آلیسا رزنیک ( Alisa Resnik )

«ملاقات با یک انسان به این معناست که با یک معما بیدار بمانید.» این سخن امانوئل لویناس (Emmanuel Lévinas)، فیلسوف ، مجموعه در حال پیشرفت آلیسا رزنیک را معرفی می کند.

پروژه “One Another» برخوردهای مختلف او را در بارها ، کافه ها و خیابانهای کم نور برلین بعد از ساعت کاری به تصویر می کشد. تصاویر  بین صحنه های خلوت، خیابان های ناشناس و لحظات ناخوشایند با دوستان صمیمی و غریبه ها جابجا می شوند. سایه ها نفوذ قاطعی دارند، جزئیات تار و قاب ها خالی از رنگ به نظر می رسند. نشانه ها؛ خاطرات مبهم، طنین گذشته یا حتی رویاها را تداعی می کنند. بیشتر مردم و مکان ها مملو از هوای مالیخولیایی (غمگین) و تنهایی به نظر می رسند. دوست نویسنده اش جرمی مرکر (Jeremy Mercer)، می نویسد: «عکاسی آلیسا رزنیک  ترکیب مغشوشی از ترس و درد را القا می کند. پرتره ها تداعی کننده زیبایی شگفت انگیز و پیچیده انسان هستند. با این حال، در آنها غم مبهمی نیز وجود دارد. «

او تا سن چهارده سالگی در سن پترزبورگ زندگی می کرد؛ در سال 1990 او و خانواده اش از اتحاد جماهیر شوروی در حال فروپاشی به دنبال زندگی بهتر به برلین نقل مکان کردند. او در ابتدا احساس می کرد که یک فرد خارجی است و به یاد می آورد: «وقتی من به اینجا نقل مکان کردم چیزی در مورد شهر نمی دانستم. در مقایسه با محلی که از آنجا آمده بودم ، خصمانه و ناخوشایند به نظر می رسید. » او با هدف اثبات ادعای اینکه  با مردم و مکان ها روبرو شده است، شروع به عکاسی کرد. با این حال، حتی امروز ، بعد از بیست و چهار سال ، هنوز این احساس کاملاً فروکش نکرده است. رزنیک اعتراف می کند: «من بخشی از برلین هستم و برلین بخشی از من، اما هنوز احساس می کنم یک عنصر بیگانه هستم که هر لحظه ممکن است رد شود. این یک مبارزه دائمی است. «

در دو دهه گذشته او به عنوان پیشخدمت در بارها و رستوران ها کار  کرده است. در این کار  ویژگی وجود دارد که عنصر فضولی او را اقناع می کند. این کار او را قادر می سازد تا بدون دیده شدن به تماشا بنشیند. با این حال فقط تماشا کافی نیست. او همچنین از «دوگانگی دردناک بین سوژه و هدف” می گوید: شکاف بین خودش و دیگران. علاوه بر این ، «اشتیاق برای یک لحظه خالص  . . .  شکستن شیشه تنهایی » . این جایی است که دوربین او در آن جا قرار می گیرد؛ به ابزاری برای کشف وجودی تبدیل می شود. تصویر دختری در بار خالی ، برهنه با چکمه های سیاه و پوست روباهی که به آرامی در آغرش گرفته شده (تصویر 1 را ببینید) ، در یک شب بعد از رفتن همه و بسته شدن درها گرفته شده است. او و سوژه اش تا پایان شب نوشیدند و صحبت کردند. آن شب یک لحظه که در سالهای گذشته حل شده بود، ثبت شد؛ یک لحظه از شناخت و ارتباط. «من می دانم که ممکن است کارهایم کاملاً تاریک به نظر برسند، اما آنها بیشتر در مورد یافتن عشق و دوستی هستند.” در دستان رزنیک ، عکاسی وسیله ای برای شکستن شیشه ای است که ما را جدا می کند: راهی برای جستجو و ایجاد ارتباط انسانی.

– کتاب : اطلس جهانی عکاسی خیابانی

– صفحه :  185 – 184  

– نویسنده : جکی هیگنز

– ترجمه : عارف خدابنده

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

یک وبسایت یا وبلاگ در WordPress.com بسازید قالب Baskerville 2 از Anders Noren.

بالا ↑

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: