جِی اچ انگستروم ( Jh Engstrom )

تعداد کمی از شهرها، بیشتر از پاریس عکاسی شده اند. داگر (Daguerre) به بلوار دو معبد نگاه کرد، دویسنو ( Doisneau ) بوسه ای را جلوی هتل دویل (Hôtel de Ville) ثبت کرد، کارتیه برسون (Cartier-Bresson) لحظه ای را پشت خیابان گار لازار (Gare St. Lazare) ثبت کرد و ویلی رونیس (Willy Ronis) ارتفاع نمادین برج ایفل (Eiffel) را افزایش داد: اینها فقط چند مورد برجسته از یک بانک عظیم تصاویر هستند که به بخشی از میراث فرهنگی مشترک ما تبدیل شده اند، تصویر سلولوئید (celluloid) ما از پایتخت فرانسه. 

با این حال، مجموعه عکس“Sketch of Paris” جِی اچ انگستروم، شهر پاریس را به طرز کاملاً متفاوتی نشان می دهد. تصاویر این مجموعه از بارهای کم نور، پاتوق های شبانه، زندگی رنگارنگ خیابانی، برخورهای متقابل در مترو، چهره های برهنه و آپارتمان های زیر شیروانی در نور سرد صبح را نشان می دهند. برای بیش از بیست سال، از سال 1991 تا 2012 ، انگستروم به ندرت بدون دوربین خود بود، زیرا زندگی، عشق و ماجراهای خود در پاریس را در هزاران عکس ثبت کرده است. عکاسی برای انگستروم از زمانی که او اولین دوربین را در سن پنج سالگی برداشت، یک اجبار بوده است: “عکاسی برایم یک اصرار و ضرورت است، تا از آنچه تجربه می کنم و احاطه ام کرده، عکس بگیرم.»

انگستروم در سال 1969 در کارلستاد سوئد (Karlstad, Sweden) متولد شد، اما در ده سالگی با خانواده اش به پاریس رفت. بیشتر ادامه دوران کودکی او، بین دو کشور و دو تجربه کاملاً متفاوت تقسیم شد: حومه بوکول اسکاندیناوی (bucolic Scandinavian) و شهرنشینی اروپایی. وقتی بزرگ شد متوجه تفاوت شدیدی بین این دو شد. او می گوید: «پاریس دارای تنوع بسیار زیادی از فرهنگ ها و گروه ها بود، “من از شر سوئدی بودن، آزاد شده بودم. » خشونت با مهربانی و زیبایی با زشتی آمیخته بود. این تعادل پر جنب و جوش لازم بود. » وقتی انگستروم بیست و دو ساله شد، در پاریس ساکن شد. این تصمیم کار عکاسی او را آغاز کرد و «متوجه شد که واقعاً می تواند از این راه امرار معاش کند.» سپس او به طور تصادفی شغلی را در زمینه عکاسی مد، نزد ماریو تستینو (Mario Testino) پیدا کرد. شش سال بعد، با داشتن مدرک عکاسی به نام خود، اولین کتاب عکس اش با نام Shelter (1997) را آماده کرد و با وجود جابه جا شدن به نیویورک، متوقف نشد. تلاش برای رقصیدن (Trying to Dance) (2004) ، سپس Haunts (2006) و چهار کتاب دیگر ؛ طرحی از پاریس (Sketch of Paris) (2013) آخرین و هشتمین نشر او در 16 سال اخیر است.

از ابتدا، انگستروم مجذوب نمایش تصاویر خود در کتاب ها شده بود؛ در واقع کتاب ها مدیوم انتخابی او بودند. او با طعنه خاطرنشان می کند: «اکنون بسیار زیبا است اما در دهه نود هنگامی که اولین کتاب خود را منتشر کردم، تقریبا یک نوع تحقیر عمومی نسبت این قالب (کتاب عکس) وجود داشت .» اما برخلاف ثبات این قالب (کتاب عکس)، رویکرد عکاسی انگستروم در تمام کتاب هایش به طرز وحشتناکی ناپایدار است. او از طیف وسیعی از دوربین ها استفاده می کند، از جمله دوربین Nikon FM که در کودکی به او داده شده است. او عمداً قالب هایش را با دوربین قطع بزرگ 4×5 اش که روی سه پایه نصب شده بود، ترکیب بندی می کرد. اما او به سرعت دوربین را مثل یک چیز دور انداختنی،  دور می اندازد. از یک دوست می خواهد او را بزند، یا گاهی اوقات حتی مجبور نیست بپرسد؛ «این تصاویر فقط  اتفاق می افتند، به عنوان بخشی از همه چیز .”او با زوایای مختلف، عمق میدان های متفاوت، برش ها متنوع و در ساعات مختلف روز عکس می گیرد. او انواع فیلم ها را مخلوط می کند، فیلم سیاه و سفید را مانند فیلم رنگی نور دهی می کند و می گوید «من می خواهم بین دو انرژی باشم” و «در همه این جهان های مختلف”. او می گوید؛ در این طوفان تنوع، سلسله مراتبی وجود ندارد: «تا زمانی که هدف با من صحبت می کند. کارهایم بر اساس زندگی و اعتقاد قوی ام به حقیقت اند، از آنچه روزانه چشم هایم شاهد آنند. » صفحه به صفحه تصاویر مجموعه «Sketch of Paris» به طرز ماهرانه ای در کنار هم قرار گرفته و دنباله دار شده اند. آنها مانند یک جریان هوشیار، مانند خاطرات یک آلبوم خانوادگی به سمت شما می آیند. در آن مجموعه، پاریس در حرکتی سردرگم کننده به تصویر کشیده شده است: به عنوان یک منظره شهری هیجان انگیز و دمدمی مزاج.

 مارتین جائگی (Martin Jaeggi)، منتقد، خاطرنشان می کند: «در حالی که اکثر عکاسان از دوربین خود صرفاً به عنوان ابزار و راهی برای انتقال اعتقادات عمیق خود در مورد جهان به بینندگان خود استفاده می کنند، انگستروم از دوربین و اتاق تاریک، برای پیگیری شک و تردیدهای خود استفاده می کند.» او عکاسی را ناپایدار ارائه می دهد. همانطور که آلفردو کرامروتی (Alfredo Cramerotti)، موزه دار، اشاره می کند: «استحکام و مواد سازنده یک عکس » همیشه در حال تغییر هستند، همیشه یک قدم جلوتر از من – آنقدر جلوتر که قابل درک نیست.» کارهای انگستروم در لغزش، تردید و جابه جایی به سر می برند. انگستروم اغلب موضوعات خود را با نرمی در مرکز توجه قرار می دهد و یا در یک صفحه در یک حرکت تار ؛ چهره ها غالباً توسط سایه ها از  بیننده پنهان می شوند یا به پشت چرخیده اند. علاوه بر این، امولسیون با برجای گذاشتن لکه و گرد و غبار و حالت شسته شده روی عکس، این حس را به وجود می آورد که زمان گذشته است و ما به عکس هایی قدیمی و بسیار ارزشمندی نگاه می کنیم. این نواقص با هم ترکیب شده و بین سوژه و بیننده فاصله ایجاد می کند. او یکبار اظهار کرد: «اگر کلمه ای برای کار من وجود دارد، » آن تنهایی است، تنهایی من و دیگران. «

«Sketch of Paris» بسیار اتوبیوگرافی (مربوط به شرح حال خودش) است. بازتاب تصویر خود انگستروم در آینه های ترک خورده و کثیف دیده می شود، که با زدن فلاش محو شده یا به شکلی تکراری خیره شده است. تصاویر این مجموعه مربوط به پاتوق ها، دیدارها و دوستانش است: گاهی اوقات بازویی را عقب می کشد تا خودش را در میان قاب جمعیت عکس هایش قرار دهد. با این حال، او اشاره می کند؛ اگرچه کتاب ها و آثار او شخصی هستن ، اما آنها مستقیماً چیزی را فاش نمی کنند. وی می افزاید: » فکر نمی کنم کسی از نگاه کردن به کارهایم بتواند درباره من و نحوه زندگی من چیزی بگوید.» در مقابل، نگرانی های او مبهم تر و در واقع اگزیستانسیال تر (وجودی) به نظر می رسند. 

انگستروم اعتراف می کند؛ شیفته این است که از کجا آمده و چه چیزی او را شکل داده است و تصدیق می کند: «آن سال های اولیه زندگی در پاریس روی من تأثیر زیادی گذاشتند. برداشت های جدید بسیاری وجود داشت و من کسی را نداشتم که آنها را با او در میان بگذارم یا در مورد آنها صحبت کنم. » او به نقل از مارسل پروست (Marcel Proust)، رمان نویس فرانسوی، می نویسد: «سفر واقعی برای اکتشاف، در جستجوی مناظر جدید نیست، بلکه در داشتن چشم های جدید است» و اعتراف می کند که علاقه بیشتری به بازگشت به مکان های شناخته شده دارد تا جستجوی مکانهای جدید. «Sketch of Paris» به پاریس بیست، سی و اوایل چهل سالگی او برمی گردد؛ تصاویر مانند خاطرات خوانده می شوند، صفحات آنها را مرور می کنند و حس ها که آغازگر نوع جستجوی انگستروم در کتاب هستند: یک جستجو ،از میان دیگران، برای خود.

– کتاب : اطلس جهانی عکاسی خیابانی

– صفحه :  155 – 152  

– نویسنده : جکی هیگنز

– ترجمه : عارف خدابنده

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

یک وبسایت یا وبلاگ در WordPress.com بسازید قالب Baskerville 2 از Anders Noren.

بالا ↑

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: