کریستوبال هارا ( Cristobal Hara )

دو خانم از کلاه گیس، لباس چونگسام چینی و دستکش های بلند مشکی یکسان استفاده می کنند؛ آنها در روز روشن در یک خیابان متروکه به طرز عجیبی بیش از حد لباس پوشیده اند، در حالی که آنطرف مردی لخت است و با پای برهنه، بشکه ای چوبی  به تن دارد که ظاهراً خیلی کم لباس پوشیده است. در همین حال گور خری بادی در تلاش است تا آزادانه چهار نعل از پشت بام ها عبور کند. هر ساله گالیسیا (Galicia)، در شمال غربی اسپانیا ، شهر Xinzo de Limia میزبان یکی از بزرگ ترین کارناوال های کشور است که تقریباً همه در آن لباس های مبدل می پوشند. شخصیت اصلی کارناوال ، «پانتالا Pantalla » ، در خیابان ها می چرخد و به دنبال افرادی است که لباس مبدل یا محلی ندارند. اگر کسی پیدا شود، او را به نزدیک ترین بار می برند تا جریمه را بپردازد – یک لیوان شراب.

 جشن از آغاز به مدت سه هفته، در روزهای یکشنبه ادامه دارد، رژه اصلی کارناوال هم سه شنبه آخرین هفته است. کریستوبال هارا عکاس مشهور هر سال به Xinzo می رود، اما نه برای رویداد اصلی، بلکه برای روز  های قبل از آن.

 او می گوید: «من شخصا علاقه ای به مستندسازی خود جشن ها ندارم.» و می افزاید: «صبح روز دوشنبه، اتفاقاتی کمتر سازماندهی شده رخ می دهند و جمعیتی هم وجود ندارد. در آن مکان ها من تصاویری را پیدا می کنم که می توانم آنها را از زمینه جدا کنم . » اشخاصی که در تمام این عکس ها به تصویر کشیده شده اند در محیط کارناوال معنا پیدا می کند، با این حال آنها در خیابان های متروک Xinzo گرفته شده اند و عجیب غریبی به نظر می رسند. لنز کریستوبال هارا قابلیتی جادویی در تبدیل واقعیت به داستان دارد؛ او استاد جستجوی تصاویر سورئال در واقعیت است.

حرکت های مختلف هنری در آثار او طنین انداز شده اند. او می خواهد در عکاسی خود یک زبان تصویری پیدا کند که به فرهنگ اسپانیایی ارجاع دهد. «خوشبختانه من می توانم به یک سنت بسیار غنی تکیه کنم» او در ادامه ، نقاشانی مانند دیه گو ولاسکز (Diego Velázquez)، فرانسیسکو د گویا (Francisco de Goya) ، خوزه د ریبرا (José de Ribera) و خوزه گوتیرس سولانا (José Gutiérrez Solana) را فهرست می کند. با این حال ، همانطور که او به طور کنایه آمیزی اذعان می کند ، «کسی در قرن هفدهم زندگی نمی کند» و او از بسیاری منابع هنری دیگر استفاده می کند. 

در دهه 1960 ، او تحت تأثیر امپرسیونیسم انتزاعی (Abstract Impressionism) قرار گرفت: «واقعاً سرگرم کننده است که سعی کنید آنچه را  می توانید از آن دوران مدرن بدزدید، با آنچه می تواند از دوران باروک (Baroque)، سپس آنها را استفاده و ترکیب کنید.” او همچنین الهاماتی در  موسیقی و  ادبیات هم پیدا کرد و می گوید: «من گاهی اوقات سعی می کنم از چشم دن کیشوت (Don Quixote) به جهان نگاه کنم .” این تأثیرات بی شمار با کارهای کریستوبال هارا ترکیب شده اند و طنینی در ریتم ها ، بافت ها ، فضاها و ساختار عکس های او بوجود آورده اند.

کریستوبال هارا به طور گسترده منتشر می شود؛ شاید او بیشتر از طریق جلد اول و دوم از مجموعه سه گانه هایش شناخته شده باشد؛ An Imaginary Spaniard (2004) و Autobiography (2007). اگرچه او در مادرید از مادری آلمانی متولد شد، اما بیشتر دوران کودکی خود را در خارج از کشور ، عمدتا در آلمان ، فیلیپین و ایالات متحده گذراند. کریستوبال هارا قبل از تصمیم به عکاسی در سال 1969 در مادرید ، هامبورگ و مونیخ حقوق و تجارت خواند و سپس برای مدت کوتاهی به لندن رفت. او در سال 1980 برای همیشه به اسپانیا بازگشت. شاید بعد از آن همه سال دوری، بتواند کشورش را با نگاهی جدید و شور و شوقی دوباره ببیند. از آن زمان، علاقه او به ناپدید شدن، زندگی سرخ پوستی و جشن های بدون محدودیت، باقی مانده است.

– کتاب : اطلس جهانی عکاسی خیابانی

– صفحه :  177 – 176  

– نویسنده : جکی هیگنز

– ترجمه : عارف خدابنده

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

یک وبسایت یا وبلاگ در WordPress.com بسازید قالب Baskerville 2 از Anders Noren.

بالا ↑

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: