ترنت پاک ( Trent Parke )

سیدنی از دریچه یک لنز  تاریک ظاهر می شود. ساختمان ها مبهم به نظر می رسند، طوری تار شده اند که گویی در حال محو شدن هستند. مردم همچون سوسو های طیف کم نوری از میان قاب ها عبور می کنند و در جاهایی که گاه و بیگاه نور در تاریکی نفوذ می کند، می درخشند و  می تابند. عکاس، ترنت پاک ادعا می کند؛ «من همیشه به دنبال نور هستم.  به آن اعتماد می کنم . » «نور چیزهای معمولی را به چیزهای جادویی تبدیل می کند.»

او قصد داشت دیدی رویایی تر و تاریک تر از بزرگترین شهر استرالیا ارائه دهد، نه دیدی معمولی و کارت پستالی. او ادعا می کند که این کار تنها با کیفیت منحصر به فرد نوری که در آنجا وجود دارد، امکان پذیر شد: یک نور سوزان و بدون آلودگی که «فقط در خیابان ها فرو می ریخت «. پاک آن نور را به یک اثر مسحور کننده در دو مجموعه «Dream/Life and Beyond» و «Minutes to Midnight» تبدیل می کند و سیدنی را به سرزمین سایه های متفکر و آسمانی  تبدیل می کند. در واقع، این دو مجموعه کاری، اولین دعوت از یک استرالیایی برای پیوستن به صف عکاسان مگنوم را به ارمغان آوردند و او را به عنوان «یکی از مبتکرترین و بدیع‌ترین عکاسان معاصر» و «یکی از واضح‌ترین عکاسان معاصر» با «یکی از واضح ترین امضاهای بصری در عکاسی خبری استرالیا» ستودند. 

پاک در حومه شهر نیوکاسل در نیو ساوت ولز بزرگ شد، جایی که به قول خودش، «حومه شهر با شاخ و برگ ها ملاقات می کند.» علاقه او به عکاسی از زمانی شروع شد که دوربین Pentax Spotmatic 35 میلی متری مادرش را قرض گرفت و والدینش را متقاعد کرد که گوشه ای از اتاق رختشویی  را به تاریکخانه تبدیل کنند. بعداً در سال 1992، به امید یافتن شغلی به عنوان عکاس، خانه را ترک کرد و در سیدنی شروع  به زندگی کرد. دیری نگذشت که به او پیشنهاد کار در روزنامه دیلی تلگراف ، برای عکاسی از تیم کریکت استرالیا داده شد و به مدت ده سال مهارت او صرف عکاسی ورزشی شد. بخشی از غریزه پیش بینی حرکت او به عنوان هنرمند عکاس خیابانی در آن دوره پرورش یافت. او توضیح می دهد ، “ آن غریزه پیش بینی حرکت، مزیت اضافی به من داد که وقتی در خیابان عکاسی می کردم می توانستم تمام عناصر شکل دهنده یک تصویر را در حالی که هنوز در اطراف من بودند، حس کنم. » با این حال ، شاید تجربه ای که بیشتر به کار  او شکل داد، سالها پیش اتفاق افتاده بود.

وقتی پاک دوازده ساله بود ، مادرش یک شب بر اثر حمله آسم فوت کرد. این اتفاق آنقدر ناگهانی و غیرمنتظره بود که تأثیر زیادی روی پسرش گذاشت. پاک توضیح می دهد: “آن اتفاق، نقطه عطف زندگی من بود ،» چیزی بود که زندگی ام را برای همیشه تغییر داد، زیرا باعث شد من همه چیز را در اطرافم مورد سوال قرار دهم ، هر چیز خیلی کوچکی که به آن نگاه می کردم و هنوز هم این کار را می کنم. چرا این اتفاق افتاده است؟ این ها برای چیست؟ دنیایی که من در آن زندگی می کنم چیست؟ چرا من اینجا هستم؟» این نگرانی ها امروز هم برای او مهم هستند؛ این سوالات نحوه نگاه او به جهان را آشکار و الهام می بخشند. هنگامی که پاک تمرین خود را توصیف می کند، آن را با کلماتی که نوعی جستجوی وجودی را نشان می دهد، بیان می کند: «عکس های من، بیشتر سؤال هستند تا پاسخ. من از عکاسی به عنوان راهی برای کمک به درک دلیل حضورم در اینجا استفاده می کنم. دوربین به من کمک می کند تا ببینم. این سفر من است: کاوشی در زندگی ام.» در واقع ، رویکرد او بسیار شخصی است که کار را از یک مستند ساده فراتر می برد.

 مجموعه «Dream/Life and Beyond» سالی شروع شد که پاک به سیدنی آمد. او پس از ترک خانواده، دوستان و همه چیز های آشنا، تصمیم گرفت خود را در عکاسی غرق کند. او می گوید: «بنابراین کاری را که همیشه انجام می دادم انجام دادم: به خیابان رفتم و از دوربین لایکای خودم برای شلیک (عکس گرفتن) احساسی که در آن زمان داشتم استفاده کردم.» «هر روز بیرون می رفتم؛ این کار برایم مانند یک دارو شد. » با این حال ، آن روزها و ماه هایی که او صرف راه رفتن در خیابان های سیدنی می کرد، باعث شدند بتواند تکنیک خود را کامل کند؛ در آن زمان و مکان بودکه او یادگرفت چگونه با نور کار کند. پاک به یاد می آورد: «مشکل آنجا بود که شهر واقعاً زشت بود.» با این حال ، او به زودی متوجه شد که نور شدید خورشید استرالیا می تواند به کمک او بیاید. او شروع به استفاده از آن نور برای ایجاد سایه های عمیق کرد که پوسترهای تبلیغاتی ، تابلوهای تبلیغاتی و سایر شلوغی های غیر ضروری را از بین می برد. نور شدید خورشید همچنین تأثیری مضاعف در «سیاه تر و دراماتیک تر کردن صحنه ها ” داشت.

پاک که با لنز واید و فیلم سیاه و سفید کنتراست بالا در اطراف پرسه می‌زد، به سرعت متوجه شد که کدام بخش‌های شهر انتخاب‌های باشکوهی را ارائه می‌دهند. او به فعالیت ها و فرصت های مرکز تجاری شهر توجه کرد. با توجه به ابعاد نسبتاً کوچکش ، او بارها و بارها خود را در حال چرخیدن در همان خیابان ها می دید. با این حال ، این محدودیت یک پویایی جدید و جالب را به کار تحمیل کرد؛ او را مجبور کرد تا روش های جدیدی برای دیدن مکان ها ابداع کند. وی می افزاید: “جستجوی روش های جدید منجر به آزمایش مداوم، به ویژه در مورد نور و نگرانی از نحوه ارتباط تکنیک عکاسی با محتوای مفهومی و احساسی یک تصویر شد.» در واقع ، می توان استدلال کرد که این کار، مهمترین و تنها اصلی را که در تمرین پاک مشهود بود را تحریک کرد: قاعده ای که مستلزم عدم وجود قوانین بود.

منتقدان اغلب عکاسی پاک را به دلیل مهارت فنی و نوآوری بی امان او تحسین می کنند. موزه دار، سوفی هاوارث پیشنهاد می‌کند: «در میان عکاسان خیابانی معاصر، ترنت پاک به دلیل تمایل بی‌قرارش برای آزمایش کردن .  . . محدودیت های رسانه ، متمایز است.» وقتی نوبت به کتابچه راهنمای عکاسی می رسد، او از تمام دستورالعمل های معمول سرپیچی می کند؛ در واقع، او مجموعه‌ای از آنچه را که می‌توان «خطاهای عکاسی» نامید، انجام داده است. او محدودیت‌های مرسوم برای سرعت شاتر را نادیده می‌گیرد و به مردم و ترافیک اجازه می‌دهد تصویر خود را در سراسر فیلم ثبت کنند؛ او محدودیت‌های مرسوم برای زمان‌های نوردهی را نادیده می‌گیرد و عناصر کادر را در تاریکی یا درخشندگی، بی اثر می‌کند. او شخصیت‌های مرکزی درون کادر را از فوکوس خارج می‌کند، با این حال چیزهای کوچک‌تر و به ظاهر بی‌اهمیت را با شفافیت دقیق ارائه می‌کند. او همچنین از شانس لذت می‌برد و با کنایه می‌گوید: «اگر من دقیقاً بدانم که در یک فیلم قرار است چه اتفاقی بیفتد، از پرداختن به آن ناراحت نمی شوم . . .  وقتی چیز غیرمنتظره ای را روی نگاتیو می بینم، آن را دوست دارم. فکر می کنم که: «چگونه این اتفاق افتاد؟ برمی گردم و روی آن کار می کنم. ‹ سه تا چهار هفته آینده را با این هدف در ذهنم بیرون می روم . . . فقط کار می کنم تا درست متوجه شوم و تصویری را ارائه دهم که بهترین لحظه را نشان می دهد. » رویکرد اصلی پاک بدین معناست که مجموعه هایی مانند «Dream/Life and Beyond» و «Minutes to Midnight» را می توان هم به عنوان واقعیت و هم به صورت داستانی خواند: به عنوان قطعاتی از رویاها یا شاید کابوس. با این حال ، این مجموعه ها  همچنین به عنوان بازجویی دقیق از رسانه انتخابی او (عکاسی) خوانده می شوند. او در پایان می گوید: «تنها حضور من در خیابان و شلیک (عکس گرفتن) به مردم برایم کافی نیست – من باید سعی کنم رسانه عکاسی را تقویت کنم.»

– کتاب : اطلس جهانی عکاسی خیابانی

– صفحه :  295 – 292  

– نویسنده : جکی هیگنز

– ترجمه : عارف خدابنده

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

یک وبسایت یا وبلاگ در WordPress.com بسازید قالب Baskerville 2 از Anders Noren.

بالا ↑

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: