لوک دلاهی ( Luc Delahaye )

در فیلم کد ناشناخته ( Code inconnu ) مایکل هانکه ( Michael Haneke ) معشوقه آنا لورن (Anna Laurent) (ژولیت بینوش (Juliette Binoche))، عکاس جنگی است که پس از بازگشت از کوزوو ( Kosovo ) خودش را با زندگی در پاریس سازگار می کند. در یک صحنه، او دوربینش را به دور گردن آویزان کرده و آن را در جیب زیر کاپشن، جایی که به راحتی می تواند به آن دسترسی داشته باشد، پنهان می کند. او با قدم زدن درون مترو پاریس، در جستجوی افراد برای عکاسی، سوار قطارها می شود. اگر چه او نمی تواند از منظره یاب دوربین خود برای قاب بندی تصاویر استفاده کند، اما ریسک می کند. همچنین برای مخفی کردن صدای شاتر دوربین خود، فقط وقتی که درها بسته می شوند عکس می گیرد. به این ترتیب، او چهره مسافران مشکوک را  روی فیلم ثبت می کند. دنباله ای از تصاویر سیاه و سفید که در ادامه می آید، در واقع بخشی از یک مجموعه واقعی است که طی دو سال (از 1995 تا 1997) توسط عکاس فرانسوی، لوک دلاهی به همین شکل عکاسی شده اند: آن مجموعه (L’Autre (The Other (دیگران) نامیده می شود.

 امروزه دلاهی به خاطر تصاویر رنگی در مقیاس بزرگ مشهور است که رویدادهای جهانی، درگیری ها و مسائل اجتماعی را به موزه ها می آورد. دلاهی مانند شخصیت فیلم هانکه، زمانی عکاس جنگ بود. دوران حرفه ای وی زمانی آغاز شد که توسط خبرگزاری سیپا فرانسه (Sipa) به بیروت (Beirut) اعزام شد. پس از آن، او از درگیری های رومانی (Romania) ، هائیتی (Haiti) ، کویت (Kuwait)، افغانستان (Afghanistan) ، یوگسلاوی (Yugoslavia) و سرانجام رواندا (Rwanda) عکس گرفت. با این حال ، او خیلی زود هدف مدیوم انتخابی خود (یعنی عکاسی) را زیر سوال برد و این نگرانی در مجموعه «L’Autre» به اوج خود رسید.

دلاهی شروع به پرسه زدن در محدوده تاریک مترو شهر کرد. او می خواست بداند وقتی عکاس از عمل عکاسی حذف می شود چه اتفاقی می افتد: وقتی فقط دوربین و سوژه باقی می مانند. او شروع به پرسیدن از افراد بی خانمان کرد که آیا در غرفه های عکاسی مترو برای او ژست می گیرند یا خیر. تنها اقدام او به عنوان عکاس این بود که یک سکه را در شکاف وارد کند. او به یاد می آورد: «آنها در آن غرفه تنگ نشسته بودند در حالی که من به بیرون نگاه می کردم. من به دستگاه اطمینان داشتم، قدرت آشکارسازی آن را می دانستم. » نتایج آن کار، مجموعه «Portraits/1» بود که تخم ایده «L’Autre» را پاشید. دلاهی، با مجهز کردن خود به عنوان غرفه عکاسی متحرک، نه تنها کنترل تصاویر را واگذار کرد، بلکه بسیار مهم بود که او می توانست از سوژه مورد نظر  خود در حالی عکس بگیرد که او از این کار بی اطلاع بود .

مجموعه ”L’Autre»، مجموعه معروف واکر ایوانز (Walker Evans)  «مسافران مترو ، شهر نیویورک ” (Subway Passengers, New York City) را یاد آوری می کند. در اواخر دهه 1930 و اوایل دهه 1940 ، ایوانز از مسافران زیرزمینی نیویورک با دوربینی که زیر کتش پنهان شده بود، عکس می گرفت. او همچنین می خواست بفهمد که اگر مردم ندانند از آنها عکس گرفته می شود، آیا دوربین چیزی متفاوت می بیند. به هر حال ، این دو مجموعه از یک نظر مهم متفاوت هستند؛ در حالی که ایوانز تمام قاب تصویر را چاپ می کرد و گروهی از افراد را در زمینه نشان می داد، دلاهی تصاویر خود را برش می داد تا فقط چهره ها باقی بماند.

در سرتاسر «L’Autre» ، یکی پس از دیگری ، آنها به عقب خیره شده اند – بدون لبخند ، بدون اخم ، بدون هیچ گونه اشاره ای از حرکت – کاملاً بی تفاوت (پوچ یا خالی). تصاویر این مجموعه شبیه رژه افراد محکوم است، تمرینی در چهره شناسی (physiognomy) یا شاید یک مطالعه انسان شناسی (anthropological) است که نحوه برخورد حیوان انسانی در جمعیت را بررسی می کند، تحقیق در مورد آنچه کارشناسان «بی توجهی مدنی» (civil inattention) می نامند. 

دلاهی این مجموعه را «آن پیمان عدم تجاوزی که همه ما در آن مشترک هستیم: ممنوعیت نگاه کردن به دیگران [در جایی] غیر از نگاه غیر شرعی، که شما شروع به نگاه کردن به دیوار می کنید. » 

اروینگ گافمن (Erving Goffman) ، جامعه شناس ، این مجموعه را «ابتدایی ترین نوع صورت» و «استفاده ظریف از حالت بدن و موقعیت یابی» توصیف می کند که انسان ها برای ارائه پیام تسلیم شدن استفاده می کنند “ شما ممکن است بدون قصد خصمانه ای به من اعتماد کنید“. 

به هر حال، ما وقتی خود واقعی مان را نشان می دهیم که فکر می کنیم دیگران ما را تماشا نمی کنند، چیزی که بیشتر دلاهی را تحت تأثیر قرار داد انزوای ما بود: ما در این اماکن عمومی بسیار تنها هستیم، آنجا، در این آرامش قراردادی جهان بسته ، خشونت وجود دارد. «

بلافاصله پس از اینکه Phaidon مجموعه عکس L’Autre را در 1999 منتشر کرد، یکی از مسافران؛ Phaidon ، شرکت تولید کننده هانکه، دلاهی و آژانس عکس او Magnum را به دادگاه کشاند و از حق خودش برای کنترل و استفاده از عکسش استفاده کرد. در 2 ژوئن 2004 ، دادگاه de Grande Instance پاریس ، این پرونده را  با حکمی از قوانین فرانسه که از آزادی بیان هنرمندان دفاع می کرد، رد کرد. 

سوزان سانتاگ یکبار، عکاسی کردن را به نقض کردن تشبیه و ادعا کرد که ؛ عکاس ها سوژه های خود را » با «دید» و «آگاهی» می بینند که سوژه ها هرگز نمی توانند نسبت به خودشان داشته باشند. این کلمات با مجموعه دلاهی که در آن بسیاری از سوژه ها هنوز هم حتی نمی دانند «دیده شده اند» طنین جدیدی داردند.

– کتاب : اطلس جهانی عکاسی خیابانی

– صفحه :  159 – 156  

– نویسنده : جکی هیگنز

– ترجمه : عارف خدابنده

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

یک وبسایت یا وبلاگ در WordPress.com بسازید قالب Baskerville 2 از Anders Noren.

بالا ↑

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: