سو ویلیامسون ( Sue Williamson )

گروهی از برلینی ها روی پله های رایشتاگ (Reichstag) ایستاده اند و حروفی را در دست دارند که در جاهای خالی عبارت » کم است . . .  اگر تو داری . . . » (“It’s a bit . . . if you have ”) را پر می کند: اگر پول زیادی دارید کمی مشکوک است.

به گفته سو ویلیامسون ، کسانی که این اجرا را در سال 2010 تنظیم و اجرا کردند ، توسط پلیس امنیت دستگیر شدند. او می گوید: «آنها ما را از ادامه برنامه مطابق دستورات خود منع کردند زیرا این اقدام» برخلاف شأن رایشتاگ “خوانده می شد . . . شرکت کنندگان فقط می توانستند آنجا بایستند و عمل نگه داشتن نامه ها را تقلید کنند. » این تصویر بخشی از مجموعه در حال انجام “Other Voices, Other Cities (از 2009 تا کنون) است که در آن ویلیامسون از پایتخت های جهان دیدن می کند و از ساکنان آنها می پرسد زندگی در آنجا به چه معناست و پاسخ های آنها را در یک جمله خلاصه می کند. این مبنایی است برای بیانیه های مجسمه مانندش. در برلین ، به او گفته شد که مردم ترجیح می دهند از رفتارهای ظاهرگرایانه برای کم ارزش جلوه دادن ثروتمندان اجتناب کنند؛ بنابراین ویلیامسون برای عبارت مورد استفاده در برلین  و دخالت پلیس می افزاید: » اگر به ما اجازه داده میشد نامه ها را نگه داریم، من آن را بیشتر دوست داشتم .”

ویلیامسون اگرچه متولد انگلستان است اما از هفت سالگی در آفریقای جنوبی زندگی می کند. او زمانی که کشور در چنگال آپارتاید (سیاست تبعیض نژادی) قرار داشت با مجموعه «A Few South Africans» (1983-1987) ، در ستایش از زنان ناشناسی که در مبارزه برای آزادی فعالیت می کردند، شهرت زیادی پیدا کرد. از آن به بعد، او از فیلم استفاده می کند، موضوعات را پیدا و از آنها برای ایجاد اثری که به نمایندگی از افراد حاشیه نشین صحبت کند، عکاسی می کند. او می گوید: «من در ابتدا هنرمند هستم ، اما به شیوه ای که هنر می تواند چیزها را تغییر یا در آنها تأثیر بگذارد علاقه مند هستم.» ایده «Other Voices, Other Cities» در سال 2009 هنگامی که او در دهمین دوسالانه هاوانا در کوبا شرکت کرد، آغاز شد. او در حال نمایش مجموعه «What About El Max?» (2005-2004) ،  گرفته شده در دهکده ماهیگیری ال مکس در اسکندریه مصر بود که از او پرسیدند آیا می تواند کاری مشابه برای روستای کوجیمار کوبا انجام دهد.  مردم محلی در ال مکس او را زیر منگنه گذاشته بودند و مدام از او سوال می کردند که در مورد خانه آنها چه فکری می کند. او می دانست که یک پایگاه نظامی و یک شرکت پتروشیمی در مجاورت می خواهند مردم را به داخل کشور منتقل کنند، پس به این ایده رسید که به روستاییان این فرصت را بدهد تا صدایشان شنیده شود. ویلیامسون از آنها خواست تا افکار خود را در مورد خانه های خود نقاشی کنند؛  او ترجمه انگلیسی را در کنار آنها نوشت و سپس از بیانیه ها عکس گرفت. ویلیامسون می گوید: “کسی که می تواند بخواند ” ما مثل ماهی هستیم. ما نمی توانیم دور از دریا زندگی کنیم »را می توان از اتومبیل هایی که در اسکندریه از بزرگراه اصلی عبور می کنند خواند.» اما تصاویر او پیام ها را تا بسیار دورتر  و در سطح جهانی منتقل کردند.

عکاس ها به ارائه بی صدای سوژه های خود مشهور هستند. ویلیامسون که از این کار ناامید شده بود، برای افزودن صدا در هنر خود به متن روی آورده است. ال مکس اولین باری نبود که مردم را قادر می ساخت تا از طریق عکس ها صحبت کنند؛ مجموعه “From the Inside» (2000-2002) به افراد مبتلا به HIV مثبت، صدا داد.  یکی از مصرف کنندگان سابق کوکائین، بنیامین بوراگریرو (Benjamin Borrageiro)، در زیر پل هوایی خیابان بویتنکانت در باغهای کیپ تاون نقاشی می کرد: «من از امبیکی (Mbeki)(رییس جمهور آفریقای جنوبی) خسته و درمانده شدم که می گوید HIV باعث ایدز نمی شود.» این شعار خیلی زود پاک و نام تابو امبیکی رئیس جمهور آفریقای جنوبی شکاک به ایدز  پوشیده شد. در نتیجه ، بر خلاف ال مکس، این بیانیه اکنون فقط به عنوان یک عکس وجود دارد. به همین ترتیب، تفکر برلینی ها و اجرای آنها که فقط برای لحظه ای دوام آورد از طریق دید ویلیامسون جاودانه شد.

پروژه کوجیمار هرگز عملی نشد؛ در عوض مفهوم «Other Voices, Other Cities» متولد شد. در هر شهر ، هنرمند افراد را در حالی که نامه ها را بالا نگه می دارند ، مرتب می کند ، چندین عکس می گیرد و سپس عکس ها را به صورت پانوراما به هم می چسباند، به همین دلیل آنها از هم جدا به نظر می رسند و شرکت کنندگان در آنها تکرار شده اند. در طول اجرا ، توجه ویلیامسون بر هدایت هر فرد در مکان مناسب متمرکز است ، بنابراین او از یک عکاس دعوت می کند تا دکمه شاتر را بزند (در برلین آن فرد Abrie Fourie بود). ویلیامسون از آن زمان به سراسر جهان سفر کرده است تا صداهای جدید را در شهرهای جدید جستجو کند. در ژوهانسبورگ می پرسند «یوهانس کیست؟» (نگاه کنید به صفحه 244) در حالی که مردم نیویورک از خود می پرسند «منظورم این است که کجا می خواهید بروید؟» و مردم لندن می گویند «وقتی قوانین را می دانید آزاد هستید». ویلیامسون می افزاید: «این پروژه اساساً مربوط به ایجاد گفتگو بین شهرها است.» پیام های هر شهر محلی است، اما طنین جهانی دارد. آنها روند گفتگوی جهانی شدن ما را سرعت می بخشند (تبدیل دنیا به یک کل واحد بدون مرز و با اهداف مشترک ).

– کتاب : اطلس جهانی عکاسی خیابانی

– صفحه :  187 – 186  

– نویسنده : جکی هیگنز

– ترجمه : عارف خدابنده

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

یک وبسایت یا وبلاگ در WordPress.com بسازید قالب Baskerville 2 از Anders Noren.

بالا ↑

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: