مکس پینکرز ( Max Pinckers )

سه پسر به یک سوراخ روشن بر روی زمین نگاه می کنند؛ مردی روی پیاده‌رو نشسته و با تماشاگرانی که آنها را نمی بیند حرف می زند، مردی مسن هم در حالتی به نظر می‌رسد که دارد گروهی از گربه‌های وحشی را هدایت می‌کند.

در مورد این مجموعه از صحنه های خیابانی بمبئی، چیزی به شدت ضعیف وجود دارد؛ آنها کاملا واقعی به نظر نمی رسند. در نحوه نمایش این تصاویر معمولاً سرنخی آشکار می شود. در یک گالری یا موزه، هنرمند آن‌ها را به‌عنوان جعبه‌های نوری بزرگ و منحصربه‌فرد و مستقل به نمایش می‌گذارد، در حالی که در کتاب The Fourth Wall (2012) هنرمند انتخاب می‌کند که آنها را بر روی روزنامه‌های ارزان قیمت و با کیفیت پایین چاپ کند. این ارائه ها ممکن است به نظر با یکدیگر تناقض داشته باشند، اما در واقع به جنبه های مختلف یک رسانه اشاره می کنند. نصب جعبه نور تضمین می‌کند که صحنه‌ها به همان شکلی که در صفحه سینما می‌تابند، نور ساطع می‌کنند، در حالی که کاغذ روزنامه برای تداعی ارزش‌های تولید با کیفیت پایین سینمای محلی انتخاب می‌شود. برای مجموعه «The Fourth Wall»، هنرمند بلژیکی مکس پینکرز از صنعت فیلم هندی که در بمبئی مستقر است، الهام گرفت که در داخل و خارج از کشور به بالیوود (Bollywood) معروف است. کالین پانتال (Colin Pantall)، عکاس و نویسنده، زیرکانه خاطرنشان می‌کند: «پینکرز ما را به بمبئی بالیوودی می‌برد که نیمه تخیلی، نیمه نوستالژیک و نیمه واقعی است، ترکیبی از ماسالا (masala) که با تاریخ غنی بازنمایی که شهر در طول سال‌ها تجربه کرده است، مطابقت دارد. ”

پینکرز این پروژه را در سال آخر خود در مدرسه هنر در گنت، بلژیک، در حالی که برای کارشناسی ارشد در هنرهای زیبا تحصیل می کرد، آغاز کرد. او با ویکتوریا گونزالس فیگوئراس (Victoria Gonzales-Figueras) که به عنوان دستیار نورپردازی و محقق او کار می کرد به بمبئی سفر کرد. این سفر اولین سفر او نبود؛ او چند سال قبل آنجا بود و یک رویداد خاص تأثیر به یاد ماندنی بر او گذاشت. یک روز در خیابان، به او پیشنهاد شرکت در یک فیلم بالیوودی به عنوان یک فرد معمولی داده شد و این تجربه باعث شد که او میزان نفوذ صنعت سینمای محلی را درک کند.همانطور که خودش می‌گوید، او ناگهان متوجه شد «هیچ جای دیگری مانند هند به سینما ارادت ندارند». در واقع، «بالیوود به شدت فرهنگ [محلی] را تعیین می کند.» علاوه بر این، «آن دنیای تخیلی بالیوودی به واقعیت نفوذ می‌کند و بر زندگی روزمره تأثیر می‌گذارد و خودش را بر ادراک و تخیل مخاطب دیکته می‌کند». این تلاقی بین واقعیت و تخیل دقیقاً همان چیزی بود که پینکرز امیدوار بود در ماجراجویی عکاسی ای که با گونزالس فیگوئراس برنامه ریزی می کرد،آن را کشف کند. پس از بازگشت به بمبئی، او شروع به گرفتن عکس از بازیگران واقعی در محل کار بر روی صحنه های واقعی فیلم هایشان کرد. با این حال، این تصاویر آن چیزی که او به دنبالش بود را نشان نمی دادند، بنابراین او این رویکرد را کنار گذاشت و مسیر خود را تغییر داد. پس از تفکر زیاد، او به این فکر افتاد که خیابان های بمبئی را به صحنه خودش و ساکنان آن را به بازیگران خودش تبدیل کند. ابتدا او به دنبال مکان‌هایی بود که فضایی از گمنامی را تداعی کنند: مکان‌هایی فارغ از هیاهوی پوسترها و بیلبوردهای تبلیغاتی رقیبان. او ساختمان‌هایی را انتخاب می کرد که سطوح شان محو و فرسوده و حس بی‌زمانی را ایجاد می‌کردند. سپس پلیس، نگهبانان، فروشندگان فروشگاه ها، دستفروشان خیابانی و هر کسی که اتفاقاً از آنجا رد می‌شد را  دعوت می کرد و از آن‌ها می پرسید که آیا می‌توانند صحنه‌هایی از فیلم‌های بالیوودی مورد علاقه‌شان را در زیر تابش نورهای دراماتیک برای دوربین او اجرا کنند. او توضیح می‌دهد: «افراد در این تصاویر با انتخاب نقش‌های خود که برای دوربین و اپراتور غربی آن (یعنی خودش) اجرا می‌کنند، تبدیل به بازیگر می‌شوند. آنها با آگاهی از قدرت تصاویر، همه چیزشان را به کار می‌گیرند و با در آغوش گرفتن دنیای بصری جمعی خود و با توقف لحظاتی کوتاه، رویاهای خود را در صفحه نقره‌ای منعکس می‌کنند». در واقع، اجرای آنها مجذوب کننده است؛ همانطور که پانتال مشاهده می کند، بیننده وارد دنیای برادران گمشده و عاشقان جدا شده می شود. بمب‌های دودی منفجر می‌شوند، عاشق‌ها گریه می‌کنند و آدم‌های بد دوست داشتنی، بهترین چهره‌های خود یعنی نقش جبار سینگ (Gabbar Singh) (آدم بد از وسترن نهایی ماسالا، شعله (Sholay)، 1975) را برای دوربین پینکرز  بازی می کنند».

اما با وجود صحنه‌پردازی، رقص و نورها و به عبارتی تئاتری بودن این صحنه ها، باز هم جزو زندگی روزمره شهری هستند. گاهی اوقات ممکن است صحنه ها بر اساس لحظات واقعی  و خود به خودی باشند. او توضیح می‌دهد، برای مثال، «عکسی از دو مرد با لباس متحدالشکل که از یک حصار بالا می‌روند و فرار می‌کنند»، «بازآفرینی لحظه‌ای بود که به تازگی گذشته بود. آنها این کار را دوباره با غرور و لذت فراوان انجام دادند». در مواقع دیگر، الهام ها از اخبار واقعی می آیند؛ پینکرز توضیح می‌دهد: «مقاله‌ای در روزنامه خواندم: دو مرد از گازهای خواب‌آور برای سرقت از خانه یک بازیگر زن استفاده کرده اند، همان گازی که در یک فیلم موفق در سال 1972 استفاده شد که در آن آشپز ، صابخانه‌اش را ربود». اشاره به عنوان تصویر، که در آن او یک بمب دودزا را در صحنه فیلم اتاق خواب رها کرد. این مجموعه در نهایت آمیزه‌ای بین زبان مستند واقعیت و داستانی است: چیزی که پینکرز به عنوان «تعادل بسیار خوب» بین سینما و واقعیت توصیف می‌کند.

سرپرست موزه، شارلوت کاتن (Charlotte Cotton) پیشنهاد می‌کند که این تاکتیک «می‌تواند داستانی از قدرت رئالیستی جادویی، شگفتی‌های غیرقابل توضیح و نمایشنامه‌ای که از زندگی و تجربیات واقعی ارائه شده‌ را بازگو کند». در نهایت، همانطور که سایمون بینبریج (Simon Bainbridge) به وضوح اشاره می کند، مجموعه «The Fourth Wall» مفروضات گسترده ای را در مورد ژانر مستند زیر سوال می برد. سرنخی در عنوان یافت می شود که به نوع متفاوتی از گسست بین واقعیت و دنیای سلولوئید اشاره دارد: «در صحنه تئاتری که از سه دیوار – چپ، راست و پشت تشکیل شده است – دیوار چهارم صفحه خیالی را تشکیل می دهد که از طریق آن، تماشاگر صحنه آشکار شده را می بینند. بازیگران که از این مانع آگاه هستند، تمایل دارند هر از چند گاهی با اشاره به خود داستان، با آگاهی به دوربین و عمل، از آن عبور کنند». با این حال، پینکرز این مفهوم را برای عکاسی مستند از طریق اظهار نظر در مورد پارادوکس های رسانه انتخابی خود به کار می برد. او می‌گوید: «عکاس مستندی که واقعیت را به‌عنوان «مگس روی دیوار» ثبت می‌کند، دیگر نمی‌تواند نقش دستوری و دستکاری‌کننده‌اش را انکار کند. گمنامی او، غیبت ظاهری او، صرفا یک ژست است. او با تمام قدرت آنجاست و «لحظه قطعی (تعیین کننده)» را انتخاب می کند». عکس هایی که او می گیرد دروغ نیستند، بلکه خود را در استودیویی که او از واقعیت خلق می کند، می پیچند. به این ترتیب «The Fourth Wall» را می توان به عنوان یک تفسیر در مورد کل ژانر عکاسی مستند خواند.

– کتاب : اطلس جهانی عکاسی خیابانی

– صفحه :  377 – 374  

– نویسنده : جکی هیگنز

– ترجمه : عارف خدابنده

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

یک وبسایت یا وبلاگ در WordPress.com بسازید قالب Baskerville 2 از Anders Noren.

بالا ↑

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: