از تعصب طبقاتی نخبگان تا واکنش دوچرخه ای

همه ما از سلایق مان به نشان تمایز و طبقه اجتماعی مان استفاده می کنیم، مردم را از روی لهجه، طرز لباس پوشیدن، انتخاب کتاب، برنامه های تلویزیونی ای که تماشا می کنند، غذایی که می خورند، ورزشی که می کنند، موسیقی که ترجیح می دهند، هنری که ستایش می کنند یا نمی کنند قضاوت می کنیم.

مردم طبقه متوسط یا بالا هستند که لهجه درستی دارند، می دانند در”جامعه ی با نزاکت”چگونه رفتار کنند و می دانند تحصیلات امتیازاتشان را بالا می برد. آنها این دانسته ها را به فرزندانشان منتقل می کند، بنابراین آن ها هم در مدرسه و کارموفق می شوند، ازدواج خوب می کنند، مشاغل پر درآمدی کسب می کنند و . . . نخبگان این چنین تشکیل می شوند و موقعیت برترشان را حفظ می کنند.

مردم می توانند از نشانه های تمایز و طبقه یا سلیقه عالی برای حفظ موقعیتشان استفاده کنند، اما در سلسله مراتب اجتماعی ، مردم از تبعیض ها و تعصبات تحقیر آمیز استفاده می کنند تا پایین دست ها را از صعود به طبقات بالاتر باز دارند.

با وجود بینش مدرن برابری فرصت ها، این امور سلیقه ای و طبقاتی، مردم را کماکان در جایگاه خود نگه می دارد و” اجازه نمی دهد باور کنند “ که “با تلاش خود” می توانند “موقعیت و اعتماد به نفس “ خود را بهبود بخشند.

این اعمالی را که نخبگان برای حفظ موقعیتشان انجام می دهند، “خشونت سمبولیک” می نامد و ما می توانیم به عبارت ساده تر آن ها را تبعیض یا افاده فروشی بنامیم.

با اینکه “تعصب نژادی” از نظر عموم محکوم است، اما “تعصب طبقاتی”، به رغم مشابهت با آن ، به ندرت مطرح می شود.

افاده فروشی یعنی خوشحال شوی که بشنوی پسر زنی که تازه با آن آشنا شده ای در دانشگاه آزاد سراوان آموزش ابتدایی می خواند ولی دختر تو در دانشگاه تهران، تاریخ هنر. یا ماشین تو از ماشین دیگری گران قیمت تر است. اما افاده فروشی و سلیقه فروشی دست آخر بازنده است، چون بالاخره با زنی آشنا می شوی که پسرش در آکسفورد ادبیات کلاسیک می خواند یا ماشین مدل بالاتری از تو دارد.

در واقعیت، چگونگی کارکرد طبقه و سلیقه و افاده فروشی ، برای حفظ فرصت ها و خوب بودن مردم، دردناک و فراگیر است. این ها شکلی از تبعیض و محرومیت اجتماعی اند.

از جراحات پنهان طبقاتی و صدمات روانی آنها بر طبقه کارگر داریم کارگرانی را که شکست در پیشرفت را نتیجه بی کفایتی خود می دانند و دچار احساس عداوت، رنجش و شرمندگی شده اند. حتی در رویارویی با زنی از طبقه ی متوسط احساس شرم می کنند. حتی اگر کلمه ای هم میانشان رد و بدل نشود، آنها در دم، احساس پستی می کنند و خجالت می کشند و در نهایت خشن و عصبانی می شوند.

(واکنش دوچرخه ای (خشم نابه جا:

از شخصی الهام گرفته شده که سوار بر دوچرخه کورسی، به افراد برتر از خود تعظیم می کند اما به پست ترها لگد می زند. حیواناتی که در سلسله مراتب سرسخت اجتماعی زندگی می کنند با حیوانات سلطه گر مدارا و به حیوانات پست تر حمله می کنند.

در جوامع نابرابر افراد بیشتری به سلطه گری روی می آورند، در حالی که در جوامع تساوی گرا افراد به همدلی و جامعیت تمایل دارند.

http://arefkhodabandeh.ir

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

یک وبسایت یا وبلاگ در WordPress.com بسازید قالب Baskerville 2 از Anders Noren.

بالا ↑

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: