه های اصلی او چگونه به دست آمده اند؟ آیا نویسنده به استدلال ها یا نظرگاه های دیگر که مناسبت دارند حساسیت نشان داده است؟ آیا به انتقادهایی که ممکن است بر اساس نظرگاه های مناسبت دار دیگر مطرح شوند توجه دارد و به آنها پاسخ می دهد؟ آیا نویسنده به برآیندها و پیامدهای دیدگاه هایی که اتخاذ می کند حساسیت نشان می دهد؟

رسانه ها (روش استفاده و تشخیص سوگیری)

افسانه هایی که منطق خبری رسانه ها را پوشش و مخاطبان را جادو می کنند :

اینکه بیشتر گزارش های خبری در یک فرایند خبرنگارانه محققانه مستقل تولید می شوند.
اینکه نویسندگان خبری در گزارش هایشان صرفا به بیان واقعیت می پردازند و از هرگونه نتیجه گیری درباره آنها اجتناب می کنند.
اینکه در تهیه خبرها تمایز روشنی میان دیدگاه افراد و واقعیت وجود دارد.
اینکه واقعیتی عینی (خبری واقعی) وجود داردکه توسط رسانه های خبری جهان صرفا گزارش می شود یا توصیف می شود (نویسندگان رسانه های ما این واقعیت را بی طرفانه گزارش می کنند؛رسانه های دشمنان این واقعیت را به نحو توطئه آمیز تحریف می کنند و به آن جهت می دهند).
اینکه آنچه غیر عادی است (تازه، غیرعادی،یا عجیب و غریب است) خبر است و چیزهای دیگر خبر نیستند.

———————————

سوگیری و بی طرفی در رسانه های خبری 

بیشتر مردم به دنبال واقعیت های بی پیرایه هستند و با هر پیچشی از سوی منبع های خبری که راحتی بخش به نظر می رسد، همسو می شوند (قطعی برق به دلیل استخراج بیت کوین ، به همین سادگی ، هیچ دلیل دیگری ندارد 🙂

بی طرفی آرمانی است که هیچکس به طور کامل به آن دست پیدا نمی کند.

هر رویدادی را می توان از نظرگاه های متعددی دید و تفسیر کرد که یکی از لازمه های آن بی طرفی است.

برای مثل برای فهمیدن جنگ پرتقالی ها با ایرانی ها باید از سه نظرگاه آن را برسی کنیم : حکومت پرتقال ، رهبران ایران ، مردمان بومی.

در هر نظرگاه فقط برخی از واقعیت ها برجسته می شوند.

هر کدام از نظرگاه ها برخی از واقعیت ها را نادیده می گیرند.

هیچ نظرگاه واحدی فهم کاملی به دست نمی دهد.

برای آنکه به بی طرفی دست پیدا کنیم لازم است :

نظرگاهی را که یک گزارش خبری یا روایت تاریخی از آن نظرگاه تهیه شده شناسایی کنیم.

مخاطب آن گزارش یا روایت تاریخی را شناسایی کنیم.

ببینیم چه نظرگاه هایی را نفی کرده یا نادیده گرفته است.

میان واقعیت های خامی که پشت گزارش هستند و تفسیرها و پیچش هایی که به آن واقعیت ها اضافه شده است تمایز قائل شویم. 

اگر این کار را انجام دهیم به آسانی فریب نمی خوریم.

————————

انواع بی طرفی

بی طرفی برخاسته از تواضع فکری (یعنی به جهل خود شناخت پیدا کنیم )

در این بی طرفی سریع خبر را باور نمی کنید و از ابعاد مختلف آن را راست آزمایی می کنید چون در خبرها، چیزهای فراوانی به عنوان واقعیت به مخاطب عرضه می شوند؛ اینها ممکن است تبلیغات، اطلاع رسانی بد، تحریف، یا نیمی از حقیقت باشند.

بی طرفی برخاسته از اندیشیدن منصفانه و چندسویه (یعنی از استقلال فکری ، پشتکار فکری و صداقت فکری برخوردار باشید)

ورزیدگی و تسلط در استدلال کردن چارچوب چند نظرگاه متعارض، به هنگام پرداختن به پرسش ها، مسئله ها، دشواری ها، و موضوع های مهم.

روزنامه ها معمولا از طریق برجستگی جایی که به یک مقاله یا عکس اختصاص می دهند، اهمیت آن را نشان می دهند.

بی طرفی سفسطه گرانه

فرد دیدگاه های گوناگونی را مطالعه می کند، اما چیزی که برایش تعیین کننده است دفاع از دیدگاهی است که از قبل انتخاب کرده است.

دفاع از یک نظرگاه جا افتاده و مقبول یا منفعت اقتصادی، وسوسه نیرومندی است، زیرا پول، مقام، و وجهه به همراه دارد.

————————————

تشخیص سوگیری در جریان غالب رسانه ها

مردم گمان می کنند کسانی که با آنها موافقند بی طرفند و کسانی که با آنها مخالفند سوگیری دارند؛ این کاملا طبیعی و در عین حال نابخردانه است.

تبلیغات یعنی هرگونه انتشار یا ترویج گسترده و برنامه ریزی شده اندیشه، نظریه، عمل و . . . برای تحقق مقصود خود یا مقابله با مقصود مخالف.

در نتیجه هیچ تمایزی بین تبلیغات با نگارش گزارش خبری وجود ندارد، هر دو عمدا سعی می کنند نظرگاه یا منظرهای مخالف را کم اهمیت جلوه دهند یا آنها را کم ارزش کنند.

وقتی در جهان نگری که کاملا بسته به فرهنگ ماست اسیر شویم، در چارچوب شبکه ای از پیش فرض هایی که به سود ما هستند می اندیشیم؛ گمان می کنیم فقط دیگران (مخالفان و دشمنان فرهنگ ما یا کشور ما) به تبلیغات و فریب متوسل می شوند.

————————————

محافظت از مخاطبان خود در برابر احساس گناه

قوی ترین تابو در رسانه های خبری، پرداختن به رویدادهایی است که پوشش آنها جامعه یا فرهنگ خودی را متهم به اعمال خلاف اخلاق می کنند.

مردم برای شنیدن یا خواندن خبرهایی که آنها را درباره خوبی شان به شک می اندازد پول نمی دهند؛ همینطور خبرهایی که موجب شوند احساس کنند مسئول رنج های عظیم دیگرانند. آنها پول می دهند تا رویدادهای جهان را به نحوی دریافت کنند که به ارزش آنها اعتبار ببخشد و ووفاداری آنها را تایید کند.

آنها دوست ندارند از کشتن و خوردن حیوانات احساس گناه کنند، آنها دوست ندارند از رنج عظیم دیگر مردم دنیا که دلیلش حکومت آنهاست آگاه شوند تا مبادا احساس گناه کنند.

———————————

ترویج اندیشه جامعه محورانه

رسانه های بزرگ در همه کشورهای جهان، رویدادها را در زبان و چارچوبی خاص به مخاطب خود عرضه می کنند؛ زبانی که صحت ایدئولوژی های حاکم در آن کشور را پیش فرض می گیرد یا به نحوی ضمنی القا می کند.

مخاطب آنها اسیر تصوری از جهان است که در فرایند فرهنگ پذیری به او منتقل شده است.

جریان غالب خبری بر پایه نگاه جامعه محورانه به جهان استوار است.

به یاد داشته باشید که کسانی که در رسانه ها کار می کنند باید گزارش خود را به فروش برسانند. (پس از کجا حقوق می گیرند؟)

رسانه های خبری غالب در سرتاسر جهان به سود کشورهایی که با آنها متحد اند سوگیری، و به زیان کشورهایی که با آنها دشمن اند پیش داوری می کنند.

——————

جهت دهی به گزارش ها برای طرفداری از دیدگاه های برگزیده

ما برنامه ریزی می کنیم، آنها دسیسه چینی می کنند. ما زرنگیم، آنها موزی اند.ما راهبرد معین داریم، آنها توطئه می کنند. ما دارای باورهایی هستیم، آنها دارای تعصب هستند. ما مبارزان ازادی ایم، آنها تروریست اند. ما اسلحه می سازیم تا از خود دفاع کنیم ، آنها اسلحه می سازند تا ما را تهدید کنند.

در سال ۱۳۹۹ تصویری که رسانه های ایران از اعتراضات سوخت‌بران سراوان ترسیم می کردند با تصویر رسانه های خارجی فرق می کرد.

خبرگزاری های ایدئولوژیکی هم که خوانندگان محدودی دارند، احساسات پشتیبانان مالی خود را بازتاب می دهند و هیجان و دیدگاه های ملی گرایانه و سیاسی آنها را تقویت می کنند.

——————————

چگونه از گزارش های خبری متعارف و تبلیغات ، اطلاعات مفید بیرون بکشیم

گزارش های یکسویه حقیقت محض نیستند، اما دست کم بخشی از حقیقت را در خود دارند؛ بخشی که پشتیبان آن سویه ای است که نویسنده قصد حمایت از آن را دارد. البته در گزارش خبری استاندارد به نظرگاه مخالف هم اشاره کمرنگی می شود معمولا در پاراگراف آخر ، تا کم اهمیت جلوه داده شود.

چند پرشس کلیدی که به هنگام تحلیل و تفسر گزارش های خبری باید بپرسیم:

این گزارش برای چه کسانی تهیه شده است؟

در گزارش از چه نظرگاهی طرفداری شده است؟

کدام نظرگاه ها کنار گذاشته شده اند یا کم اهمیت جلوه داده شده اند؟

چگونه می توانم با نظرگاه هایی که نفی شده اند (از زبان کسانی که هوشمندانه ترین فهم را از آنها دارند) آشنا شوم؟

کدام گزارش ها در صدر اخبار ظاهر شده اند و چرا ؟

کدام اطلاعات در گزارش دفن شده اند و چرا؟

——————

گام هایی که برای استفاده درست خبر باید برداریم:

باید بدانید خبر چگونه تهیه می شود؟

گزارش باید برای مخاطبانی خاص با ارزش ها و باورها و پیش داوری ها بفروشد و بر اعتبار آنها صحه بگذارد پس:

مخاطب چه چیزی را گزارش قلمداد می کند؟

چه چیزی در یک گزارش بیشترین ربط را به مخاطب دارد (تا در خبر برجسته شود) و چه چیزی کمترین ربط را به او دارد؟

تیتر گزارش چگونه باشد ؟

چه مقدار فضا یا زمان برای گزارش لازم است؟

چگونه باید بین این گزارش و دیگر گزارش ها و تصویر مخاطب از خودش و جهانش ارتباط برقرار کرد؟

چگونه باید گزارش را بیان کرد تا حرفه ای (بی طرفانه) به نظر برسد؟

یادبگیرید چگونه موضوعات را بازتعریف کنید و از رسانه های داخل و خارج برسی کنید.

یاد بگیردید گزارش های کم اعتبار را از روی هیجانی  بودن آنها یا پیوند محتوای انها با منافع شخصی یا گروهی شناسایی کنید.

————————

رسانه های ملی به نفع فرهنگ و دین ملی ، باورهای حاکم در کشور و ارزش های اجتماعی سوگیری می کنند؛

چون اولا طبق قانون مجوز آنها را حکومت صادر می کند و بر آنها نظارت می کند، پس آزاد نیستند و دوم اینکه بیشتر خبرها توسط اداره ها و مقامات بلند پایه به رسانه ها داده می شوند پس از  حکومت انتقاد نمی کنند و سوما منابع مالی آنها وابسته به حکومت است.

پس رسانه ها پشتیبان دیدگاه و باور سیاسی آنها هستند.

صاحبان قدرتمند منابع اقتصای ، که می دانند در صورت از دست دادن چهره عمومی خوشایندشان، جایگاه قدرت آنها در فرهنگ تهدید می شود، همواره برای آنکه در ذهن عموم مردم حضور داشته باشند سرمایه گذاری می کنند. در نتیجه یا رسانه تولید می کنند یا رسانه ها را حمایت می کنند تا هوای آنها را داشته باشند.

صاحبان صنایع قدرتمند (همچون تولیدی، ارتباطی،کشاورزی،تسلیحاتی،نظامی، قضایی،بانک ها، گروه های دینی، خودروسازان،بیمه ها، روابط عمومی ها) در شکل دهی روزانه خبرها دخالت می کنند و آنها را در جهت منافع خود هدایت می کنند. 

————————

از آنجا که بیشتر مردم اطلاعاتشان درباره جهان را از رسانه های همگانی دریافت می کنند، پوشش رسانه ای خوب یکی از عامل هایی است که نقش مهمی در شکل گیری تصویر عمومی مثبت یا منفی از یک شخص یا گروه و . . . بازی می کند.

رسانه های خبری همچنین به خبری که مورد توجه دیگر رسانه هاست توجه می کنند تا مخاطبانشان تصور نکنند پوشش خبری آنها ناقص است ، برای همین رسانه های بزرگ، پشت سر رسانه های پیشرو  ، گله وار حرکت می کنند و نحوه پوشش خبر داخلی و خارجی در رسانه های یک کشور معمولا یکسان است.

رسانه ها معمولا خبرهایشان را با سوگیری سیستماتیک به سمت چیزهای تازه، غیر عادی و جنجالی یا شگفت انگیز تهیه می کنند.

مثلااگر یک میلیون کودک هر روز در مدرسه مورد آزار و اذیت قرار گیرند که تاثیرش تا آخر عمر بر زندگی آنها بماند ، خبر محسوب نمی شود، اما اگر دو نوجوان در یک مدرسه رابطه جنسی برقرار کنند خبر محسوب می شود.

اینکه میلیون ها کودک هرشب گرسنه می خوابند خبر نیست، اما اینکه در فلان مدرسه به بچه ها ناهار خاویار می دهند خبر است.

مغالطه های پرکاربرد (فریب دادن ، سازوکاری برای انکار یا تحریف واقعیت)

همواره کسانی که مشتاق فریب دادن شما هستند، می خواهند به واسطه شما به چیزی دست پیدا کنند :پول شما، رای شما ، حمایت
شما ، وقت شما، روح و روان شما و چیزهای دیگر.آنچه مسلم است این است که بالاخره از شما چیزی می خواهند.

مغالطه های پرکاربرد

-۱ علت دانستن امر مقدم : ( اتهام را از خود دور و به آنها می چسبانید ) چون شما اعتراض کردین اون بچه کشته شد.

-۲ اگر طرف مقابل شما را متهم به چیزی کرد، شما هم نیز همان اتهام (یا بدتر از آن ) را به او وارد کنید. (من تمیز نیستم؟ خودت آخرین بار کی رفتی حموم؟)

-۳ طرف مقابل را متهم کنید که دارد رویه نادرستی پایه گذاری می کند ( اگر از اینترنت استفاده کنی بعد فیلتر شکن استفاده می کنی، بعد پورن می بینی ، بعد رابطه برقرار می کنی و ایدز میگیری. در نتیجه اینترنت خوب نیست یا استفاده اینترنت = ایدز ).

-۴ به نمادهای مقدس (پرچم ، کتاب مقدس، سخنان مقدس و . . .) که افراد با آنها هم ذات پنداری می کنن ، متوسل شوید. (بوسه به پرچم)

-۵ به تجربه متوسل شوید (من ۱۰ سال در فلان زمینه تجربه دارم).

-۶ به ترس متوسل شوید (فعال کردن واکنش ترس از مرگ ، ترس از فقر، ترس از نا امنی، ترس از طرد شدن و . . .).

-۷ به دلسوزی و همدلی متوسل شوید (نمی دانید زندگی من چقدر سخت و سرم چقد شلوغ است ).

-۸ به هیجان های عامیانه متوسل شوید (خودتان را پایبند به ارزش های مخاطبانتان قرار دهید، جلویشان نماز بخوانید و . . . )

-۹ به سنت متوسل شوید ( نیاکان مان همیشه به همین کار باور داشتند).

-۱۰ قیافه حق به جانب بگیرید (آرمان های ما از آرمان های همه ملت ها والاترند یا اگر اشتباه می کنیم اما نیت بدی نداریم).

-۱۱ به شخص حمله کنید نه به استدلال .

-۱۲مصادره به مطلوب کنید (راه آسان برای اثبات یک مطلب این است که آن را مفروض بینگارید)(آیا از آزادی و دموکراسی دفاع خواهیم
کرد یا به ورطه تروریسم و خودکامگی خواهیم رفت؟ دقت کنید آزادی و دموکراسی مفروض هستند ومثلا وجود دارند 🙂

-۱۳ کمال طلبی کنید (خواهان تحقق شرایط ناممکن شوید)(مثلا : سوال می شود شما خواهان دموکراسی هستنید ؟ می گویید بله اما
دموکراسی حقیقی! یعنی رشد سیاسی و اجتماعی حاصل شده باشد ، موانع فرهنگی هم رفع و جزو ده اقتصاد برتر هم باشیم ).

-۱۴ دوراهی کاذب ایجاد کنید (یا این یا آن ، یکی کاملا غیر قابل قبول و دیگری همان که شما می خواهید، یا با مایید یا علیه ما).

-۱۵ برای پشتیبانی دیدگاهتان از تمثیل و استعاره استفاده کنید (تو هم مثل پدرم با من برخورد می کنی، او به من احترام نمی گذاشت ، تو هم)

-۱۶ نتیجه گیری های طرف مقابل را زیر سوال ببرید و مخاطبان را به سمت نتایج خود ببرید.

-۱۷ بدگمانی ایجاد کنید : تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزکی (تا طرف بخواهد اثبات کند، انتخابات تمام شده و کلی رای از دست داده ).

-۱۸ از حریفتان پهلوان پنبه بسازید (مثلا طرف می خواهد نظام کیفری و قضایی را اصلاح کند تا زندان رفتن افراد بیگناه کاهش یابد،
شما اینگونه استدلال را مطرح و موضع می گیرید که تو می خواهی امنیت شهر را از بین ببری و موج احساسات رو به سمت خود می برید ).

-۱۹ ناسازگاری ها را انکار یا از آنها دفاع کنید (وقتی می بینید چیزی که گفتید مناسب نیست بگویید منظورم این نبود ! یا مردم دنیا عوض شدن !)

-۲۰ خودتان را پاک و رغیب تان را پلید جلوه دهید.

-۲۱ با ظرافت از پرسش ها طفره بروید (به جای پاسخ دادن ، خاطره تعریف کنید یا پاسخ کلی بدهید مثلا توکل بر خدا یا به زودی . . . ).

-۲۲ چاپلوسی مخاطب را بکنید (مثلا بگویید مسلما فرد هوشمندی مثل شما یا چه سادتی بالاتر از اینکه در محضر شما قهرمانان باشم).

-۲۳ شواهد را نادیده بگیرید.

-۲۴ موضوع اصلی را نادیده بگیرید (منحرف کردن ذهن مخاطب از موضوع اصلی و بزرگ کردن یک بخش دیگر از موضوع).

-۲۵ با صدای بلند بر نکته های کم اهمیت تاکید کنید.

-۲۶ به شواهدی که مدعای شما را تضعیف می کنند حمله کنید.

-۲۷ از استدلال دنیای خشن استفاده کنید (برای توجیه کار بدی از این اصطلاح استفاده می کنند مثل صدمه به خانه مردم یا جنگ).

-۲۸ دست به تعمیم های فراگیر و خیره کننده بزنید ( استفاده از کلماتی مثل : میهن پرستی ما ، انسان دوستی ما ، تجاوزگری آنها).

-۲۹ ناسازگاری دیدگاه طرف مقابل را بزرگ کنید (طرف را متهم به دورویی کنید).

-۳۰ طرف مقابل را به سخره بگیرید ( او را مضحکه کنید).

-۳۱ موضوع را بیش از حد ساده کنید( ما کاری به این کارها نداریم).

-۳۲ فقط مخالفت کنید ( اصلا قانع نشوید).

-۳۳ تاریخ را هرطور که می خواهید بازنویسی کنید.

-۳۴ در پی منافع شخصی و گروهی تان باشید (انگیزه های حقیقی را پنهان و شعارهای آرمان گرایانه آزادی و عدالت را بیان کنید).

-۳۵ زمینه بحث را عوض کنید (میان معناهای یک واژه نوسان کنید).

-۳۶ بار اثبات را بر دوش طرف مقابل بیندازید ( اینجا مرکز زمین است ، باور نداری بیا مترش کن).

-۳۷ از پیچش غفلت نکنید (با کمک رسانه ها ، اهداف و چهره ها را جهت دهی کنید).

-۳۸ کلی گویی کنید (من فقر را ریشه کن می کنم !) ( چطور؟)

-۳۹ از گفتار دوگانه استفاده کنید (به جای استفاده از وزارت جنگ از وزارت دفاع استفاده کنید چون بهتر به مردم قالب می شود).

-۴۰دروغ بزرگ بگویید ( اگر یک دروغ بزرگ بگویید و بر آن پافشاری کنید و رسانه ها هم آن را پشتیبانی کنند ، مردم حرفتان را
باور خواهند کرد).

-۴۱ با واژه های انتزاعی به گونه ای برخورد کنید که گویی واقعی اند (آزادی ما را به خود می خواند ، عدالت مهمان ما شد).

-۴۲ نعل وارونه بزنید (مثلا رقیب می گوید اقیانوس ها به دلیل کار زیاد انسان ها در حال نابودی هستند ، شما میگی بله باید برای جوانان
کاغذ بازی را کم و کار و زندگی را راحت تر کرد ).

-۴۳ آمار پراکنی کنید (مردم تحت تاثیر عدد و رقم قرار می گیرند و نمی توانند درستی آنها را تشخیص دهند ، تورم 3.56 است ).

-۴۴ مقایسه دو چیز بی ربط ( حجاب با بوی پا ).

-۴۵ شریک جرم پیدا کنید (من کاره ای نبودم، اونا بودن )

-۴۶ بستن راه استدلال (جمله ای بگیم که راه استدلال را ببندیم).

-۴۷ یک صفت از صفات شخص بگیریم و آن را به کل او گسترش بدیم.

چگونه درباره اندیشه هایمان، بیندیشیم؟ (با هدف ارتقاءآنها)

اگر این ویژگی را در خود پرورش دهید :

از اشخاصی که سخنرانی تبلیغاتی می کنند،فریب نخواهید خورد.
قابلیت ارزیابی درست ؛ باورها، ادعاها و اعمال را خواهید داشت.
قابلیت اینکه چه کاری را بکنید و چه چیزی را باور کنید.
تفسیر ماهرانه و فعالانه مشاهدات و ارتباطات، اطلاعات و استدلال ها.
جهان نگری چند فرهنگی و رهایی از تنگ نظری و تعصب.
به جای پذیرش اندیشه های دیگران ، خود اندیشیدن را خواهید آموخت.
غلبه بر خود محوری و جامعه محوری.خود هدایت گری، خود انضباط بخشی، خود نظارت گری وخود
تصحیح گری.

مشکل اندیشه خود محورانه

انسان ها در حالتی که خودشان یا کسی دیگر بر آنها نظارت نکند، به حقوق و نیازهای دیگران توجه نمی کنند؛ اندیشه خود محورانه
هم از همینجا نشئت می گیرد. ما به طور طبیعی، نظرگاه دیگران را درک نمی کنیم و به محدودیت های نظرگاه خودمان واقف نیستیم.
در صورتی به خودمحورانه بودن اندیشیدنمان آگاه می شویم که برای این کار آموزش ببینیم یا تمرین کنیم. ما به طور طبیعی متوجه بسیاری
چیزها نیستیم : متوجه پیش فرض های خودمحورانه مان نیستیم، متوجه نیستیم که نحوه استفاده ما از اطلاعات خودمحورانه است، متوجه تفسیر خودمحورانه داده ها نیستیم، حواسمان به سرچشمه های اصل ها و مفهوم های خودمحورانه مان نیست و از نتیجه اندیشه خودمحورانه مان آگاهی نداریم.

برای همین ما غالبا برای پذیرفتن یا رد کردن باورها به ابزارهای
خود محورانه روانشناختی متوسل می شویم؛ مثل:
صادق است چون من آن را باور دارم.(خود محوری فطری)
صادق است، چون ما آن را باور داریم.(جامعه محوری فطری)
صادق است، چون من می خواهم آن را باور کنم.(آرزو اندیشی فطری)
صادق است، چون همیشه آن را باور داشته ام.(خوداعتبار بخشی فطری)
صادق است، چون منفعت شخصی من ایجاب می کندکه آن را باور داشته باشم. (خود خواهی فطری)

مشکل اندیشه جامعه محورانه

دید شخص وابسته و محدود به فرهنگ حاکم در جامعه خودش است.
در چنین جامعه ای شاهدیم افراد؛
فرهنگ،ملت و دین خودشان را بالاتر از همه فرهنگ ها،ملت ها و دین های دیگر قرار می دهند.
هنگام سخن گفتن درباره خودشان از توصیف مثبتی استفاده می کنند که به نفع خودشان است، اما در باره کسانی که به گونه دیگری
می اندیشند از توصیف های منفی استفاده می کنند.
می خواهند باورها و هنجارهای گروه خودشان را درونی و عمیق کنند و هویتی گروهی اختیارکنندکه ممکن است از نظر عقلانی محل تردید باشد.
کورکورانه از محدودیت های گروهی تبعیت می کنند.
نمی توانند در اندیشیدنشان از پیش داوری های سنتی موجود در فرهنگشان فاصله بگیرند و فراتر بروند.
نمی توانند بینش های موجود در فرهنگ های دیگر را مطالعه و درونی کنند (و از طریق همه جانبه نگری عمق اندیشه شان را ارتقا دهند). نمی توانند اصل های اخلاقی جهانی را از تابوها و مقتضیات فرهنگی که مربوط به یک فرهنگ خاص اند، متمایز کنند.
از این نکته غفلت می کنند که رسانه های جمعی، در هر فرهنگی، خبرها را از نظرگاه آن فرهنگ شکل می دهند.
نمی توانند تاریخی و مردم شناسانه بیندیشند. (در نتیجه، در دام شیوه رایج اندیشیدن گرفتار می شوند )

اما عناصر تشکیل دهنده اندیشه ، چه هستند؟

پرسش ها : مسئله، مشکل ، معضل، موضوع بحث.
غایت ها : هدف، مقصودها، کارکردها.
اطلاعات : داده ها، واقعیت ها، دلیل ها، مشاهده ها، تجربه ها، شواهد.
نظرگاه ها : چارچوب نگرش، زاویه دید، جهت گیری.
پیش فرض ها : چیزهایی که مسلم گرفته شده اند.
مفهوم ها : نظریه ها، تعریف ها، قانون ها ،اصل ها، الگوها.
تفسیرها و استنتاج ها : نتیجه ها ، راه حل ها.

همه عناصر اندیشه، باید با ابزارهای زیر برسی شوند :

وضوح : آیا می توانید بیشتر توضیح دهید؟ آیا می توانید مثال بیاورید؟
درستی : چگونه می توانم بفهمم این گفته صادق است یا آن را برسی کنم؟
دقت : آیا می توانید جزئیات بیشتری بیان کنید؟
مناسبت : این سخن چه ربط و چه تاثیری بر سرنوشت بحث دارد؟
عمق : برخی از پیچیدگی های این پرسش را بگویید؟
همه جانبه نگری : آیا لازم نیست که زاویه دید دیگری را هم در نظر بگیریم؟
منطق : آیا این اظهارات معقول و از شواهد، همچنین نتیجه ای بر می آید؟
اهمیت : آیا این مهم ترین مشکلی است که باید به آن بپردازیم؟
انصاف : آیا اطلاعات را تحریف نمی کنید تا منفعت خودتان را حفظ کنید؟
آیا به خودتان بیشتر از خیر و صلاح همگان، اهمیت نمی دهید؟

تا در نتیجه اندیشه ما؛

از بزرگ بینی به تواضع
از بزدلی به شهامت
ازتنگ نظری به بلند نظری
از دنباله روی به استقلال
از دورویی به صداقت
از بی اطمینانی به عقل و شواهد به اطمینان به عقل
از بی انصافی به انصاف

تغییر پیدا کرده و رشد کند.

در مطب یاسمن امروز چه گذشت

مادری با کودک بیمار مراجه کرد و گفت به من دارو بده تا فردا که ما فردا میریم پیش ملا

مادری با خنده گفت مریض ما هر وقت داشت می مرد میاریمش دکتر

از اسپره سالبوتامول استفاده نمی کنم که عادت می کنه بهش در صورتی پماد بتامتازون و ان ان که کورتون دارند هرجای کودکان خود می مالند و روی غده فوق کلیه آدرنال آنها تاثیر می گذارد و خطرناک تر است

شنبه ۸ خرداد ۱۴۰۰

29 2021may

من فقط برای خود شما احترام قائلم و نه برای عقاید شما

احترام گذاشتن به عقاید دیگران، نوعی مغالطه و تعبیر نادرست از » آزادی بیان » است. در مواجه با چنین افرادی باید بگوییم: «من فقط به خود شما، به عنوان یک انسان، احترام قائلم و نه به عقاید شما». من برای مادربزرگم احترام قائلم ولی عقایدش را قبول ندارم. ممکن است عقیده شما بر این باشد که برای سعادت مندی و خوشبختی باید روزی سه مرتبه سر خود را به دیوار کوبید. احترام من به عقاید شما یعنی باور کردن و پذیرفتن همه آن چیزهایی که ممکن است با پارامترها و مدل ذهنی من مغایر باشند.

هر انسانی حق دارد عقیده ای را انتخاب و به هر شکلی که علاقه دارد به آن بپردازد و هر زمان که خواست آن را تغییر دهد.
اما این عقیده نباید باعث سلب آزادی بیان و عقیده دیگران شده و جان و مال و آزادی فردی دیگران را تهدید کند.
اگر عقاید شما باعث اثراتی محدودکننده یا تهدیدگر برای دیگران شوند، نه تنها محترم نخواهند بود، بلکه پس زده خواهند شد.

در آخر اگر با عقیده یا باور کسی موافق نیستیم، انسانی ترین و موثرترین شیوه آن است که دیدگاه خود را با کمال مهر و حوصله
و رعایت عواطف و حدود فهم و حساسیت ها و بدون حمله به خود شخص با او در میان بگذاریم.

سانسور به روش معاصر

اكسپلورر اینستاگرام : بعد از چند بار سرچ ، همه محتوا با توجه به هوش مصنوعی آن مرتبط با همان سرچ ها خواهند شد و اطلاعات دیگه از دید شما پنهان خواهند شد.

خبرگزاری ها : در هر منطقه خبرگزاری ها اخبار موافق با خودشان و حکومت خودشان و کسانی که از نظر مالی به آنها متصل هستند صحبت می کنند ، همچنین موارد مهم را با خبرهای سطحی می پوشانند و کم اهمیت جلوه می‌دهند تا ذهن مخاطبان را از مسائل مهم منحرف کنند .

کتاب ها : انتشار زیاد و تبلیغ کتاب‌های بی محتوا که فقط جنبه سرگرمی دارند و نه محتوای متفکرانه و تکان دهنده

یک وبسایت یا وبلاگ در WordPress.com بسازید قالب Baskerville 2 از Anders Noren.

بالا ↑