ژوهانسبورگ ( JOHANNESBURG )

در اوایل قرن بیستم، خیابان های ژوهانسبورگ میزبان دو نوع از عکاسان خیابانی بودند. کسانی که  نور و سایه را در لحظاتی زودگذر از تعامل انسان و معماری شکار می کردند

و بقیه عکاسان خیابانی که استادانی بودند در این ژانر بی نظیر، پرتره هایی تمام قد (of cards) و  پرتره هایی از کمر به بالا (half cuts) کار می کردند. عکسی از مهاجری روسی به نام لئون لووسن (Leon Levson)که عکاس خیابانی آفریقایی را در حال عکس گرفتن در خیابان های ژوهانسبورگ نشان می دهد که با زرنگی هزینه های  زندگی خود را با گرفتن پرتره های خیابانی تأمین می کند. این عکس دنیای عکاسی مستند را دربرگرفت. بسیاری از عکاسان خیابانی آفریقای جنوبی به عنوان عکاسان پرتره خیابانی شروع به کار کردند، از جمله ارنست کول (Ernest Cole) ، سانتو موفوکنگ (Santu Mofokeng) و جودا نگ ونیا (Juda Ngwenya). برخی مشتاق به تصویر کشیدن زندگی سریع و گذرا بودند. معرفی دوربین های کوچکتر و سریعتر این امکان را برای کسانی مانند باب گوسانی (Bob Gosani) و پیتر مگوبن (Peter Magubane) فراهم کرد تا نام خود را در مجله Drum ، که در مورد زندگی در دوران آپارتاید در شهرهای آفریقای جنوبی در دهه های 1950 و 1960 گزارش می کرد ، ثبت کنند.

گوسانی تصاویری دیدنی و مطابق با طبیعت ژوهانسبورگ تهیه کرد، اما همه آنها را در خیابان های عمومی نگرفت، بلکه آنها را در فضاهایی که برای عموم مردم بسته بودند، ثبت کرد. در میان آنها عکس معروف گوسانی که به اصطلاح «Tauza dance» خوانده می شود در سال 1954 گرفته شده است. این رقص به مراسمی اشاره می کند که او با دوربین ثبت کرد و در آن مراسم زندانیان سیاه پوست شهر فورت، مجبور بودند برهنه برقصند تا به نگهبانان نشان دهند که هیچ چیزی در روده خود پنهان نکرده اند. گوسانی همچنین عکس های خیلی خوبی از مسابقات بوکس با دست های برهنه بین کارگران مهاجر  مشغول به کار در معدن گرفت.

کول (Cole)، یکی از اولین عکاسان خبری سیاهپوست آفریقای جنوبی شاغل در مجله درام (Drum) است. مجموعه کارهایی که او بین سالهای 1958 و 1966 انجام داد و پس از آن مجبور به تبعید شد ، از شجاع ترین کارها در روزهای اولیه تجربه آپارتاید هستند.  چشم قوی و پرشور او، واقعیت زندگی در ژوهانسبورگ را در دوران آپارتاید با تصاویری آشکار از قبیل نشان دادن یک سیاهپوست که به دلیل ورود بدون گذرنامه به شهر دستگیر و با دستبند بسته شده بود (تصویر 1) را نشان می دهند. کول تصاویر خود را در کتاب  House of Bondage در سال 1967 منتشر کرد. این کتاب به یک اثر مهم تبدیل شد و در آفریقای جنوبی ممنوع شد.

مستندساز دیوید گلدبلات (David Goldblatt)، یکی از هم عصران کول (نگاه کنید به ص. 258) ، فرمی دقیق از عکاسی خیابانی را تمرین می کرد. تصویر او در خیابان ایلوف (تصویر 2 را ببینید) تعداد زیادی از مردم را منتظر تغییر چراغ ها نشان می دهد؛  هر چهره تنوع را در آفریقای جنوبی نشان می دهد، با این حال چهره آنها نیز نشان دهنده استرس جدایی نژادی هم هست. تصویر دیگری که در خیابان الوف در ماه مه 1966 گرفته شده نیز دارای تضاد بالایی است و احساس ترس شدید در یک فضا بسته (claustrophobic feel) از خیابان نیویورک را نشان می دهد، اما در عین حال با تهدیدی که نوعی نقاشی سیاه قلم (chiaroscuro) است، از تضاد نژادی پر شده است. تصاویر دیگری از خیابان ها و وسعت حومه شهرها که منعکس کننده ماهیت کار و رنج گلدبلات است در کتاب «تقاطع ها» (2005) او یافت می شوند.

در عکاسی خیابانی معاصر  ژوهانسبورگ هیچ کمبودی وجود ندارد ، برخی از آنها جالب و جذاب هستند، اما بسیاری از عکس ها تقریبا قراردادی  به نظر می رسند. بسیاری از آن توسط عکاسان با استعداد تولید می شوند، اما به نظر می رسد که کار آنها نشان می دهد که آنها با خیابان به عنوان پروژه ای سرسری برای کار کردن و سپس رفتن، رفتار می کنند. برخی از رویکردی کمتر کلی نگر استفاده می کنند و موضوعات خاصی دارند که دنبال به تصویر کشیدن آنها در خیابان ها هستند. سایر عکاسان آماتور، کارهای جدی در داخل و اطراف شهر طلا ایجاد کرده اند. شاید این جدایی حومه  ژوهانسبورگ از خیابان ها و خانه ها توسط دیوارهای نفوذ ناپذیر و حصارهای برقی که با نگهبانان و سگ های وحشی محافظت می شوند باعث شده عکاسی حومه شهر به چنین  کار دلهره آور تبدیل شود. خود شهر ؛ خاکی، بی رحم و تهدیدآمیز است که این خود باعث می شود عکاسی کردن از خیابان در مقابل گستره شهری، کمتر  باشد . در طول چند دهه، شهر با کینه خود را در اختیار کسانی قرار داده است که مایل به ثبت خیابان های ناهموار و پر فراز و نشیب آن بوده اند. یکی از عکاسانی که وارد شهر ژوهانسبورگ شده است گریم ویلیامز (Graeme Williams) است (نگاه کنید به ص 246) ، که عکاسی را در دهه 1980 آغاز کرد. چشمگیرترین آثار خیابانی ویلیامز در کتابش «The Inner City» (2000) هستند که شامل تصاویری بین سالهای 1996 تا 1998 هستند و از نظر بصری به همان اندازه مکان هایی که در آنها عکس گرفته است، پیچیده هستند.

از جمله عکاسان جوان تری که شهر را به تصرف خود درآورده اند، می توان به Nontsikelelo “Lolo” Veleko (نگاه کنید به صفحه 242) اشاره کرد که با نگاهی گیرا به مد خیابانی پیشرو در شهر تمرکز داشت و Sabelo Mlangeni (نگاه کنید به ص 240)، که با تصاویری از افراد در  معماری بی روح جهان پس از آپارتاید در حومه شهرها شناخته می شود.

– کتاب : اطلس جهانی عکاسی خیابانی

– صفحه :  239 – 238  

– نویسنده : جکی هیگنز

– ترجمه : عارف خدابنده

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

یک وبسایت یا وبلاگ در WordPress.com بسازید قالب Baskerville 2 از Anders Noren.

بالا ↑

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: