بیت استرولی ( Beat Streuli )

آرزو ندارم برای خیابان ها آنقدر بزرگ شوم که از آنها دور شوم. این به معنی از دست دادن نعمت زیادی است. منتقد، تروور اسمیت (Trevor Smith)  از کلمات رمان جیم کریس (Jim Crace) Arcadia (1992) استفاده کرد تا آثار هنرمند سوئیسی الاصل و ساکن زوریخ، بیت استرولی را آشکار کند.

او می افزاید: «عکس ها و ساخته های استرولی یکی از واضح ترین ارائه های امروز در مورد نحوه سکونت ما در شهرهایمان است.» او بیست سال گذشته را وقف عکاسی از چهره‌ها در میان جمعیت شهری با تمرکز بر افراد ناشناس در کلان شهرها  کرده است. با این کار، او اکنون صدها هزار پرتره از گوشه و کنار زمین جمع آوری کرده است : نیویورک تا گانگژو ، توکیو تا سائوپائولو ، کیپ تاون تا اورشلیم ، لندن تا سیدنی. و همچنان ادامه دارد، زیرا علیرغم افزایش مایل های هوایی، تفکیک پذیری کارها به آسانی امکان پذیر نیست. این پروژه اساساً بدون پایان است. استرولی آن را به عنوان یک آرشیو در حال گسترش از ابعاد جهان توصیف می کند. دیگران آن را به عنوان «نسخه خیابانی سازمان ملل» و «یادبود معاصر بشریت» توصیف می کنند. آنچه روشن است این است که استرولی با وسواسی خستگی ناپذیر دست به کاری زده است که ممکن است حماسی ترین تلاش در پرتره خیابانی باشد که تاکنون تصور شده است.

روشی که استرولی برای ارائه کار انتخاب می کند به ما یادآوری می کند که هر تصویر بخشی از یک کل بزرگتر است. اغلب او هر پرتره را در ابعاد بزرگ چاپ می کند ، سپس عکس های رنگی با اندازه های بزرگ را در کنار هم قرار می دهد تا به صورت افقی مانند یک نوار فیلم پخش شوند. او همچنین اسلایدهایی می سازد یا آنها را باهم به عنوان فیلم نمایش می دهد. این تاکتیک های مختلف او را قادر می سازد به حرکت بی وقفه مردم و بی قراری انسان در محیط های شهری اشاره کند. علاوه بر این ، استرولی از همان ابتدا تصمیم گرفت ساخته های خود را در حوزه عمومی به نمایش بگذارد: در خیابان ها و شهرهایی که آنها را ایجاد کرده است. آثار به عنوان تابلوهای تبلیغاتی (مانند آن وسعتی که 1998 Biennale در طول خیابان سیدنی اجرا می کرد) ، پوسترهای بزرگ در فرودگاه ها ،  طرح هایی بر روی صفحه نمایش های وسیع و چهره های  غول پیکر و شفاف در پنجره های بانک ها و شرکت های مختلف نمایش داده می شوند. این عکس ها ظاهر  به سینما و تلویزیون اشاره می کند. آنها به عنوان تصاویر مد و تبلیغاتی در نظر گرفته می شوند، اما بینندگان وقتی نمی توانند لوگو یا پیام تجاری را پیدا کنند، گیج می شوند. استرولی می‌گوید: «من می‌خواهم نصب‌هایی داشته باشم که مانند فیلم‌ها بزرگ و زیبا باشند، یا بیلبوردهای بزرگی و بدون فروش محصولات احمقانه». در نهایت ، آثار در حوزه رسانه های جمعی وجود دارند و سوالات اساسی را در مورد “ مکان مناسب هنر “ ایجاد می کنند.

همه سوژه‌های استرولی تقریباً به یک شکل عکاسی شده اند تا حسی یکنواخت ایجاد و بنابراین احساس واقعی بودن را برای این پروژه به ارمغان می‌آورند. او اشاره می‌کند: «راه‌های مختلفی برای استفاده از چشم‌ها وجود دارد: می‌توانید چیزی را ثابت کنید یا فقط آن را ثبت کنید». «در مورد اول، روشی بسیار متمرکزتر، انتخابی و عمدی است، در مورد دوم، روشی بی طرفانه تر است، تقریباً می توان گفت «دموکراتیک» است. روش من برای عکس گرفتن بیشتر با حالت دوم مطابقت دارد.» او دوربینش را روی یک سه پایه، در آن سوی جاده از یک تقاطع یا خیابان شلوغ قرار می‌دهد و چهره‌هایی را که از فاصله دور عبور می‌کنند،با لنز تله‌فوتو قاب می‌کند. «من فکر می کنم نگاه کردن به مسائل در یک پس زمینه معمولی آسان تر است و به همین دلیل در حومه های فقیرنشین که مشکلات اجتماعی آشکار است عکس نمی گیرم.» در عوض، او در مناطق تفریحی مانند مراکز خرید، زندگی می کند. دو مجموعه از سیدنی در سال های 1998 و 2002 گرفته شده اند. او از ثبت لحظات دراماتیک دوری می کند و لحظات پیش پا افتاده و بی اهمیت را ثبت می کند. در نتیجه، گفته می‌شود که او «لحظه قطعی را از بین می‌برد» و کارش شیوه‌ای غیر جذاب را نشان می‌دهد. کاترینا گرگوس (Katerina Gregos)، منتقد، می گوید: «جامعه خیابانی که او از آن عکس می‌گیرد، جامعه «بی‌چشم‌اندازی» است، چشم‌اندازی از عادی بودن که در تمامیت خود به شرایط روزمره انسان اشاره دارد.»

لنز تله فوتو،  موجب ناشناس ماندن استرولی شده است و سوژه ها به ندرت متوجه می شوند که از آنها عکس گرفته می شود. در نتیجه، آنها چهره هایی بی خبر دارند؛ کسی از خود می پرسد؛ در چهره ای که نمی داند در حال تماشا شدن است چه چیزی دیده می شود؟  هنگامی که ما بی دفاع هستیم، چه چیزی آشکار می شود؟ واکر ایوانز با مجموعه ای که در متروی نیویورک بین سال‌های 1938 تا 1940، زمانی که به‌طور مخفیانه از مسافران عکاسی می‌کرد، سؤالات مشابهی را مطرح کرد. تصاویر تک رنگ ایوانز مسافران را با حالتی تقریباً پوچ نشان می دهند که ظاهراً در فکر فرو رفته اند و سعی می کنند از نگاه دیگران اجتناب کنند. هنگامی که این تصاویر سرانجام در سال 1966 با عنوان «Many Are Called» منتشر شدند، او گفت: «همانطور که شما می بینید، در میان آنها چهره یک قاضی یا سناتور یا رئیس بانک وجود ندارد. آنچه می بینید در عین حال هشیار کننده، شگفت انگیز و آشکار است: این خانم ها و آقایان هیئت منصفه هستند. با این حال، چهره های ایوانز، مانند چهره های معاصر تر استرولی، غیر قابل نفوذ هستند؛ که به جز احساس عدم تعلق چیزهای کم دیگری را می توان از آنها به دست آورد.

از تصاویر استرولی می توانیم چه چیزی یاد بگیریم؟ گرگوس  پیشنهاد می کند؛ آنها نشان می دهند «واقعیت پیرامون ما شکسته تر و پیچیده تر شده است.» او می افزاید: «زندگی معاصر در عرصه عمومی کمتر متعهد شده و بیشتر توهمی شده است.» این که همه ما کمتر به عنوان بخشی از یک کل اجتماعی رفتار می کنیم و بیشتر به عنوان فردی «واحد»، جدا از آنچه در اطراف ما اتفاق می افتد، رفتار می کنیم. او همچنین از کار جورج زیمل (Georg Simmel) ، جامعه شناس آلمانی قرن بیستم که به بررسی رابطه «کلان شهر و زندگی ذهنی» می پردازد ، استناد می کند. زیمل این ایده را مطرح  و گسترش داد که تجربه مشخص زندگی در شهر این است که؛ ما مجبور به زندگی در بین افرادی هستیم  که برای همیشه غریبه باقی خواهند ماند. این افکار، صحنه ای تیره و تار را ترسیم می کنند ، اگرچه که شاید بتوان با زندگی در بین غریبه ها چیزی به دست آورد. عکس های استرولی یکنواختی تجربه شهری معاصر را بیان می کند. تصاویر سیدنی در سراسر جهان پخش می شوند. با این حال ، با یادآوری کلمات کراس در ابتدای این مقاله ،آنها از بین رفتن لذت ، یا «نعمت» را با دور شدن از جمعیت آشکار می کنند.

– کتاب : اطلس جهانی عکاسی خیابانی

– صفحه :  301 – 297  

– نویسنده : جکی هیگنز

– ترجمه : عارف خدابنده

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

یک وبسایت یا وبلاگ در WordPress.com بسازید قالب Baskerville 2 از Anders Noren.

بالا ↑

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: