گای تیلیم ( Guy Tillim )

از زمان استقلال گابن (Gabon) از استعمار فرانسه در 17 اوت 1960، این کشور کم و بیش توسط یک خانواده اداره می شود. به غیر از چند سال اولی که لئون امبا (Léon M’ba) رئیس جمهور بود، عمر بونگو اوندیمبا (Omar Bongo Ondimba) بیش از چهار دهه این پست را بر عهده داشت تا اینکه در سال 2009 پسرش علی بونگو اوندیمبا (Ali Bongo Ondimba) مسئولیت آن را بر عهده گرفت.

در نتیجه ، نام پایتخت به لیبرویل (Libreville) (فرانسوی به معنای «Freetown») ، تا حدی با طنز بیان می شود. گای تیلیم، یکی از تأثیرگذارترین عکاسان آفریقای جنوبی، در سال 2012 وارد لیبرویل شد. مجموعه ای که او در آنجا ایجاد کرد، توپوگرافی شهری را به سادگی نشان نمی دهد، بلکه ایده های مختلف تغییر منظره را نیز مورد بررسی قرار می دهد: او این مناظر شهری معاصر آفریقا را به عنوان تاریخ، ایدئولوژی و حتی باطن لیبرویل در نظر می گیرد.

تیلیم در سال 1962 در ژوهانسبورگ متولد شد، به این معنی که او تقریباً با پسااستعمارگری در آفریقا، هم سن است، اگر چه این انتقال در کشور خودش تا دیرهنگام اتفاق نیفتاد.او از سال 1986 به عنوان یک عکاس خبری آزاد در  آپارتاید برای رسانه های داخلی و خارجی از جمله رویترز (Reuters) و خبرگزاری فرانسه (Agence France-Presse) کار می کرد. او به یاد می آورد: «آنچه روزنامه های خارجی از ما می خواستند، نشان دادن بی عدالتی بود که در آفریقای جنوبی اتفاق می افتاد.» » این خواسته آنها از جهاتی بسیار سودمند بود، چون بی عدالتی را آشکار می کرد، اما در عین حال باعث ایجاد یک ارتدوکس دیگر می شد (کنایه از به وجود آمدن مسئله ای جدید از بطن مسئله قبل ) زیرا فرمول خاصی برای توصیف آنچه در آنجا اتفاق می افتاد وجود داشت.» او به تدریج از این فرمول خسته شد، ولی مهم بودن موضوع او را مجبور کرد تا در مورد روش های جایگزین برای بازنمایی موضوعات توسط عکاسی تامل کند. او از مشکلات ذاتی قاب بندی آگاه شد و می گوید: “من به شدت دنبال یک لحظه نمادین می گشتیم، اما بافت یا زمینه یک مکان اغلب از بین می رفت . . . زیرا زمینه اغلب خارج از آن قاب بود. » اندیشه هایی در مورد ماهیت و قدرت بازنمایی و زبان عکاسی به سرعت توجه او را جلب و تبدیل به مشغله های اصلی او شدند.

در اواسط دهه 1990، تیلیم (مانند گریم ویلیامز (Graeme Williams) ، ص 246) مجذوب اتفاقاتی شد که پس از آپارتاید در ژوهانسبورگ رخ می داد. مهاجرت دسته جمعی سفیدپوستان از شهر به سمت حومه به این دلیل که جوامع سیاه پوست حاشیه نشین به مرکز شهر نقل مکان می کردند. تیلیم در ملاقات با مادربزرگش که در یک مرکز خیلی بلند بتنی در مرکز شهر زندگی می کرد، متوجه شد که این منطقه چقدر سریع و رادیکال در حال تغییر و خراب شدن است. وی می گوید: «پنجره ها شکسته و تعمیر نشده اند. آسانسورها متوقف شده و مسیر حرکت آسانسور  به محل دفن زباله تبدیل شده است. » او می افزاید: «ساختمان ها شبیه جاهایی شده اند که دچار آتش سوزی شده اند.” تیلیم تصمیم گرفت که به شهر وارد شود و یک آپارتمان اجاره کند، اما با دلسردی بیان می کند که : «من تنها مرد سفید پوست در آن بلوک بودم”، او شروع به مستندسازی آنچه در حال رخ دادن بود، کرد تا پرتره ای از این شهر در حال نابودی ایجاد کند. هفته ها گذشت و او تلاش می کرد. به نظر می رسید به بن بست رسیده باشد؛ تصاویر کار نمی کردند. در همان زمان، آنچه را که او به عنوان نقطه عطف توصیف می کند، یافت. او می گوید: «آن لحظه را خیلی خوب به خاطر دارم، روی پشت بام کار می کردم و  این درک تازه را تجربه کردم که باید از جستجوی درام روزنامه نگاری در یک صحنه خودداری کنم، بلکه باید یک قدم به عقب بر دارم. او توضیح می دهد: “من نیاز به شکار یک تصویر ندارم، می توانم آن را واقعا رها کنم.» تنها در این صورت بود که می توانستم در مکان هایی که هستم، اجازه دهم آن مکان خودش صحبت کند. » نتیجه، مجموعه مشهور  آثار او به نام «Jo’burg» (2004) بود: مجموعه ای که گذار در شیوه کار تیلیم را نشان می دهد. «از آن زمان به بعد آنچه نگرانم می کرد این بود که باید سعی کنم تا نه تنها از مفهوم زیبایی در نظر خودم ، بلکه از تصوراتم درباره درام که اغلب یک درام کاذب بود، نیز فراتر روم – این عمل، مقداری پویایی در قاب ایجاد می کند که ما را تکان می دهد و قاب را زیبا می کند، اما لزوماً مفهوم را منتقل نمی کند. » مجموعه های مختلف بعدی تیلیم – از «Congo Democratic» (2006) تا «Avenue Patrice Lumumba» (08-2007) – علاقه روز افزون وی را برای گسترش مفهوم از طریق استفاده از ژانر عکاسی منظره نشان می دهند. او شروع به عکاسی منظره در آنگولا کرد و ادعا می کند که سبکی بسیار چالش برانگیز و دشوار است: «عمدتا به این دلیل که من تمایل داشتم  عناصر خاصی را نگه دارم و بقیه چیزها را برای خنثی سازی جدا کنم”، و بدین وسیله او آنچه را که به عنوان نوعی شمایل نگاری معرفی می کند، ایجاد کرد، که بیننده بعد از مواجهه با آن بلافاصله می فهمد که از چه چیزی  عکاسی شده است. «با این حال، من به شدت احساس کردم که اگر دموکراسی عناصر در یک چارچوب وجود داشته باشد ،  می توان به آنجا وارد شد ولی آنجا مکانی که شما می شناسید و مکان پروژه نخواهد بود. “ این ایده از نشریاتی که کاپیتان جیمز کوک (James Cook) در سفرهای خود در اواخر قرن هجدهم نوشته بود، الهام و سرچشمه گرفت. تیلیم مشتاقانه مباحثی را که در کشتی کوک در مورد چگونگی به تصویر کشیدن مناظر داشتند را مطالعه کرد، نه تنها به شباهت آنها با آنچه که امروز داریم ، بلکه به مواردی که او مدنظر داشت، اشاره می کردند: سوالاتی از قبیل «چقدر به منظره ارزش می دهید و چقدر به آن اجازه می دهید تا صحبت کند؟» نتیجه آن، اولین مجموعه او بود که صرفاً به منظره «Second Nature» اختصاص داشت ، و ابتدا در پلینزی فرانسه (French Polynesia) و سپس در سائوپائولو (São Paulo)(2010-11) عکاسی شد.

«Libreville» ، جدیدترین مجموعه تیلیم ، مفاهیم منظره را بیشتر کاوش می کند. بناها و مقبره های تاریخی که وی قاب بندی کرده است به وضوح به تاریخ و ایدئولوژی اشاره می کنند. تصویر Stade Omar Bongo (تصویر 6 را ببینید) یک ورزشگاه را به تصویر کشیده است، یکی از مکان های قدرت مدرن را که به افتخار فرمانروا، به نام او نامگذاری شده است. نام او همچنین در بلوار Omar Bongo تکرار می شود (تصویر 5 را ببینید) و نام پیشینیان (اجداد) او در تأسیس محل اقامت لئون مبا ، اولین رئیس جمهور گابن (تصویر 4 را ببینید). پرسی زوومویا (Percy Zvomuya)، منتقد اهل آفریقای جنوبی، ثروت خارق العاده عمر بونگو را به ما یادآوری می کند و اینکه او اعتقاد داشت : «درباره فساد با من صحبت نکن. این یک کلمه آفریقایی نیست. » او درباره نحوه برخورد تیلیم با فقرا اظهار نظر می کند که ، «ما را دعوت می کند تا برخی از سلسله مراتب را زیر سوال ببریم.» با این حال ، این مجموعه همچنین از نگرانی های زیبایی شناختی که در مجموعه «Second Nature» توسعه یافته است ، استفاده می کند. لنز تیلیم چشم اندازهای وسیع و دقیق ، ثابت و تیز را ثبت می کند. چشم دموکراتیک او از ارجحیت دادن به یک چیز خودداری می کند. این امر باعث مشارکت مستقیم بیننده می شود، که در عکس ها رها می شود تا چشم اندازها را در جستجوی معنا کاوش کند. او می پرسد «از چه چیزی عکس گرفته شده است؟» «هیچ چیز  و همه چیز ، وقتی تمایلی به ترک قاب ندارید.» «در تهیه عکس از منظره، من باید با دشواری دیدن واقعیت مناظر روبرو می شدم. فضایی که با یک نگاه، خیال، فکر و یا چهره؛ خود را تغییر می دهد. » در نهایت، مناظر شهری تیلیم، ناشناخته بودن را منتقل می کنند؛  عکس های مناظر او به سایت های تفریحی تبدیل می شوند که ما در آنها شروع به کاوش و شگفتی می کنیم و آنچه مهمتر از همه چیز است، این است که ما چگونه آنها را درک می کنیم.

– کتاب : اطلس جهانی عکاسی خیابانی

– صفحه :  269 – 266  

– نویسنده : جکی هیگنز

– ترجمه : عارف خدابنده

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

یک وبسایت یا وبلاگ در WordPress.com بسازید قالب Baskerville 2 از Anders Noren.

بالا ↑

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: