پاسخ های مخاطبان صفحه شخصی اینستاگرام به دو پرسش در باب خانواده

به نظرتون خانواده باید چطوری باشه ؟

همه همدیگر رو درک و کمک کنن – رفیق واقعی – آزاد و درعین حال راهنمایی دهنده – در کنار هم نه فقط فیزیکی حتما روانی – روشنفکر ، باجنبه و فاقد تعصب خاصی، مهربون و همراه باشند – زیاد سخت گیر نباشند – خانواده باید حس امنیت بده، باید حمایتگر باشه، باید حس آرامش بده – جایی که بتونی توش خودت باشی، اجازه و آزادی بیان خودت و افکارت رو داشته باشی و عشق بگیری و بدی بهشون – محرک افزایش اعتماد بنفس، در تربیت عملگرا باشه نه صرفا بازگو کننده نصایح، بخاطر حرف مردم انگیزه و خواسته فرزندش و نابودنکند – حامی در مسائلی که منفعت عمومی درش هست، صمیمی باشن، صادق باشن – باید به انتخاب های هم احترام بگذارن و حامی و پشتیبان باشند – مسیر رشد رو برای فرزندان فراهم کنن و نقش راهنما داشته باشند، نه اینکه با بهانه ترس از جامعه فرزند خودش رو محروم نکنه – محیطی شاد و گرم و صمیمی که حاضر باشی جونت رو تقسیم کنی برای تک تکشون – یکم وابدن بهمون خدایی یه بیرون رفتن با دوستامون چیه که ازش دریغ می کنن – یه دهه پنجاهی دهه هشتادی رو درک کنه – محرم راز ترین و رفیق ترین دوست، باید این جرات براشون ایجاد بشه که همه چیز بدون ترس تو خانواده مطرح کنن – خانواده باید بستر مناسبی باشه برای تربیت درست، همفکری کردن ، کنار اومدن باهم، درک متقابل اعضا و خیلی چیزای دیگه – به پسراشون ارزش و احترام به زن ها رو یاد بدن و نبوغ و احساسات دختراشون رو به عنوان حیا و آبرو و عفت در نطفه خفه نکنن – در خانواده ضمن یگانگی ، باید فردیت هر عضو رو هم در نظر گرفت – صرفا هدایتگر باشه و راهو برای تجربه کردن باز بذاره، آدمو از اشتباه کردن نترسونه، به حرف مردم توجه نکنن و روان فرزندش رو مقدم بر آبرو بدونه – صداقت و اعتماد متقابل باشه -اون طوری که فرد هست باید پذیرفته بشه توی خانواده و به ارزش ها و سلایق همدیگه احترام بزارن -ما رو همینطور که هستیم بپذیرند و حمایتمون کنند، کانون عشق باشند – افکار و اعتقاداتشون رو به نسل بعد تحمیل نکنند – با پذیرش فرزند همونطوری که هست بهش عزت نفس بده و در راه پرورش استعداد کمکش کنه – بدونه بچه هاشون همینجوریشم با این جامعه تحت فشار هست، دیگه یکم درک کنه.

خانواده شما در پیشرفت یا عدم پیشرفت شما چه نقشی داشته؟

هرجا پشتم رو خالی کردن، زمین خوردم و کلی عقب افتادم – در عدم پیشرفت من خیلی نقش پرنگی داشتن – تحقیرای خانواده باعث شد که من رشد کنم – هیچ نقشی نداشتن، تازه دیدگاه من تا یه زمانی لگد می خورد، برای همین ۱۱ ساله بدون خانواده اصلیم زندگی کردم – برای پیشرفت الگو بودن – تا یه جاهایی باعث پیشرفتم شدن اما گاهی یک سری افکارشون برام آزار دهنده است – در زمینه تشویق به هنر، پدر و مادر کمتر نقش داشتند – پایه اش رو پدرم بنا کرد ولی کنار همسرم رشد کردم – خدا رو شکر مامانم باعث پیشرفت کل خانواده شد، اعم از سطح شعور و درک و منطق، هم تحصیلات کل خانواده – خیلی نقش پرنگی داشتن، چون به وقتش هم راهنمایی های به جا کردن هم حمایت مادی معنوی و روحی روانی – اگر تو اون فضا بزرگ نمی شدم، خواسته ها و اهدافم این نبود – هم پدر و هم مادر، مثل کوه در همه مراحل زندگی پشتم بودن – در خانواده پدری کمتر چون توی سن ۱۶ سالگی ازدواج کردم ولی همسرم خیلی توی پیشرفتم کمک کرد، البته خانواده ام همیشه پشتیبانم بودن – در تحصیلات نقش پرنگی داشتن اما از نظر روحی به علت ندونستن و عدم درک باعث پس رفت شدن و دچار افسردگی هستم – بینهایت، قابل وصف نیست ، چیزی که الان هستم همگی اس به لطف خدا و خانواده بوده – همیشه حامی و مشوق بودن، کاملا آزادانه و مسئولیت پذیر انتخاب کردیم – چتر حمایت اونها همیشه باعث دلگرمی منه – نقش اصلی رو داشتن و اجازه دادن درسم رو ادامه بدم برای ازدواج تحت فشار نیستم – تنها کاری که برای پیشرفت من انجام دادن این بودکه کاری به کارم نداشتن – در ظاهر خواهان پیشرفت بودن و کمک میکردن، اما چون جامعه ما برای دختران در حال رشد جایی نبود، اونام دست و پاشون بسته بود – در زمینه تحصیلی بله، اما در زمینه رشد فردی خیر – اونا منو به اینجا رسوندن واگرنه من هیچی نبودم – پدر و مادرم همیشه ازم حمایت کردن اما همسرم مانع همه پیشرفتامه – یکی از مسائلی که مخصوصا در میان دخترها بیشتر می بینم اینه که اونها رو به شدت متکی به غیر (مخصوصا مذکر) بار میارن که این به نظرم خیلی به ما دخترها آسیب میزنه و مدتها باید تلاش کنیم تا مستقل شدن رو دور از خانواده یادبگیریم – خانواده ام بزرگترین و مهم ترین عامل اعتماد بنفس و عزت نفس من و رضایتی که از خودم در جامعه دارم – خانواده ام تو پس رفتم نقش خوبی داشتن – حامی ما بودن با تشویق کردن ما دخترها به درس خوندن و کوتاه کردن دست دایی ها که مخالف ادامه تحصیل ما بودن، این کار راه پیشرفت ما رو هموار کرد – حامی عاطفی و مالی، پدرم از بچگی باهام طوری رفتار کرده که مستقل و قوی و با اعتماد بنفس و عزت نفس باشم – در پیشرفتم خیلی نقش داشتن و از تصمیماتم حمایت کردن – توی پیشرفتم هیچی ، چون نه تنها پشتوانه نیستن بلکه سد راهمم هستن ، دلیل بزرگترین حسرتای من خانواده ام هستن – گاهی بازدارنده و گاهی انگیزه بودن – مشوق و ایجاد فضای بلند پروازی در سنین پایین – همیشه پشتم بودن – از هیچ تلاشی برام دریغ نکردن و حتی خیلی جاها فراتر از انتظارم عمل کردن – بخش مهمی برمیگرده به فداکاری پدرم – در زندگی مشترک آزاد و رها و حامی بدور از هرگونه افکار منفی – دوستدارم بودن و حمایتم کردند اما درک نه – متاسفانه بیشتر از اینکه در پیشرفتم نقش داشته باشند در پس رفت من نقش داشتند، سر کوچکترین حق و حقوقم و انجام طبیعی ترین غریزه های زندگی باید بجنگم و عذاب وجدان بکشم ، پامو بکنم تو یه کفش و کولی بازی دربیارم و سلیطگی کنم شاید خرم بره.

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

یک وبسایت یا وبلاگ در WordPress.com بسازید قالب Baskerville 2 از Anders Noren.

بالا ↑

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: