به دوستی گفتیم که قوی باش و واقعیت را بگو، گفت ؛ من اگر صحبت کنم و برم زندان، شما خرج خانواده ام رو میدین ؟

در ابتدا باید از خود بپرسیم، ما برای چه مبارزه می کنیم ؟ برای اینکه زندگی کنیم، برای آزادی، برای عدالت و نه برای اینکه بمیریم. پس مبارزه ما چون برای زندگی است باید به صورت خشونت پرهیز باشد و این مستلزم آگاهی است که صحبت کردن هم یکی از آن روش هاست. ضمن اینکه ما می دانیم سیستم مقابل ما تمایل به رفتار خشونت آمیز و ایجاد خشونت و رعب و وحشت دارد. همچنین ما داریم درباره انسان های واقعی و شرایط واقعی صحبت می کنیم، انسان هایی که عمل و کنشی انجام می دهند، یعنی افرادی مثل ما ، نه انسان های انتزاعی .

اما این سوال چرا مطرح می شود؟ چون هر انقلابی، حرکتی است در فرآیند آگاهی جامعه آن زمان و با سوالات جدیدی روبروست که در قدیم مطرح نبوده اند و در آینده هم سوالات جدیدی مطرح خواهد شد، پس این یک پرسش اکنونی است. اما لازمه رسیدن به هدف، داشتن دیدی تاریخ است نسبت به مسائل و توجه به سوالات و یافتن پاسخ هایی برای آنها تا این فرآیند و حرکت ما در تاریخ به بهترین شکل ممکن صورت گیرد و از مسیر خود خارج و تبدیل به استبداد، ایدئولوژی و مفهومی مطلق نشود، پس گفتگو مهم است و سیستم می خواهد این گفتگو را در جامعه قطع کند.

این پرسش مخصوصا در بافت منطقه ما بلوچستان، به صورت پررنگی مطرح است، چون چهل سال پیش خانواده ها کنار هم زندگی میکردن و اقتصاد ها و آزادی ها در خانواده ها درهم تنیده بودن، لذا این حس تک افتادن و فردگرایی و آزادی های فردی که اکنون در جامعه وجود دارند و هرکسی در گوشه ای خانه ای دارد و مستقل زندگی می کند و شغلی خاص، در طرح این پرسش دخیل هستند. ضمن اینکه هنوز در خیلی از خانواده های این منطقه (قشر متوسط)، اقتصاد خانه فقط توسط یکی از اعضا می چرخد، یعنی در اکثر خانواده ها فقط یک مرد یا یک زن کار می کند و بقیه یا کار نمی کنند یا به سن یا شرایطی نرسیده اند که بتوانند کار و درآمدزایی برای خانواده داشته باشند. پس طرح این پرسش زاییده یک ترس و یک احساس مسئولیت (پدر یا مادر ، همسر، نان آور خانواده و . . .) و یک پرسشگری است ، یعنی طرح این پرسش به این معناست که فرد می خواهد کاری بکند و نسبت به جامعه دغدغه ای دارد، ولی نگران مسئولیت های خانوادگی اش هم هست.

راه حل های پیشنهادی؛
یک ؛
در هنگام خواندن پرسش مورد بحث، یک سوال دیگر هم مطرح می شود که هرکسی باید از خوش بپرسد؛
اگر شما فردا بیفتید و بمیرید (مرگ طبیعی یا حادثه) چه اتفاقی برای خانواده تان می افتد ؟ به این فکر کرده اید ؟ برای این مورد برنامه ریزی کرده اید ؟
منطقی است که نباید خانواده از نظر اقتصادی به یک نفر وابسته باشد.
اما چرا شما به آنها کمک نکرده اید یا خود اعضای خانواده به فکر توانمند کردن خودشان نبوده اند تا بتوانند مستقل باشند یا حتی کمک خرجی برای خانواده ؟ ریشه این کم کاری در چیست؟ چرا هیچ فن و هنری یادنگرفته اند که بتونند از آن درآمدی داشته باشند و بتوانند زندگی خودشان را بچرخانند؟
ضمن اینکه باید این دید مرد سالارانه نسبت به زن در جامعه بلوچستان هم مورد پرسش قرار بگیرد؛
آیی مستر وت نهو ( Aei master vat naho) (ترجمه : اجازه او دست خودش نیست).
که البته تا میزان زیادی به واسطه همین انقلاب زن، زندگی آزادی، این آگاهی جلو رفته است.
چون وقتی اجازه کسی دست خودش نباشد، اسیر و برده است و یک برده چون آزادی برای انتخاب ندارد، مسئولیتی هم ندارد، ضمن اینکه برای حفظ این بردگی گاهی شاهد خشونت هم هستیم، یعنی این روند با افزایش خشونت هم همراه است، پس باید مورد پرسش و بازنگری قرار بگیرد.

دوم
تشکیل گروه هایی قابل اعتماد، که هوای همدیگر را داشته باشند و مدام باهم در ارتباط باشند و اگر برای کسی مشکلی پیش آمد یا زندان رفت، بقیه افراد گروه، نه تنها به خانواده بلکه در امر اطلاع رسانی و پیگیری آزادی دوست شان هم بتوانند مشارکت بکنند. این گروه ها می توانند پنج نفره هم باشند، که البته برای بقای جامعه مدنی وجود این گروه ها الزامی است. در جامعه ای که همچنین گروه هایی وجود نداشته باشند (که هم اکنون هم تعدادشان کم است)، فردگرایی جای آن را گرفته و در این جامعه هیچ پروژه اجتماعی، سیاسی و فرهنگی جلو نمی رود و استبداد یا یک رهبر و منجی و قهرمان، به راحتی می تواند جامعه را در دست بگیرد و سیاست را شخصی کند. این گروه ها در شرایط آرام تر می توانند به عنوان تنظیم گر در جامعه عمل بکنند و اگر سازمانی یا شخصی در جایی، مسئولیتش را درست انجام نمی داد، به او گوشزد کنند.

پیشنهاد این است که هر دو مورد را در کنار هم جلو ببرید، یعنی توانمند کردن اعضای خانواده از نظر اقتصادی و تشکیل گروه، تا از وضعیتی که به وجود آمده و در آن قرار داریم ، وضعیت جدیدی ایجاد کنیم که فضای گفتگو و مطالبه گری برای آزادی و عدالت و زندگی بهتر برای همگان ، با کمترین میزان ترس و خطر فراهم شود.

دی ماه 1401

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

یک وبسایت یا وبلاگ در WordPress.com بسازید قالب Baskerville 2 از Anders Noren.

بالا ↑

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: