الیو بابیری ( Olivo Barbieri )

استانبول نه تنها بزرگترین شهر ترکیه – با 13.9 میلیون نفر جمعیت در 2063 مایل مربع – بلکه بزرگترین شهر در اروپا و یکی از بزرگترین شهرهای جهان نیز هست. علاوه بر این، به سرعت در حال گسترش است. کنت فرامپتون (Kenneth Frampton) ، مورخ معماری، می گوید؛ شهر مدرن در حال گذار از دوران تکاملی عصر کلان شهر به دوران «ابر شهر” است (metropolis to the megaform). 

همانطور که کریستوفر فیلیپ، موزه دار، می گوید، «این عبارت فرامپتون برای شهرهایی است که در اثر انفجار جمعیت و انباشت گسترده سرمایه در مرکز آسیا، آمریکای لاتین و خاورمیانه ایجاد شده است، که موج جدیدی از ساخت سازه هایی را آغاز کرده که همه چشم اندازهای منطقه را فرا گرفته اند .استانبول یکی از این ابر شهرهای نوظهور است. الیو بایری در سال 2011 در یکی از آخرین توقف های سفر ده ساله ادیسه وارش که به بیش از 40 شهر بزرگ در سراسر جهان داشت، به استانبول رفت. مجموعه حاصله (site specific) ایده ای که شهر قرن بیست و یکمی را به عنوان یک مکان ویژه برای زندگی مورد بررسی قرار می دهد: مکانی که تغییر می کند ، بی ثبات است و دائما در حال تحول است.

بابیری این مجموعه را در سال 2003، مدت کوتاهی پس از حملات تروریستی به برج های دوقلو در نیویورک، آغاز کرد . او به یاد می آورد: «بعد از 11 سپتامبر، جهان کمی تار شده بود زیرا اتفاقی که غیر ممکن به نظر می رسید رخ داده بود.” سازه هایی که ماندنی و دائمی به نظر می رسیدند، تبدیل به گرد و خاک شده بودند. در آن زمان، او در حال کار روی مجموعه ای در باره بزرگراه های ایتالیا بود و از مسیرهای اطراف شهر برشیا در لومباردی عکاسی هوایی می کرد. او در دوران کودکی، هنگام پرواز بر فراز شهر خودشان “ کارپی” ، قدرت عکاسی هوایی را تجربه کرده بود: او می گوید: «اولین باری که با هواپیمای سبک پرواز کردم ، یک دوربین انعکاسی دو لنز داشتم که باید آن را زیر و رو می کردم تا به پنجره هواپیما برسد. چندین عکس سیاه و سفید گرفتم، و هنوز واکنش هیجان انگیز عکاس محله را که هنگام ظهور عکس ها میدان شهر را در آنها دیده بود، به خاطر دارم. » بابیری تصمیم گرفت مجموعه «site specific» را از یک هلیکوپتر که در ارتفاع پایین پرواز می کند، عکاسی کند و از مناظر شهری در حال ظهور این سیاره، تصاویری از زاویه دید پرنده ایجاد کند. به هر حال ، آن تصاویر نوعی نقشه برداری هوایی نبودند؛ در آنها واقعیت به نفع دیدگاه های تخیلی کنار گذاشته شده است.

بابیری از همان ابتدا می خواست عکاسی را وارد قلمرو ناشناخته ای کند. علاقه او به مدیوم (رسانه) به عنوان وسیله ای برای به تصویر کشیدن جهان درونی بود تا بیرونی. وی تأکید می کند: » هرگز به عکاسی علاقه ای نداشتم، اما به تصاویر علاقه مند بودم. و معتقدم کارم با پایان یافتن عکاسی شروع می شود. » در دهه 1970 او تحت تأثیر عکاس مشهور ایتالیایی لوئیجی (Luigi Ghirri) قرار گرفت که شاگرد جدید و مشتاق خود را با اسامی افراد ژانر مستند آشنا کرد: از از اوژن اتگت (Eugène Atget) و آگوست ساندر (August Sander) گرفته تا چهره های جدیدتر ، مانند ویلیام اگلستون (William Eggleston) و استفان شور (Stephen Shore) را به او معرفی کرد. با این حال، آن آموزش دقیق در قالب مستند کلاسیک نتوانست هنرمند جوان را جذب کند. بابیری می گوید: «نتایج تلاشی که برای توصیف واقعی و غیرعادی جهان اطرافم انجام می شد؛ دنیایی را نشان می داد که کاملاً خیالی و غیر واقعی به نظر می رسید.» در سال 1999 بابیری با تکنیکی روبرو شد که کار او را در جهت کاملاً جدیدی قرار داد.

بابیری مأموریت داشت مجموعه ای را در استادیوم ورزشی ایتالیا ایجاد کند. او تصمیم گرفت با یک لنز بسیار تخصصی که معمولاً توسط عکاسان معماری استفاده می شود ، این پروژه را تجربه و کار کند. لنز  تیلت شیفت (tilt-shift) شخص را قادر می سازد تا زاویه دید را تنظیم کند، به عنوان مثال، از حالت تحریفی به هم رسیدن خطوط برج ها بر روی یکدیگر در دوربین، جلوگیری می کند. بابیری کشف کرد که این مدل لنز ، این امکان را به او می دهد تا صفحات مختلف یک فضای سه بعدی را به این دلیل که در یک تصویر دو بعدی فشرده شده است از هم متمایز و روی نقطه خاصی فوکوس کند. در حالی که عکاسان قبلی از این مدل لنز برای ترسیم دقیق  و واضح سطوح و پویایی فضایی یک صحنه استفاده می کردند، در دستان بابیری، این وسیله برای متراکم سازی فضا و گیج کنندگی، یا همانطور که او می گوید “نابودکردن زاویه دید” استفاده می شد . تصاویر بدست آمده، فوکوس را بطور اساسی و غیرعادی منحرف می کنند؛ برخی از بازیکنان فوتبال به کناره ها پرتاب شده اند ، برخی دیگر در مقابل بوم سبز زمین محو شده اند. علاوه بر این، او با تنظیم نوردهی برای کم کردن جزئیات، صحنه را بیشتر هم تغییر می دهد. در نهایت، مردان به مجسمه های کوچک اسباب بازی تبدیل شده و ورزشگاه به عنوان یک مدل از یک روستای مینیاتوری دیده می شود؛ بابیری واقعیت را به توهم تبدیل کرده است.

در سال 2003 ، بابیری از تکنیک تیلت شیفت خود برای عکاسی هوایی استفاده کرد و بدین ترتیب مجموعه «site specific»  را برای اکتشاف در مناظر شهری آغاز کرد. با قرار دادن لنز معماری بر روی یک دوربین با قطع بزرگ ، او خط افق شهرها را از صدها فوت بالاتر از سطح زمین با هلیکوپتر قاب می کرد. اولین ایستگاه وی پایتخت ایتالیا ، زادگاهش ، رم ، سپس امان ، اردن بود ، و به دنبال آن ایالات متحده و مقصدهایی مانند لاس وگاس ، سپس به شانگهای رسید. در سال 2007 ، او استفاده از لنز تیلت شیفت را متوقف کرد و شروع به دستکاری دیجیتالی رنگ ، تون و حتی ساختار پیکسل های تصاویر خود در مرحله پس از تولید کرد. این شیوه کار در تصاویر «site specific Istanbul») او برجسته است. به نظر می رسد پانوراماهای رنگی، شکسته ، تکان داده شده و سپس دو برابر شده اند. مناظر تکان داده شده و سپس جابه جا شده اند. به نظر می رسد این شهر با یک نسخه کپی در جهانی موازی همزیستی داشته باشد. او می گوید: «همه کارهای من در مورد ادراک است ،» این ساختارشکنی، روشی برای دیدن است. » بابیری ایده هایی را که او را در ابتدا جذب شهر کرده بودند تجسم می کند؛ این ایده که استانبول شهری بین شرق و غرب خط گسل است. مکانی که دو فرهنگ در کنار هم زندگی می کنند، در هم آمیخته اما شکسته شده اند.

– کتاب : اطلس جهانی عکاسی خیابانی

– صفحه :  211 – 208  

– نویسنده : جکی هیگنز

– ترجمه : عارف خدابنده

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

یک وبسایت یا وبلاگ در WordPress.com بسازید قالب Baskerville 2 از Anders Noren.

بالا ↑

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: