نائویا هاتاکیما ( Naoya Hatakeyama )

نائویا هاتاکیما در یافتن چشم اندازهای غیرمعمولی که زیبایی غیر منتظره شهرها را آشکار می کنند، ماهر است. مجموعه در حال اجرای او «Slow Glass» افق توکیو و خیابان‌های آن را به گونه‌ای قاب می‌ کنند که گویی از جلوی شیشه اتومبیل باران‌ زده ای می‌گذرند.

او به طور خاص یک جعبه دوربین با یک صفحه شیشه ای ساخت تا بتواند دوربین خود را روی بارانی که روی صفحه می بارید، متمرکز کند. تک تک قطرات آب، مناظر شهری را می شکنند، تکه تکه می کنند و تغییر می دهند. عنوان این مجموعه برگرفته از داستان کوتاه باب شاو (Bob Shaw) نویسنده علمی تخیلی ایرلندی است. داستان «Light of Other Days» (1966) بر اساس مفهوم «slow glass» ساخته شده است که به عنوان نوعی دروازه زمانی عمل می کند؛ نور به آرامی از آن عبور می کند و بیننده را قادر می سازد صحنه های گذشته را ببیند. شاو می گوید که چگونه از این شیشه آهسته برای ساختن «صحنه ها (scenedows)” استفاده می شود – پنجره هایی که خاطره یک منظره زیبا را به تصویر می کشند. مردم برای خانه‌های خود صحنه‌هایی می‌خرند، اما پس از چند سال منقضی می‌شوند و در عوض به سادگی دنیای واقعی بیرون را نشان می‌دهند. وقتی این اتفاق می افتد، صاحبان یک صحنه جدید می خرند و دیگری را بیرون می اندازند. هاتاکیاما می‌گوید: «من شروع به جمع‌آوری Slow Glasses های دور ریخته‌شده در توکیو کردم. من از تصور زندگی ساکنانی که در اتاق‌های مجهز به Slow Glasses [و] مناظری که قبلاً در آنها منعکس می شده اند، لذت می‌برم.» مجموعه او، مجموعه ای از «Slow Glass» ها را تشکیل می دهد؛  با این حال، به جای واقعیت شهری خشن، هر تصویر صحنه‌هایی را نشان می‌دهد که شکوه را برمی‌انگیزد.

هاتاکیما در یک شهر کوچک در استان ایواته (Iwate) متولد شد. او می گوید: « در [خانه ما] به منظره ای وسیع از سواحل رودخانه باز می شد. بزرگ شدن در میدان بصری وسیع، تأثیر زیادی روی من داشت.» هنگامی که او به توکیو نقل مکان کرد، احساس می کرد که توسط دیوارها احاطه شده است و آسمان باریک به نظر می رسد. او برای عکاسی پروژه خود در چند مکان فراموش شده و کم جمعیت شهر ساکن شد.  مجموعه “River Series» او (1993-1994) گذر رودخانه ای را هنگام عبور از کانال های سیمانی در ناحیه شیبویا (Shibuya) نشان می دهد. او این آبراه ها را هنگام غروب به تصویر می کشید تا مانند آینه های تاریکی که شهر را منعکس می کنند به نظر برسند؛ سطوح مایع آنها هر فریم را به دو قسمت برج های روشن در بالا و رودخانه در پایین تقسیم می کند. برای مجموعه بعدی خود، «Underground/River (Tunnel Series)» (1999)، او به هزارتوی سیاه و سفید سیستم فاضلاب تونلی توکیو سفر کرد. دوربین در دستان خبره هاتاکیاما چیزی بیش از یک دستگاه ثبت ساده است. او ادعا می کند که با حساسیت سوررئالیستی معلمش کیوجی اوتسوجی (Kiyoji Otsuji) هدایت می شود. به گفته هاتاکیاما، اوتسوجی نشان داد که دوربین باید «به عنوان ابزاری استفاده شود که چیزهایی را «افشاء» می کند. با این حال، متصدی موزه، مارک هاورث-بوث بریتانیایی (Mark Haworth-Booth) تأثیرات دیگری را در کار او حس می کند. او شش عنصر را در تصویر شناسایی می کند. پنج مورد اول به وضوح قابل مشاهده هستند: قطرات آب (یک)، شیشه جلو اتومبیل (دو)، آسمان تاریک گرگ و میش (سه)، منظره شهری در دور دست (چهار)، روشنایی ایجاد شده توسط درخشش نورهای مصنوعی (پنج). عنصر ششم مستلزم بررسی دقیق‌تر است، متأسفانه با بازتولید تصویر در کتاب مجاز نیست. با این حال، وقتی با اثر هنری واقعی روبرو می‌شویم، می‌توان فهمید که هر قطره باران مانند یک لنز مینیاتوری عمل می‌کند که بازنمایی وارونه‌ای از شهری در دور دست را منعکس می‌کنند. هاورث بوث می پرسد که آیا چشم اندازهای بی شمار و دیدگاه غیرمتمرکز ، روش مشاهده هاتاکیما است؟

تمرین هاتاکیما را می توان بیشتر به عنوان مراقبه ای در مورد ماهیت عکاسی خواند. در مجموعه «River Series/Shadow» (2004) او به مناظر شهری بازتاب‌شده به عنوان «سایه‌ها» اشاره می‌کند؛ با استناد به عبارتی که ویلیام هنری فاکس تالبوت (William Henry Fox Talbot) برای توصیف اختراع فرآیند عکاسی منفی/مثبت خود به کار برد: «هنر تثبیت سایه “. او مانند تالبوت، با دوربین، نقاشی های مبهم کشیده است و در مجموعه «Slow Glass» استفاده او از پنجره، یادآور اولین نگاتیو عکاسی تالبوت از یک پنجره مشبک است که در سال 1835 گرفته شده است. همانطور که متصدی موزه، مارتین بارنز (Martin Barnes) اشاره می‌کند، انتخاب سوژه توسط تالبوت «شکلی مناسب برای خبر دادن از یک رسانه جدید» بود، زیرا از آن زمان عکس‌ها اغلب به‌عنوان پنجره‌هایی از جهان در نظر گرفته می‌شوند. به سخنان Joan Fontcuberta، عکاس و نویسنده اسپانیایی توجه کنید:»عکاسی یک پنجره است و جالب آن چیزی است که در آن سوی پنجره مشاهده می شود”؛ جان سارکوفسکی (John Szarkowski)، عکاس و موزه دار آمریکایی، هم زمانی نوشت؛ عکاسی می‌تواند «پنجره‌ای باشد که از طریق آن می‌توان جهان را بهتر شناخت». با این حال، به نظر می رسد که مجموعه «Slow Glass» مفهوم عکس به عنوان پنجره را زیر و رو می کند.

پنجره باران‌ زده هاتاکیاما، باعث مختل و ناامید شدن نگاه اجمالی به جهان دورتر می شود. تک تک قطرات باران منظره شهر را تار و درهم می شکنند. با این حال شاید این مفهوم، استعاره بهتری از آنچه عکاسی است ارائه می دهد. پدرو جی. ویسنته مولر (Pedro J. Vicente Mullor)، منتقد، اشاره می‌کند، «آنچه در مورد «Slow Glass» هاتاکیاما واقعاً جذاب است، این است که . . . آنچه را که به طور شهودی قابل لمس و به طور بالقوه قابل تصور است، را نشان می دهد. او توضیح می دهد: «در ورای آن شیشه (آهسته)، مناظری وجود دارند که باید در ذهن خود تصور کنید [و] همیشه نامشخص، ناشفاف و معمایی خواهد بود؛ همیشه سرگشاده، فرضی و امیدوار کننده هستند. همیشه منتظر “وجود داشتن “ اند. «Slow Glass» به همان اندازه تصویری از مکان هایی است که شرح می دهد که درباره رویاهایی است که زمانی در سر داشته است. هاتاکیما شهر را به یک فضای مدیتیشن انتزاعی تبدیل می کند؛ پنجره تبدیل به صفحه‌ای می‌شود که ما افکار و تخیل خود را روی آن قرار می دهیم.

– کتاب : اطلس جهانی عکاسی خیابانی

– صفحه :  357 – 354  

– نویسنده : جکی هیگنز

– ترجمه : عارف خدابنده

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

یک وبسایت یا وبلاگ در WordPress.com بسازید قالب Baskerville 2 از Anders Noren.

بالا ↑

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: