پاسخ های مخاطبان صفحه شخصی اینستاگرام به دو پرسش در باب معلم

به نظر شما یک معلم یا استاد خوب باید چه ویژگی هایی داشته باشد؟

صلاحیت علمی – به روز باشه و بتونه با نسلی که داره بهشون آموزش میده ارتباط برقرار کنه – درک متقابل داشته باشه – مرتب و تمیز بودن – اخلاق خوب – حس کنیم برای ما یه دوست واقعیه – تبعیض قائل نشه و به ضعیف ترین دانش آموز مثل بقیه نگاه کنه نه محقرانه – مهربان – شوخ طبع – با دانش آموزان انس بگیره – دارای انرژی و پشتکار مضاعف باشه و از جان و دل برای یاد دادن مایه بزاره – با دانش آموزان عین یه مجرم برخورد نکنه، محترمانه صحبت کنه – صمیمی و عاشق شغلش باشه، اینجوری می تونه خیلی با علاقه درس رو هم منتقل بکنه – انعطاف پذیر باشه – یادش نره هر انسانی در هر جایگاهی شخصیتی دارد که نباید زیر سوال برد – باتوجه به محتوای درسی ضعیف نظام آموزشی کشورمان تلاش کنه با استفاده از خلاقیت و دلسوزی به شاگردانش درس بده – شاد و پر انرژی باشه – همه جانبه نگر، خلاق و دلسوز باشه – باید الگو باشه برای دانش آموزان – روی شخصیت دانش آموزا کارکنه یعنی علاوه بر علم، هنر زندگی و انسانیت رو بهشون یاد بده – کتابخون باشه تا بتونه ساعتای بیکاری با بچه ها راجع به موضوعات غیر درسی  صحبت کنه – حواسش به همه باشه – در رشته خودش به معنای واقعی متخصص باشه و حرفه ای در تدریس – به سواد خودش مغرور نباشه –  به همه در حد توان کمک کنه و  خاکی باشه – معلم خوب اونیه که استعداد دانش آموزش رو بشناسه و در اون راستا کمکش کنه مثلا من ریاضی قوی دارم و ادبیاتم ضعیفه نشانه اینه که ذهن ریاضی دارم و باید قدرتم رو بزارم در اون راستا نه اینکه معلم فشار بیاره تا ادبیاتم هم سطح ریاضیم بشه، این یعنی کشتن استعداد ریاضی من – از مسائل حاشیه ای درون کلاس دور باشه، نسبت به کارهای پژوهشی پر تلاش باشه – کمک کنه قدرت تعقل و پرسش گری در تمام زمینه ها، توی دانش آموزان فعال بشه – راهنما و هدایتگر خوبی باشه، خودش رو از قالب ها و کلیشه های ذهنی دور نگهداشته و سعی کنه اونها رو به دانش آموز منتقل نکنه – بتونه رابطه خوبی با دانشجو برقرار کنه نه رابطه ای که پر از ترس و دلهره باشه – باجنبه باشه – انگیزه دانش آموز یا دانشجو رو پایین نیاره یا از بین نبره تحت هیچ شرایطی – هیچکس رو داخل کلاس برای بقیه مثال نزنه که میشی مثل فلانی، تهدید نکنه که میرید مدرسه عادی و به جایی نمیرسید (که من رفتیم و الان همکار همون معلم هستم) – دانش آموز رو نباید چاپلوس و خبرچین بار بیاره – خوش لباس باشه – فن بیان خوبی داشته باشه – عقده ای نباشه – جسارت زندگی کردن واقعی رو به دانش آموزان یاد بده – قدرت ارتباط گیری درست و ایجاد جوی مناسب و بدون استرس – در ابتدا باید چشمه های ذوق رو در کسی که به اون تدریس می کنه زنده کنه – احترام به یادگیرنده ها به عنوان انسان هایی که سطح IQ/EQ ، فرهنگ و عقاید متفاوتی دارند – شعور و احساس مسئولیت – رفتارش به گونه ای باشه که دانش آموز راحت بتونه مشکلاتش رو با معلم درمیان بذاره و ازش رهنمایی و کمک بخواد و هیچ وقت دانش آموزان رو باهم مقایسه نکنه چون هرکدوم از بچه ها استعداد خاصی دارند و تشویق و تنبه ها هم گروهی باشه تا هرکس یادبگیره در قبال اون جمع مسئوله و خود معلم باید الگو باشه – صبر، صبر ، صبر – تشویق کنه و انگیزه بده –  آشنا به روانشانسی -گنجاندن مفاهیم زندگی و اجتماع در قالب درس – سلامت روان – مسئولیت پذیر و با وجدان – معلم خوب رو از تعداد دانش آموز ای ضعیفش که قوی شدن میشه شناخت ، که بتونه باهاشون کار کنه و استعداد ضعیف ترین شاگردش رو کشف و پرورش بده، دانش آموزای زرنگ که کاری ندارن – آشنا با تیپ های شخصیتی و روان ها – از ادعاش کم کنه و به اطلاعاتش اضافه کنه – دغدغه های شخصیش رو سر کلاس نبره – گاهی از بچه ها نظر خواهی کنه – مهارت های  زندگی رو بهشون یاد بده و دربارشون صحبت کنه – وقت شناس و منظم –  با توجه به اینکه اکثر افراد جامعه حداقل روزی ۶ ساعت به مدت ۳۰ سال با معلمان و اساتید در ارتباط هست، تاثیر مهمی بر زندگی و تربیت افراد  و آینده جامعه دارند ، در واقع اکثر جامعه آینده کپی هایی از همین اساتید و معلم ها خواهند بود که اگر آنها کپی نظام آموزشی ناقص یا حکومت دیکتاتوری و یا متعصبان دینی باشند و یا بلعکس، جامعه آینده هم همینطور خواهد بود -درک حالات غیرعادی – پذیرش تفاوت های اقلیمی -دانش آموز رو کوچیکتر از خودش نبینه  -برنامه و روش آموزشی مناسب داشته باشه.

چند کار و جمله تاثیر گذار از معلمان که مخاطبان ارسال کردند :

  • تشویق های معلم زبان و معرفی یک کتاب انگیزشی بهم، باعث شد دیدم نسبت به زندگی عوض بشه – 
  • یه معلم داشتیم می گفت : از همین الان بفکر خودتون باشید تا کی پدر و مادر هستند تا به خرجی شما رو بدن
  • یه معلم داشتیم می گفت کار عیب نیست حتی اگه زباله جمع کن باشی
  • چندتا معلم داشتیم که بعضی جلسات رو در هفته تو حیاط بیرون برگذار می کردن و خارج از کتاب درس درباره تجربیات و  زندگی صحبت می کردن
  • پدرم هیچ وقت نمره الکی بهمون نمیداد و می گفت خونتون از بقیه رنگین تر نیست، معنی صداقت در کار رو فهمیدم
  • دبیرستان معلمی داشتیم که منو به خاطر سرکشی هام تشویق می کرد نه تنبیه
  • یه معلم داشتیم انگار رفیق بود تا معلم، سر کلاس ایشون همه اعتماد به نفس داشتن
  • تشویق به مطالعه و محدود نبودن به منابع درسی رسمی
  • معلم علومی داشتیم که علاوه بر آموزش به پرورش هم می پرداخت و درمورد مسائل اخلاقی کوچکی که افراد غافل بودن توضیح می داد مثلا سطحی نکر نبودن، تجمل گرا نبودن، گذشت، افزایش بکارگیری قدرت تحلیل و تامل، درک منطقی مسائل و صبر قبل از قضاوت
  • برای یادگیری مهارت تحت فشار مون می گذاشت
  • معاون مدرسه با اینکه رشته تجربی نیاورده بودم بهم فرصت جبران داد و اجازه داد رشته تجربی بشینم
  • تشویق در زمانی که رو به سقوط بودم باعث شد تا به امروز انسانیت برام حرف اول رو  بزنه فارغ از جنسیت و مذهب

کدام رفتار معلم یا استاد برایتان خوشایند نبوده ؟

اینکه تفاوت سختگیری و حرفه ای بودن رو با بی احترامی و بی ادبی تشخیص نمی داد – استاد دانشگاه بی وجدانی که می اومد سر کلاس و داستان تعریف می کرد -توسری زدن وسط جمع با تمسخر و له کردن غرور – استادهای با دانشی که قدرت انتقال مطالب رو نداشتن و شاید بهتر بود شغل دیگری رو انتخاب میکردند – موقعی که ناراحت میشد از القابی مثل حیوان، گاو و بتمرگ و گمشو استفاده می کرد و صدای خودش رو بالا می برد – تبعیض میان دانش آموز دارا و ندار – قضاوت های یکطرفه – بی نظمی و بی برنامه ای – توهین کردن هاشون – کتک زدن – اگر دیر میرسیدم سر کلاس به تندی برخورد می کردند –  سوالات امتحانی رو به بچه های فامیل شون می رسوندن – با حالت دستوری به دوستم گفت بشین بند کفش بچمو ببند، انگار ما کلفتش بودیم و همیشه همینجوری بود این دبیر ادبیات. منی که عاشق ادبیات بودم اون سال عقم میگرفت -برخورد نامناسب و نداشتن تخصص کافی در رشته خودش – تبعیض و فرق گذاشتن بین دانش آموزان، مثلا رشته انسانی از ارزش کمتری برخور داره – تحصیح برگه به ناانصافانه ترین شکل ممکن – سرزنش و مقایسه دانش آموزان با یکدیگر – فحاشی و شوخی های جنسی با دانش آموزان در دوره ابتدایی – لج کردن بچگانه معلم با دانش آموزها و درست درس ندادن به اونها – منو جلوی ۳۰۰ نفر دانش آموز بدون دلیل زد، چون فکر می کرد کار اشتباهی کردم، در صورتی که هیچ کاری نکرده بودم – نادیده گرفتن تفاوت های فردی دانش آموزان به علت آمار بالای کلاس – استرس دادن به دانشجو یا دانش آموز برای نمره – کمی نگری و افراط – اینکه طبق تجربیات قبلی شون همه رو به چشم بد میبینن و فک می کنن بهونه میاری یا هنوز جمله کامل نشده شروع به قضاوت می کردن – تبعیض و جمله هایی که همچنان یادمه ؛ معلمی که می گفت: برید گد بدوزید و ظرف بشورید که کی از مدرسه عادی رفته دانشگاه که شما دومی باشید و معاونی که می گفت : تو لیاقت درس خوندن نداری و جای بقیه رو تنگ کردی ، که امروز من شدم همکارشون – انتقاد پذیر نبودن – بدون دلیل تنبیه کردنشون – رفتارهای زشت شون -جنسیت زدگیش – به دخترا یا پسرای سانتال توجه کنند نه به تلاش یا کوشش دانشجو – اینکه عقاید خودشو به من تحمیل می کرد  داشتن تعصب – خود خداپنداری – مسخره کردن دانش آموز و مقایسه اش با حیوانات – راهنمایی یه معلم داشتیم که همیشه گیر الکی می داد، وقتی صورتش سمت تخته بود و کسی سر و صدا می کرد، بر می گشت و به من می گفت ساکت، نمی دونم چرا ، شاید قیافم غلط انداز بود ولی هنوز که یادش می افتم ناراحت میشم –  نقاشیم خیلی خوب بود، معلممون گفت از روی کتاب نقاشی بکشید، من خیلی تمیز کشیدم، تا نقاشی رو دید پارش کرد و گفت تقلبی کردی، برو از اول بکش، منم از اون روز همیشه بد می کشیدم تا بهم نگه تقلبی کردم – بی احترامی – نبود مطالعه و عدم تسلط به موضوع درس – عصبانیت و دارای روان ناسالم -عدم درک روحیه دانش آموز – اول دبستان معلمم مجبورم میکرد با دست راست بنویسم در حالی که من دست چپم، می گفت عیب داره دختر دست چپ باشه – تبعیض دبیر عربی در پیش دانشگاهی باعث شد از عربی متنفر بشم – استادی داشتیم که در حد صفر درس می داد و در حد صد و دانشگاه های آمریکا سوال می داد – تاکید بیش از حد بر علم ورزی – بی توجهی به شاگردان – عدم توجه به استعداد خاص دانش آموز – باز تولید اطلاعات نادرست – یه دبیر  مرد داشتیم می گفت دختر باید نزدیک ترین دانشگاه بخونه مثلا زاهدان اصلا چه لزومی داره بره تهران یا مشهد – استفاده از الفاظ بد – دخالت در مسایل شخصی و نظر دادن -سرزنش  و سرکوفت زدن – وقت کافی نگذاشتن – غرور کاذب – خودبرتر پنداری نسبت به دانش آموزان و دانشجویان – درک نکردن اقلیت های مذهبی، نژادی و فرق قائل شدن غیر منطقی – دغدغه شخص رو قاطی مسائل کلاسی کردن – کوچک بینی، دست کم گرفتن استعدادهای دانش آموزان – جای درس بحث دیانت رو وسط می کشید و خیلی نژادپرست بود – کلاس درست رو فقط مختص تدریس کتاب کردن – داشتن افکار و عقاید بی پایه و اساس – در دوران دبستان تنبیه دانش آموزان ضعیف در حضور سایر دانش آموزان باعث شده بود ما هم نسبت به  اونها گستاخ بشیم – دبیر ادبیاتی داشتیم که بس گیر می داد تک به تک ابیات رو طبق تعاریفش حفظ کنیم باعث زده شدنم از ادبیات شد – بی اهمیتی به موضوعی که مستقیما به شخص ایشون مربوط بود و برام عواقب داشت – تبعیض معلم روی روح و روانم اثر بد گذاشته – ترویج زورگویی با حکومت کردن به سال پایینی ها – یه معلم داشتیم می گفت شما هیچی نمیشین، از بس تکرار کرد همه ترکت تحصیل کردن – ارزش گذاری افراد بر اساس جایگاه خانوادگی و طبقه اجتماعی و نادیده گرفته شدن خیلی ها – یه استاد داشتیم از دانشجوهاش سو استفاده می کرد، تا کارش رو براش انجام نمی دادن پاسشون نمی کرد، نفرت از اون  منو از خیلی کارا زده کرد – استاد زبانی داشتم که خیلی بلانسبت بود، به خاطرش یک ترم مرخصی گرفتم و نرفتم تا این حد فشار آورد روم – تاکید بر دین – تحریف شدید تاریخ خصوصا درمورد مسائل مذهبی و مقاومت در برابر پذیرش اشتباهشون و پیچوندن به جای پاسخ گویی – سرکوفت های معلمم بهم و تبعیض قائل شدنش باعث کمبود اعتناد به نفسم شد – دروغ گفتن درباره سیاست های غرب – توهین به دانش آموزان ضعیف که باعث شد هیچگاه پیشرفت نکنن – توهین و جک گفتن و خندیدن به اقلیت های نژادی و مذهبی چون خودشون اکثریت بودن داخل کلاس -امتحان ادبیات داشتم و کتاب نگارش زیر دستم بود اشتباهی، معلم دید و گفت تقلب نوشتی، گفتم نه ، نگاه کرد و دید هیچی توش نوشته نشده، کتاب رو پرت کرد تو صورتم و برگه امتحانی رو هم پاره کرد،  دیگه نابود شدم .

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

یک وبسایت یا وبلاگ در WordPress.com بسازید قالب Baskerville 2 از Anders Noren.

بالا ↑

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: