میمی مولیکا ( Mimi Mollica )

هنگامی که میمی مولیکا برای اولین بار در آوریل 2007 از داکار دیدن کرد، آنجا یک سایت وسیع ساختمانی بود. تعدادی پروژه بزرگ ساختمان سازی در حال انجام بود که باعث هرج و مرج در سراسر شهر شده بودند. بلندپروازانه ترین آنها ایجاد اولین بزرگراه کشور بود. ساخت و ساز بزرگراه 20 کیلومتری داکار دیامنیادیو آغاز شده بود که قول  اتصال پایتخت به بقیه سنگال را می داد.

النا باگلیونی (Elena Baglioni)، متخصص مطالعات توسعه شهری ( و همسر مولیکا ) این تجربه را به یاد می آورد: «هوا که از ماسه و گرد و غبار اشباع شده بود، هنگام وزیدن باد هارمتان(Harmattan)  (بادی خشک که که از دسامبر تا فوریه می وزد ) به یک سد متراکم تبدیل و آلودگی حاکم میشد. » بزرگراه جدید طی مراسم باشکوهی افتتاح و از آن زمان تا کنون محل کسب و کار  است. با این حال، مولیکا شاهد شکل گیری آن بود – که چگونه شکل شهر را تغییر داد و چگونه ساکنان محلی در این فضای حمل و نقل ظهور کردند.

مولیکا در مجموع سه بار از پایتخت سنگال دیدن کرد و با توصیه مربی اش ، هنرمند، سرپرست و نویسنده مارتین پار  (Martin Parr) (به ص 384 مراجعه کنید) ، مجموعه «En Route to Dakar» را ایجاد کرد. سرپرست سوفی هاوارث (Sophie Howarth) توضیح می دهد که  تصاویر به دست آمده چگونه «بوی تعفن آسفالت جدید را در گرمای طاقت فرسا، بوی بد آب کثیف و گازهای دیزلی که از نوار سیاه جاده عبور می کنند “ را می رسانند. با این حال ، تصاویر  با مردم نیز در کشمکش هستند: چوپانانی که گوسفند می فروشند، فروشندگان خیابانی که غذا ، گل و انواع کالاها می فروشند و رانندگانی که برای خرید جمع می شوند. باگلیونی می افزاید: “در اطراف، مردم چانه می زنند ، می سازند ، صحبت می کنند ، آشپزی می کنند ، لباس می شویند ، حتی دعا می کنند.» مجموعه “En Route to Dakar» چهره انسانی شهری را نشان می دهد که موج های پی در پی تخریب و ساخت و ساز را تجربه می کند.

مولیکا در پالرمو، سیسیل بزرگ شد، او پسر یک عکاس آماتور  و علاقه مند است. مولیکا می گوید: «از آن زمان بود که عشق من به شعر تصویری شروع شد.» او در سن نه سالگی، شروع به گرفتن عکس کرد و مادرش با تشخیص اشتیاق پسرش، کتابی از عکس های مگنوم را برای او خرید. او به یادمی آورد : آن کتاب یک نقطه عطف بود ، «تصاویر برای من یک واقعیت زیبا را آشکار کردند ، بنابراین بازگشتی وجود نداشت ، من جذب شده بودم. در حقیقت از آن زمان تا الان، چیز کمی تغییر کرده است ، برای من ، مگنوم هنوز معبد (قابل ستایش) است. » در بیست سالگی ، مولیکا به لندن نقل مکان کرد و شغلی مربوط به عکاسی را پیدا کرد که در آن کمک دست هلن بینه (Hélène Binet) عکاس معماری بود، هلن بینه توسط معماران مشهور مانند زاها حدید (Zaha Hadid) و دانیل لیبسکیند (Daniel Libeskind) به کار گرفته می شد. کمی بیشتر از یک سال بعد ، در سال 1998 ، او رویای مادام العمر خود مبنی بر تبدیل شدن به یک عکاس خبری را آغاز کرد. امروزه او برای مجلات و سازمان های غیردولتی کار می کند که این کار وظایف پولی (و شخصی) اش را در سراسر جهان پوشش می دهد.

او تا حدودی برای یک عکاس خبری غیر معمول است؛ به جای یک دوربین سنتی و سبک وزن 35 میلی متری، گاهی یک هسلبلاد با قطع متوسط و سنگین تر را انتخاب می کند. او می گوید: «من از این که دوربین مجبورم می کند تا سرعتم را کند کنم خوشم می آید.» او معتقد است این دوربین هنگام ساختن تصاویر، ذهن او را متمرکز می کند؛ به نظر می رسد که قاب ها ساختار یافته و سنجیده در نظر گرفته شده اند. او به یاد می آورد: «هلن بینه یک بار قالب مربعی را که در خانه مشاهده کرده بود را اینگونه توصیف کرد.» “قاب مربعی یک قالب بسیار دموکراتیک است زیرا هر طرف با طرف دیگر برابر است و یک ترکیب بدون ساز و کار تحمیلی قاب، ایجاد می کند، اما فقط با انتخاب شما به عنوان عکاس تنظیم می شود.» مولیکا همچنین احساس می کند که قاب مربعی باعث می شود بیننده زمان بیشتری را برای خواندن هر تصویر صرف کند.

در اولین سفر به سنگال ، چیزی که در ساخت و ساز جاده بیشتر  توجه او را جلب کرد، فضای سه بعدی قابل لمس آنجا بود. شبکه ای از پل ها، روگذرها، سطوح شیب دار  و انبوهی از شن و ماسه، خاک و قلوه سنگ های مختلف،؛ دنیای بصری عجیب و شگفت انگیزی را ایجاد کرده بودند. «من در وسط یک دگرگونی شدید، جذب یک چشم انداز شدم، اما آنچه واقعاً جالب بود این بود که بلافاصله احساس کردم در آن غوطه ور شده ام. آنجا یک مکان سورئال با زاویه دیدی عجیب بین سطوح مختلف بود. » آن اولین تأثیر در مشاهده تصاویر بود. خطوط قوی قطری، عمودی و افقی به صورت زیگزاگ در سراسر قاب ، یکدیگر را به دو نیم تقسیم می کنند؛ از بیننده خواسته می شود تا کارهای قبلی او با هلن بینه را به خاطر آورد، زیرا تصاویر بسیار معمارانه به نظر می رسند.  در آثار مولیکا دو استراتژی زیبایی شناختی دیده می شود که مستقیماً در تضاد هستند؛ یا خطوط در مسیرهای مختلف به بن بست می رسند یا ممکن است عقب نشینی کرده و چشم را بی نهایت هدایت کنند. تصاویر یا محدود و تقریبا کلاستروفوبیک (شخصی که ترس شدید یا غیرمنطقی از مکان های محدود دارد)هستند، یا وسیع و تقریباً بی نهایت.

مولیکا می گوید: «اولین برداشت من بسیار غریزی بود؛ مکان بسیار عکاسانه به نظر می رسید و من در یک نگاه عاشق آن شدم. با این حال، من شروع به هضم، تحقیق و جستجوی چیزی برای هیجان انگیز کردن داستانم از آنچه دیده بودم، کردم. اما در زمان اندکی متوجه شدم که کلمه پر سر و صدای فعلی در داکار ، بزرگراه است. » همسرش در مقطع دکترا،  توسعه شهر ی می خواند. و او به خاطر می آورد، «انتظارات از این جاده زیاد بود. پس از اتمام، به طور گسترده تصور می شد که بندر دوباره رونق می یابد ، اتوبوس ها سفر خود را به داخل و خارج تسریع می کنند، مسافران به راحتی به محل کار خود می رسند، تجارت شکوفا می شود ، ساخت و ساز رونق می گیرد و در اصطلاح  ثروت «چکه می کند». این حس غالب نسبت به بزرگراه وجود داشت که نوید زیادی می داد و در نگاه مولیکا ناگهان به یک چارچوب روایی برای مسائل وسیعتر اجتماعی ، سیاسی ، محلی و بین المللی تبدیل شد. با این حال ، تجربیات روزانه مولیکا ، پیاده روی در آن محل از صبح تا غروب ، داستان کاملاً متفاوتی را بیان می کند. در میان عکاسی، با هر کسی که می توانست هم صحبت میشد و متوجه شد؛ تقریباً همه افراد – کارگران ، تاجران ، فقرا ، ثروتمندان ، زنان ، مردان ، پیران ، جوانان – بیش از هر چیز می خواهند به اروپا مهاجرت کنند. او به یاد می آورد: «بنابراین در نظر من ، بزرگراه نه تنها یک مکان فیزیکی و نماد تغییر و پیشرفت مهندسی بود، بلکه استعاره ای برای خروج و فرار از چیزی بود.” این امیدها و آرزوها، معماری های متناوب را معنا می بخشید؛ مجموعه “En Route to Dakar» سرانجام به عنوان مجموعه ای در مورد گیر افتادن، حبس و آزادی خوانده می شود.

– کتاب : اطلس جهانی عکاسی خیابانی

– صفحه :  285 – 282  

– نویسنده : جکی هیگنز

– ترجمه : عارف خدابنده

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

یک وبسایت یا وبلاگ در WordPress.com بسازید قالب Baskerville 2 از Anders Noren.

بالا ↑

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: