مت استوارت ( Matt Stuart )

مت استوارت ، متولد بزرگ شده لندن ، عکاس خیابانی از نوع مرسوم است. او در شهر خود با دوربین لایکا و لنزهای 35 میلی متری اش در حالت آماده باش، پرسه می زند و نسبت به لحظات نادری که جادویی به نظر می رسند هوشیار  است. سوفی هوارث (Sophie Howarth) ، موزه دار ، به کنایه می گوید: «اگر امروز عکاسی مشغول کار است که به نظر می رسد پشت سر  خود هم چشم دارد ، او مت استوارت است.» او از یک قانون سختگیرانه پیروی می کند: مجموعه ای ساده از قوانین شکست ناپذیر. او هیچ وقت چیزی را که در منظره یابش قرار دارد حرکت نمی دهد ، تغییر نمی دهد یا صحنه پردازی نمی کند و هرگز از فتوشاپ هم استفاده نمی کند. او می گوید: «من فکر می کنم ما در دنیایی زندگی می کنیم که همه چیز فتوشاپ شده یا جعلی است.» «واقعیت برای من بسیار مهم است [و] نشان دادن واقعیت بسیار جالب تر. نکته جالب درباره عکاسی خیابانی این است که در بهترین موقعیت ها، هیچ راهی وجود ندارد که شما بتوانید صحنه پردازی یا حتی فکر کنید. «

اولین تمایل استوارت، اسکیت سواری در خیابان بود. او می گوید از دوازده سالگی : «من این کار را حدود هفت سال انجام دادم و این تحصیلات من بود.» استوارت از طریق پدرش وارد عکاسی خیابانی شد، او دو کتاب از اسطوره های هنر این سبک یعنی هنری کارتیه برسون (Henri Cartier- Bresson) و رابرت فرانک (Robert Frank) را به او نشان داد. در آن زمان ، استوارت در یک شرکت تلفن همراه کار می کرد و به شکایات مشتریان پاسخ می داد و نیاز به الهام (inspiration) داشت. کتاب ها نه تنها از اوقات فراغت او را پر می کردند، بلکه آگاهی دهنده هم بودند. او به خاطر می آورد ، «من حدود یک سال را پشت میز کارم می نشستم ، به تماس های تلفنی پاسخ می دادم و به این دو کتاب نگاه می کردم و در آنها غرق می شدم.» همانطور که او از اسکیت کردن در طول روز برای تسلط بر یک «ترفند» لذت برده بود، متوجه شد که می تواند به خیابان ها بیاید و نوع جدیدی از «ترفند» را بیابد، اما این بار با چیزهای فیزیکی که می تواند آنها را به خانه بازگرداند و تلاش خود را نشان دهد. بعد از هجده سال، هنوز این هیجان از بین نرفته است.

استعدادهای زیادی در نحوه عملکرد استوارت دخالت دارند – غریزه یکی از آنهاست. برای تصویر 4 ، او حدود نیم ساعت در سطح مورد نظر دراز کشیده بود. «همه چیز آنقدر سریع اتفاق افتاد که من دقیقاً مطمئن نبودم که چه چیزی به دست آورده ام ، اما چیزهایی درست احساس می شدن. وقتی نظرات مخاطبان خود را دریافت کردم ، خوشحال بودم که پاها را در داخل پاها  پیدا کردم و شیوه ای که کت ها از دم کبوتر تقلید می کنند . » مورد دیگر نوعی بیش از حد هوشیاری است. او موفق شد تصویر 3 را با قاپیدن انتهای یک مکالمه، از راه دور بگیرد ؛ او می افزاید: «اگر آی پاد خود را می پوشیدم (چیزی که گاهی اوقات برای الهام گرفتن و احساس نامرئی بودن انجام می دهم)» احتمالاً آن لحظه را از دست می دادم. » با این حال ، مهارتی که در بیشتر کارهای استوارت مشهود است ، توانایی شگفت انگیز او در خلق طنز در چیزی است که به نظر دیگران یک منظره پیش پا افتاده است. جوئل مایروویتز  (Joel Meyerowitz) ، عکاس خیابانی نیویورکی (نگاه کنید به ص 18) در کتاب معروف خود به نام تماشاچی (Bystander) نوشته: وقتی به عکس های کتاب تاریخچه عکاسی خیابانی (1994) که شامل بهترین عکسهای خیابانی است  نگاه می کنید متوجه می شوید که  «دوست داشتن آنها دشوار است ، دیدن آنها دشوار است ، ساختن آنها دشوار است ، درک آنها دشوار است.» استوارت می افزاید: «یکی از مربیان من جوئل مایروویتز است» و کلمات او در مورد تصاویر “دشوار (tough) ” » همیشه در پس زمینه ذهنم وجود دارند.» اما به طرز عجیبی ، آثار استوارت فقط جعبه های » دیدن آنها دشوار است ، ساختن آنها دشوار است» را علامت می زنند: عکس های او به آسانی قابل درک هستند ، بدون زحمت قابل دوست داشتن هستند و با شوخ طبعی خشک و کنایه آمیزی می درخشند.

– کتاب : اطلس جهانی عکاسی خیابانی

– صفحه :  146 – 145  

– نویسنده : جکی هیگنز

– ترجمه : عارف خدابنده

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

یک وبسایت یا وبلاگ در WordPress.com بسازید قالب Baskerville 2 از Anders Noren.

بالا ↑

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: