در فکر دوچرخه

سه روز است که می خواهم بنزین بزنم، روز اول از روبروی پمپ طاها رد شدم، خیلی شلوغ بود، صف تا چهار راه ناهوک رفته بود، اول منصرف شدم، بعد با خودم گفتم، خیلی کار دارم و به ماشین هم نیاز دارم، پس بهتر است دو ساعتی وقت بگذارم و بنزین بزنم، تا به کارهای دیگه خودم برسم، داخل صف ایستادم، شخصی نابینا داشت شیشه های ماشین ها را میزد و در خواست کمک مالی می کرد، او همیشه همینجاست، نیازمند به نظر می رسد ولی به تکدی گری هم عادت کرده است، چون نیازش طی یک ساعت ایستادن بر آورده می شود و می تواند به خانه برگردد ولی تا وقتی پمپ بنزین فعال است و ماشین هست، او هم همانجاست، بگذریم.

دقایقی بعد شخصی که مسئول بازدید پلاک ها بود آمد، داستان بازدید هم اینگونه است که در تاریخ زوج تقویم، پلاک های زوج حق دریافت سوخت را دارند و در تاریخ های فرد تقویم، پلاک های فرد، که من خوشبختانه حواسم همیشه به این قسمت هست.

فرد مدنظر به من اشاره کرد که از صف خارج شو و برو، بهت بنزین نمیدیم ! گفتم داستان چیه؟ گفت فقط ماشین ها پژو پارس اینجا حق سوختگیری دارند.

این مورد جدید بود، چون قبلا همچنین داستانی در پمپ بنزین طه نداشتیم ، اینجا ماشین هایی که پلاک آنها توسط فرمانداری ثبت و ارائه شده بود که مربوط به کارمندان دولت بودند حق سوختگیری داشتند که چون ماشین پراید ۱۱۱ ما هم به اسم یاسمن بود و او هم نیروی قراردادی بیمارستان، اجازه سوختگیری داشت.

خلاصه طبق پرس و جو ، متوجه شدم که همین دیروز این مورد تصویب شده در فرمانداری ولی چون هیچ پایگاه اطلاع رسانی ندارند، هر بار باید زنگ زد فرمانداری و پرسید، همینقدر مسخره 🙂 حتی یک کانال تلگرام که بچه های ده ساله هم دارند، نداره این سازمان 🙂 آدم نمی دونه بخنده یا گریه کنه.

خلاصه اطلاعات حاصل شد که پراید ها در پمپ بنزین پاک گوهر اجازه سوختگیری دارند، با رعایت زوج و فرد، پژو های ۴۰۵ هم در پمپ بنزین اما علی با رعایت زوج و فرد. چون امروز نزدیک به ساعت ۱۱ شده بود و تا ساعت ۱۲ بیشتر بنزین ندارن، که میگن چون سهمیه بنزین پمپ ها را از بالا کامل نمیدن، کمبود بنزین دارن ، خلاصه ریسک نکرده و تا پمپ بنزین پاک گوهر نرفتم، انرژی و بنزین و زمان خودم رو ذخیره کردم و ماشین رو بردم خونه گذاشتم، در مسیر هم خرید هایی داشتم که با هوشمند اونها رو در مسیر برگشت برنامه ریزی کردم و خریدم تا در خیابان های دیگه تردد نکنم و بنزین الکی مصرف نکنم، از شما پنهان نباشد که فکر خرید یک دوچرخه دست دوم یا نو یا یک تنه دوچرخه و بعد تجهیز اون رو مدام در سرم تکرار میکردم.

چون روز بعد، فرد بود اجازه سوختگیری نداشتم و سعی می کردم حداقل استفاده از ماشین را داشته باشم که خیلی از کارهایم عقب افتاد و با استرس اونها مبارزه میکردم.

امروز همان روز زوج و موعود برای بنزین زدن است، طبق اطلاعاتی که از قبل با پرس و جو بدست آوردم، متوجه شدم اگر ساعت ۵ صبح برم صف بنزین، تا ساعت ۸ بنزین زده و می توانم به کارهای دیگر خودم برسم، پمپ بنزین هم از ساعت ۷ ، شروع به کار می کند. امروز ساعت ۵ از خواب بیدار شدم، دمای هوا ۱ درجه سانتی گراد است ، ۱۴ دی ماه ۱۴۰۱ – یک بطری آب و یک بسته چوب شور و چندتا بادام زمینی و کتاب پدران و پسران را با خودم برداشتم ، شال و کلاه کردم و زدم بیرون، ساعت ۵:۳۰ رسیدم به پمپ بنزین پاک گوهر، حدودا پنجاه ماشین زودتر از من اومده بودن، مردم داخل ماشین ها خواب بودن، همه آقا بودن و خانمی در آن بین نبود، پدر یاسمن هم در صف بود، جلوتر از من بود، او هم خواب بود، مزاحمش نشدم، داخل ماشین نشستم تا هوا کمی روشنتر شود، در همین زمان دایرکت صفحه نگارخانه را چک کردم و به سوالات مخاطبان درباره کلاس ها پاسخ دادم و جواب های بعضی از مخاطبان درباره پرسش های هفته را دریافت کردم.

هوا روشن تر شد، کتابم را شروع به خواندن کردم، بازارف در این فصل عاشق شده بود و خیلی مظطرب بود، دو فصل توانستم بخوانم، ساعت ۷:۱۳ پمپ بنزین شروع به کار کرد و ماشین ها حرکت کردند، ساعت ۷:۳۳ وارد محوطه پمپ بنزین شدم، نیم ساعتی در داخل معطل شدم، چون همه به جز پر کردن باک ماشین، گالنی هم همراه داشتن و آن را هم پر می کردن، این بنزین زدن و فروختن البته خودش یک شغل است در سراوان، اما چگونه؟

شما یک کارت سوخت دارین که ۷۰ لیتر ۱۵۰۰ تومنی و ۲۰۰ لیتر آن ۳۰۰۰ تومنی است، هر گالن ۷۰ لیتری بنزین در بازار به قیمت ۸۰۰ هزار تومان خریداری می شود، برای همین اکثر مردم در پایان ماه بنزینی در کارت هایشان ندارند، سهمیه خودشان را کامل می زنند و اگر مصرف نکنند، آن را میفروشند، کمک خرجی است برای خانواده و منبع درآمدی برای خیلی ها، این بنزین از طریق موتور یا ماشین به مرز پاکستان قاچاق می شود، مسیری حدودا ۵ ساعته رفت و برگشت با موتور و هر سه گالن بنزین ۷۰ لیتری هم سودی حدود ۱ میلیون تومانی برای موتوری ها دارد.

شاید براتون سوال بود که چرا از بیرون بنزین نمی خریم و ۴ ساعت میریم صف می ایستیم، که تا الان احتمالا متوجه قیمت بالای بنزین در بیرون پمپ بنزین شدین، هر بیست لیتری ۳۰۰ هزار تومان در صورتی که داخل پمپ بنزین با بنزین ۱۵۰۰، می شود ۳۰ هزار تومان و با بنزین ۳۰۰۰ تومانی می شود ۶۰ هزار تومان.

خلاصه که ساعت ۸ بنزین زدم، ۲۳ لیتر ، مبلغ ۳۵ هزار تومان .

امروز هم در مسیر بازگشت به خانه داشتم به خرید یک دوچرخه فکر می کردم و اینکه واقعا ما درگیر چه چیزهای مسخره ای هستیم در این شهر.

ما داریم با ارزش ترین چیزی که در زندگی داریم، یعنی زمان و عمرمون را در این صف ها تلف می کنیم، این یک مورد بود، صف نان به جدا، صف گاز به جدا، در روستاها صف آب به جدا و اضطراب همراه اون به جدا . در عصر سرمایه داری و شعار فراوانی ، ما را در این وضعیت قحطی نگه داشته اند تا از توسعه و رشد فردی خود عقب بمانیم و اصلا وقتش را نداشته باشیم. با فقر بر ما حکومت می کنند و روز به روز ما را فقیرتر می کنند، ثروتمندی هم که از دل این فقر در می آید، فقیر است، پولش را بر می دارد و می رود، نمیفهمد که اینجا را باید بسازد، کار ایجاد کند، سرسبزش کند تا به بنزین نیازی نباشد و فراوانی باشد، از نظر فکری فقیر است، چه سیاست کثیفی. حتی سیاست بازان این شهر هم فقیرند.فقر مسئولیت پذیری، فقر پاسخگویی، فقر پیگیری و مطالبه گری، فقر دیده شدن، فقر اندیشه . . .

مسئولین وقت سراوان؛

سعید تجلیل؛ فرماندار
سردار محمد کرمی؛ استاندار
نماینده: دکتر ملک فاضلی
شوراهای شهر؛ شیرزاد بزرگزاده، ژیلا میرمرادزهی، جمیله بهرامی، محمد اکبر امرا، هوشنگ امرا، عبدالقادر دهقانی ، محمدرضا درزاده
شهردار سراوان؛ سیدی
بامری ؛ نماینده مقام معظم رهبری در امور اهل سنت
عبدالصمد ساداتی: امام جمعه تسنن
محمدی ؛ معاون سیاسی اجتماعی و امنیتی فرمانداری
شهسوار نصرتی ؛ معاون برنامه ریزی و توسعه فرمانداری
مولوی حقانی: امام جمعه مسجدجامع صدیق اکبر
و همه مردم شهرستان سراوان و روستاهای اطراف آن که ساکت اند.
برای این نوشتم که فراموش نشوید.

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

یک وبسایت یا وبلاگ در WordPress.com بسازید قالب Baskerville 2 از Anders Noren.

بالا ↑

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: