تکسیما سالوانز ( Txema Salvans )

تکسیما سالوانز عکاس اسپانیایی مستقر در بارسلونا می گوید؛ «شهر ،در مرزهایش است که خود را نشان می دهد و حاشیه های شهر میزان دقیقی از هزینه های ما برای ارضای نیاز هایمان می دهند. “ در هشت سال گذشته ، وی از حومه های مختلف شهرهای اسپانیا در امتداد سواحل مدیترانه بازدید کرده است: از بارسلونا در شمال و کاستا براوا ، از والنسیا و کاستا بلانکا، تا آلجسیراس در جنوب و کاستا دل سول . سالوانز می گوید از بین مکان هایی که بی توجه هنگام عبور با اتومبیل آنها را رد می کنیم – شانه ها ، تقاطع ها ، میدان ها ، بن بست های صنعتی – مناظری را آشکار می کنند «جایی که هم شهر و هم کشور ناپدید می شوند» و شامل «موجوداتی هستند که نمی توانند یا نمی خواهند از میدان جاذبه [شهر] فرار کنند ، با این حال به طور کامل در آن هم نیستند.»

سالوانز لنز خود را روی گروهی از افراد متمرکز کرد که کاسبی خود را در روز روشن در بزرگراه های اسپانیا انجام می دهند: روسپی ها. این زنان از روسیه ، رومانی ، آمریکای لاتین و آفریقا آمده بودند، زمستان های سرد آنها را به مکان هایی مانند بارسلونا کشانده بود که به آنها امکان کار در تمام طول سال از ترافیک همیشگی و سنگین کامیون های حمل بار اندلس به فرانسه را می دهد. در ابتدا، سالوانز سعی کرد از خودروها باری در لحظه آغاز گفتگو و معامله عکس بگیرد، اما خیلی زود رویکرد خود را تغییر داد. او می گوید: «متوجه شدم چیزی که جالب است، عکاسی از لحظه انتظار است، از انتظاری که 99 درصد زمان آنهاست.” تلاش های او در مجموعه صریح و بسیار غم انگیز «بازی انتظار The Waiting Game » به اوج خود رسید.

سالوانز خود را در درجه اول دانشمند می داند. او خاطرنشان می کند: «اشتیاق من از کودکی همیشه علم بوده است» و «در کودکی ، قهرمانان من کارل ساگان (Carl Sagan) و داروین (Darwin) بودند.» او به عنوان یک زیست شناس آموزش دید و عکاسی نمی کرد تا قبل از دانشگاه، هنگامی که در بارسلونا در یک کارگاه عکاسی ثبت نام کرد. او خیلی سریع گرفتار این رسانه جدید شد اما به عنوان یک انسان شناس یا یک زیست شناس به آن نزدیک شد. او می افزاید؛ “خودم را به عنوان یک طبیعت شناس می بینم، مانند یکی از آن دسته افرادی که در قرن نوزدهم سفر می کردند و به کاوش در سرزمین های دیگر می پرداختند و آنچه را که می دیدند به شیوه ای بی طرفانه و رسمی ثبت می کردند.» سبکی که او گسترش می دهد، یک رویکرد علمی در استفاده از عکاسی را تداعی می کند.

هنگامی که او مجموعه «The Waiting Game» را آغاز کرد، درباره نحوه عکاسی از زنان مشورت کرد. او نمی دانست که آیا باید به آنها پول پرداخت کند یا نه، اما خیلی سریع به نتیجه رسید : «من تمایل داشتم تا آنها را تنظیم کنم و به آنها بگویم که اینطور بنشینید یا آنطور ، کنار صندلی بنشینید یا این حرکت را انجام دهید » ولی از نظر ذهن زیست شناس او، ایجاد تغییر در رفتار طبیعی آنها به نوعی مانند دستکاری و اصلاح نتایج بود. او به خاطر می آورد: «ناگهان این ایده به ذهنم رسید که خود را پنهان کنم.» «این بار دیگر ایده از دنیای زیست شناسی گرفته شده بود: ایده استتار. » او خود را به عنوان یک نقشه بردار استتار کرد: کسی که حرفه اش عکس برداری از سطح زمین است. او سه پایه زرد معمولی توپوگرافی خرید و با یک رابط دوربینش را روی آن نصب و ثابت کرد. او حتی لباس مخصوص هم پوشیده بود: یک کلاه ایمنی سخت و یک کت شبرنگ. «سپس ، تنها کاری که من می کردم این بود که به دختران نزدیک می شدم تا بگویم؛ ببین، من برای مدتی این اطراف هستم، نزدیک ون خودم. “این صحبت دروغین باعث می شد زنان او را نادیده بگیرند و به کار خوشان ادامه دهند، انگار او آنجا نبود، انگار نامرئی بود.

سالوانز در همه تصاویرش از زنان تنهای منتظر، لحظات عادی را در مکان های عادی ثبت کرده است؛ همه آنها تقریباً شبیه هم هستند. این سبک تکراری به دنبال واقعیت بی طرفانه است. تصاویر به طور یکنواخت روشن هستند. پپه بائزا (Pepe Baeza)، سردبیر روزنامه اسپانیایی La Vanguardia می گوید؛ سالوانز ترکیبات را کمی بیش از حد روشن می کند و می افزاید که این «تصاویر تقریباً سفید» «بیان کننده نوری کور کننده هستند که هنگامی ما روی چیزی که در سایه است نور می اندازیم، رخ می دهد .» علاوه بر این ، لنز سالوانز بسیار دور است. او آن را «یک فاصله متوسط تکان دهنده و گاهی حتی غم انگیز» توصیف می کند. به ندرت چهره ها را آشکار می کند؛ او ادعا می کند که در صد تصویر مجموعه ، تنها شش یا هفت زن قابل تشخیص هستند. همچنین تأکید می کند: «چهره این زنان به هیچ وجه برای من مفید نبود » این یک کار پرتره نیست. » در نتیجه، استنلی ولوکائو وانامبوا ، نویسنده و عکاس، می گوید: «تصاویر تکسیما که این افراد نا امید را با گمنامی بی رحم یک جانبه ثبت کرده اند، نشان می دهند که آنها چگونه یکبار مصرف هستند و فوراً فراموش می شوند . . . آنها قطعات فاسد شدنی یک ماشین بسیار بزرگتر و بسیار وحشی ترند. «

بیننده که نمی تواند به روانشناسی فردی دسترسی داشته باشد، به معنای چشم انداز روی می آورد. سالوانز این مجموعه را در ژانر منظره قرار می دهد؛ انزوای مطلق این زنان در محیط اطرافشان است که متن و داستان را فراهم می کند. او نشان می دهد که چگونه این دختران «کاملاً در “خطر هستند، چگونه آنها اغلب مورد سرقت قرار می گیرند یا بدتر مورد ضرب و شتم قرار می گیرند و یا حتی کشته می شوند. همچنین می افزاید: «می توانم به شما اطمینان دهم که این دختران . . . هیچ برنامه مشخصی برای آینده ندارند: آنها هیچ چیز ندارند » . آنها توسط گروه های مختلف مافیایی ، غالباً در سنین پایین ، از خانه ها ، روستاها و کشورهای خود خارج می شوند. او می پرسد «و چرا این دختران به پلیس مراجعه نمی کنند؟”. مادر یا شخص دیگری که نزدیک دختر است، می گوید: “جاکش ها یک تماس به رومانی می گیرند و آنها برادر کوچکش را مورد ضرب و شتم قرار می دهند.» «بنابراین برای من مقیاس فاجعه در همان محیط است.» حاشیه های شهری که در مجموعه سلوانز «The Waiting Game» به تصویر کشیده شده اند، نشان دهنده عدم اطمینان کامل زندگی این دختران اند. همانطور که ولوکائو وانامبوا (Wolukau-Wanambwa) می گوید: «هر چه مدت بیشتری را صرف فکر کردن به فضاهای انتظاری که تکسیما از آن دختران و زنان عکاسی کرده است، می کنم ، وضعیت آنها بدتر و متروک تر و حادتر به نظر می رسد. بدون شک یک بازی در کار است ، اما تصاویر نشان می دهد که ما هرگز نمی توانیم برای عکاسی از برندگان امیدوار باشیم . «

– کتاب : اطلس جهانی عکاسی خیابانی

– صفحه :  181 – 178  

– نویسنده : جکی هیگنز

– ترجمه : عارف خدابنده

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

یک وبسایت یا وبلاگ در WordPress.com بسازید قالب Baskerville 2 از Anders Noren.

بالا ↑

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: