کلودیا جگواریب ( Claudia Jaguaribe )

ریو دو ژانیرو اغلب به عنوان مکانی بین کوه و دریا توصیف می شود: یک محور که در آن برج ها و شهرک های عمودی زیاد می شوند. رنگ های درخشان جواهرات و جزئیات فوق العاده واقعی، برای ایجاد یک زیبایی شناسی گمراه کننده ترکیب شده اند.

به خواندن «کلودیا جگواریب ( Claudia Jaguaribe )» ادامه دهید
Advertisements

ادی هیروز ( Edi Hirose )

لیما، پایتخت پرو، از مکانهایی در جهان است که سریعا در حال گسترش است.این شهر با جمعیتی نزدیک به نه میلیون نفر،  دارای یک سوم مساحت کل پرو است و رتبه پنجمین شهر بزرگ آمریکا را دارد.

به خواندن «ادی هیروز ( Edi Hirose )» ادامه دهید

اسکار فرناندو گومز (Oscar Fernando Gomez)

برای پانزده سال فرناندو گومز از عروسی ها و جشن های بلوغ دختران (این جشن در پانزده سالگی گرفته می شود) در شهر مونتری در شمال شرقی مکزیک عکاسی می کرد. در سال 2005 ، در تلاش برای جبران درآمدش، او تصمیم گرفت تا یک اتومبیل نیسان سبز را اجاره کند و راننده تاکسی شود. چند سال بعد، وقتی همسرش بچه اول آنها را حامله بود، او تصمیم به ساختن یک آلبوم عکس از صحنه هایی که روزانه با آنها برخورد می کند گرفت تا آن را در آینده به فرزند خود نشان دهد. نتیجه مجموعه  «La Mirada del Taxis» شد که اکنون به سادگی با عنوان «Windows» شناخته می شود.

به خواندن «اسکار فرناندو گومز (Oscar Fernando Gomez)» ادامه دهید

جف وال ( Jeff Wall )

جف وال یکی از هنرمندان بسیار مبتکر و با قدرت و نفوذ است، او در ونکوور به دنیا آمد و رشد کرد، او بسیاری از “تصاویر خیابانی” خود در آنجا تهیه کرد، از جمله Overpass ( تصویر 1 ) . این عکس ها سبک مستند را از عکاسی خیابانی با توجه به پیچیدگی با نشانه هایی همچون کارهای رابرت فرانک و گری وینوگرند، کشف کردند. وال توضیح می دهد، من یک رابطه قوی با سنت گزارشگری دارم، اما گزارش تصویری چیزی فراتر است . من نه عکس می گیرم و نه گزارشم را به موقع تکمیل می کنم، بذر عکس Overpass وقتی کاشته شد که او از پنجره استودیو خود یک صحنه مشابه در مرکز شهر ونکوور دید.

فلسفه پشت عکس های خیابانی وال از دو دهه قبل با (Mimic (1982 آغاز شده بود. او می گوید، من می خواستم برای مقابله با حوادث واقعی راهی پیدا کنم تا از تخیل من دور شوند . . . . خارج از استودیو، اما نه به قیمت از دست دادن چیزهای خوبی که دارم ، تا احساس نکنم باید از این راه هم سود ببرم. او حادثه ای را دیده بود که می توانست یک فرم کلاسیک از عکاسی خبری داشته باشد، اما او آن را ثبت نکرده بود. او تصمیم گرفت تا از صحنه ها با هدف کشف یک مشکل عکاسی نکند، او اضافه می کند که این به این معنی است که : کار من مانند یک هنرمند، حداقل کار من در بیرون، باید یک نکته اصلی داشته باشد و آن این است “ عکاسی از یک اتفاق همان طوری که دارد اتفاق می افتند” . این ژست از سرپیچی باعث شد وال به سوژه ها هر لحظه و روز به یک روش رادیکالی متفاوت نزدیک شود؛ او تصمیم گرفت عکس ها را با استفاده از کارگردان ها و دوربین های قطع بزرگ صحنه پردازی کند.

Mimic آنچه را که او در آن سال ها در ونکوور دیده بود، نشان می دهد:یک مرد سفید پوست که در یک لحظه دچار عقاید نژاد پرستانه می شود و چشمان کشیده یک مرد آسیایی را به طرف خود می کشد . با این حال ، آنچه در عکس های وال احساس می شود شبیه چیزی است که نمایش می دهد، یعنی یک اتفاق واقعی و این همان چیزی است که وال امیدوار بود. “ بنابراین وال می تواند ادعای حقیقت کند . . . . اگرچه این عکاسی مستند نیست اما یک تفکر از عکاسی مستند است”. او این چالش اصالت عکاسی را “نزدیک به مستند” می داند.

وال به صورت جدی بر روی نمایش با دوربین Mimic قطع بزرگ با امضای خودش ماند ،با نورپس زمینه در یک جعبه نور با لبه های فلزی که روی دیوار گالری نصب شده بود- اما کارهای اخیر او خیلی بزرگتر هستند، تقریبا به اندازه نقاشی های کلاسیک. Overpass برگردانی است از نمایشنامه Mimic که فضای بی سر و صدا آن، تفسیرش را دشوارتر می کند.هر چهار چهره با چرخاندن پشت خود به دوربین، میل چشم چرانی بیننده ها را برای تشخیص چهره هایشان ناامید می کنند. ما می دانیم صحنه ای که ساخته شده است کمی متفاوت از اصل آن است که وال انتخاب کرده بود،اما او این تغییرات را داده است تا نگاه را توسط جزئیات در پایین عکس در خدمت یک هدف قرار دهد. با ساخت این مکان، او توانست یک تصاویر با ژشت قدم زدن یا در حال گذشتن از خطوط را به یک مسیر با مفهوم سفر مقدس، یا شاید آسمان متلاطم و بد یمن تبعیدشدگان تبدیل کند.

– کتاب : اطلس جهانی عکاسی خیابانی

– صفحه : ۸۷ – ۸۶

– نویسنده : جکی هیگینز

– ترجمه : عارف خدابنده

https://t.me/aref_khodabandeh

21

ویم وندرز ( Wim Wenders )

ویم وندرز به عنوان معمار و فیلمسازی با نفوذ از جنبش سینمای معاصر آلمان شناخته می شود. با این حال، او نیز یک عکاس هم هست و زمانی که او برای فیلم های خود سفر می کند، به ندرت بدون دوربین قدیمی قطع متوسط 6×7 خود است. او در سال 1984 با فیلم پاریس، تگزاس، به عنوان ستاره شناخته شد و چندین جایزه از جمله Palme d’Or را در کن از آن خود کرد.

به خواندن «ویم وندرز ( Wim Wenders )» ادامه دهید

داگ ریکارد (Doug Rickard)

سال 2011 بود که با انتشار اولین مجموعه از عکسهای داگ ریکارد با عنوان «تصاویر تازه ای از آمریکا» بلوایی به پا شد. برخی از منتقدان در نقد آنها به مشکل خوردند زیرا ریکارد در عکسهای خیابانی خود نه به مکانهایی که ثبت کرده بود رفته بود و نه کسانی را که به تصویر کشیده بود از نزدیک دیده بود. در واقع، وی برای تهیه این سری از عکسها به دیترویت در میشیگان – یا به هر شهر دیگری، از بالتیمور در مریلند گرفته تا باتون روژ در لویزیانا نرفته بود؛ حتی نیازی نمی دید به بیرون از حومه سرسبز ساکرامنتو در کالیفرنیا که محل زندگی اش است پا بگذارد. او این مجموعه عکس را صرفاً از روی تصاویر اینترنتی «نمای پیاده گوگل» خلق کرد. به عبارت دیگر، ربات چشم مانندی بطور خودکار و بی فکر و غرض، از افراد و مکانها عکس گرفته بود.

به خواندن «داگ ریکارد (Doug Rickard)» ادامه دهید

Create a website or blog at WordPress.com قالب Baskerville 2 از Anders Noren.

بالا ↑