اسلینکاچو ( Slinkachu )

» جهان در حال رفتن به سمت نابسامانی و خرابی است. شما هر روز در روزنامه ها درباره آن می خوانید . . . روزهای خوب قدیم خیلی وقت است گذشته اند و تنها چیزی که باید منتظرش بمانیم کاهش پایداری است  که منجر به آخر الزمان اجتناب ناپذیری می شود . . . اما نگرانی های آنی بیشتری برای ما وجود دارد، چون قطار دیر کرده و ساعت 8:45 دقیقه صبح است. کودک تمام شب بیدار بود و بچه ها در حال تعطیل شدن از مدرسه هستند. نامه های بانک در حال جمع شدن هستند، و هنوز باز نشده اند. » اینها سخنان اسلینکاچو، هنرمند ساکن لندن هستند: تفکر پشت «پروژه مردم کوچک»“The Little People Project”. «همه این نمایش ها واقعی هستند، این خبر واقعی است . . . با وجود همه اختلافات بین ما ، این همان چیزی است که ما ، «مردم کوچک» را متحد می کند. «

«پروژه مردم کوچک» یک کمپین هنری خیابانی مداوم است که در سال 2006 برای ایجاد یک دنیای خیالی در زیر پاهای ما آغاز شد؛ این اندیشه را ترویج می دهد که نمایش های روزانه ما توسط یک جامعه پیشرفته دوباره بازنمایی می شوند، در واقع، جامعه گسترده ای از لیلیپوت ها (Lilliputians). برای اسلینکاچو، لندن صحنه اصلی را برای اجرای این تئاترها ارائه می دهد. این هنرمندمی گوید می کند: “در لندن  نمایش ها و مشکلاتی از زندگی در شهر هست که ذاتاً نامعقول(پوچ) اند ”، در نتیجه، موارد نامعقول(پوچ) بسیاری در صحنه های مینیاتور وجود دارد. اسلینکاچو شکل های مختلف مدل ها را تهیه می کند و با ظرافت آنها را با تی شرت و شلوار جین می پوشاند ، با زحمت آنها را به حالت های واقعی تغییر می دهد ، سپس سرانجام آنها را با چسب روی سطوح می چسباند. صحنه پردازی ها (mise en scènes)  به منظور عکس گرفتن انجام می شوند. «من فکر می کنم این کار کمی شبیه به گزارش (reportage) است و من فقط یک قسمت کوچک از آن را ثبت می کنم.» به هر حال، در پایان این تلاش، مردم کوچک رها و ترک می شوند تا از خود مراقبت کنند. از خیابان لیورپول گرفته تا لادبروک گروو ، پدینگتون تا پریمروز هیل ، امباکمنت تا جاده ادگور: خیابان ها و پیاده روهای پایتخت مملو از مدل های کوچکی است که تنها هوشیار ترین رهگذر ممکن است آن ها را مشاهده کند.

اسلینکاچو نام واقعی او نیست. مانند بنکسی (Banksy) ، این هنرمند ترجیح می دهد ناشناس بماند و ما اطلاعات کمی از بیوگرافی او به دست آورده ایم : «متولد 1979 در دونون (Devon) ، در سال 2002 به لندن نقل مکان کرده تا به عنوان مدیر هنری برای یک شرکت تبلیغاتی فعالیت کند.» با این حال هنوز موازی با شهرت جهانی نام مستعارش، کارهای گرافیتی (graffiti) این هنرمند ادامه دارند. هنر خیابانی اسلینکاچو نوعی تفسیر اجتماعی ارائه می دهد.  کارهای او به کاوش زندگی در یک کلان شهر مدرن می پردازند.

او آنها را با مضامین بیگانگی شهری  جادو می کند، همانطور که خود هنرمند خاطرنشان می کند؛ بیگانگی می تواند طیف گوناگونی از احساسات زندگی شهری  مثل : گم شدن ، تنهایی ، کوتاه جلوه دادن محیط یا تهدید توسط دیگران را بوجود آورد. » اسلینکاچو می افزاید: اما در زیر همه این ها «همواره طنز وجود دارد».

آنچه من می خواهم این است که مردم بتوانند با «مردم کوچک «همدلی کنند. به این ترتیب یک بار دیگر به روش طنز بنکسی عمل کردم، حتی خرابکاری. عناوین نقش مهمی دارند؛ تصاویری مانند Last Kiss, Embankment, London, 2008 ( تصویر 1 را ببینید) و Tundra, Liverpool Street Area, London, 2008 ( تصویر 3 را ببینید) با زیرکی احساس تنهایی و انزوا را که در عناوین تکرار می شود ، نشان می دهند. این طنز وقتی فتنه انگیز می شود که شما از عنوان چیزی می فهمید  Company Car, Ladbroke Grove, London, 2008 ( تصویر 5 ببینید) ، و سپس تاریکی در تصاویر بیشتر می شود مانند Sugar High, Kings Cross, London, 2011  (نگاه کنید به تصویر 6 ) ، جایی که زندگی افراد کوچک در تعادل معلق است. در یک نوار بزرگ از عکس ها همانطوری که توسط  Bad First Date, Paddington, London, 2007 (به تصویر 2 مراجعه کنید)، نشان داده شده است، طنز بسیار مهیج است، حتی طنز سیاه.

اسلینکاچو توضیح می دهد: «بعضی از ایده ها برای اجرا بسیار طبیعی به نظر می رسیدن ،بقیه با گذشت زمان تکامل می یابند”. این هنرمند یک جعبه پر از شخصیت های رنگ نشده در حالت های متنوع دارد و به طور مداوم اشیاء و چیزهای عجیب و غریب مینیاتوری  جمع می کند، چون ممکن است روز خودش را در جایی با یک تفسیر خلاقانه به پایان برساند.

یک جفت آیرودینامیکی ، مانند پروبال یک روز مدرن  ایکاروس ( Icarus) (اسطوره ی یونان ) می سازند؛  یک توپ تنیس قدیمی به یک جزیره شناور تبدیل می شود؛ درهای بطری ها تبدیل به قایق می شوند؛ تسمه های سبز رنگ کفش ها در دریاچه هیولاهای لیلیپوت ها ( Lilliput Loch Ness Monster) تبدیل به هیولا می شوند و یک حباب آدامس به عنوان یک بادبادک مصنوعی به آسمان می رود. با یک صحنه در ذهن ، قدم بعدی جستجو کردن لندن برای مکان های مناسب است. این هنرمند خاطرنشان می کند: «من ممکن است یک مکان خاص را در ذهن داشته باشم. خب من معمولا در یک قسمت از شهر سوار قطار یا دوچرخه می شوم  و بعد در اطراف برای چند ساعت قدم می زنم  تا یک مکان خوب برای اجرای ایده پیدا کنم  “. این مکان ممکن است یک سطح صاف بدون شکل خاصی باشد که می تواند در برابر یک فاصله دور قاب گرفته شود و افق پویا (مانند عکس آخرین بوسه) را نمایش دهد، یا یک گودال که به عنوان یک اقیانوس وسیع تفسیر شود (مانند عکس سفر فانتزی)، یا به سادگی فضایی خالی از معماری که به ویرانی دلالت می کند (در عکس با عنوان Tundra).

وقتی صحبت از کار با دوربین می شود، اسلینکاچو کاملاً خودآموز است. به هر حال، عمل عکاسی کردن از صحنه ها به سادگی ممکن انجام می شود. ایده این است که موضوع را به صورت واقعی ، ساکن و بی روح نمایش بدهد. در نتیجه، توجه بیننده به محتوای تصویر جلب می شود ، نه سبک. این رویکرد یادآوری یک موضوع از عکاس مستند است، یعنی استفاده از یک قسمت واقعیت برای رسیدن به نتیجه.

همه شات ها از ویژگی های مشابهی پیروی می کنند: مردم کوچک با لنزهای استاندارد 24-105 میلی متر در نور طبیعی و محیطی قاب بندی شده اند. همه آنها از فاصله ای معین عکاسی شده اند. این یک عمل متعادل کننده است؛ نمایش در نقطه ای خیلی دور از صحنه تمام شده ، اما خیلی نزدیک است و این توهم دوری را خنثی می کند. اسلینکاچو با استفاده از خطای دید اگر چه  پس زمینه عکس هایش تقریباً محو به نظر می رسد ، اما کوتوله بودن سوژه ها، حس بیگانگی شهری را افزایش می دهد. این هنرمند توضیح می دهد، » در تمام تصاویر، برای تحریک احساسات در افرادی که عکس ها را می بینند، من سعی می کنم ساده ترین راه ترکیب مدل ها و مکان ها را برای ایجاد یک داستان  پیدا کنم . » با این حال ، بعد از ایجاد توهم ، قدم بعدی اسلینکاچو  یک شات بسیار وسیع تر ازهمان زاویه دید است. اسلینكاچو توضیح می دهد: «این یك تصویر بسیار ساده است ، به نوعی تقریباً خسته كننده.

با این حال این ژست ها به تنهایی ، بیننده را قادر نمی سازد تا افراد کوچک را در یک زمینه تشخیص دهد، بلکه چیزی که نشان می دهد واقعا آنها چه هستند : شبیه سازی مینیاتوری آنهاست از همتایان واقعی و بزرگتر شان است.

پروژه اسلینكاچو به سرعت در حال تبدیل شدن به یک پدیده جهانی است. مردم کوچک اکنون در کلان شهرهای نیویورک و مسکو ظاهر می شوند (به صفحه 216 مراجعه کنید) ، هنگ کنگ (Hong Kong) و کیپ تاون (Cape Town)، پکن (Beijing) و بریج تاون (Bridgetown)، به ما یادآوری می کنند که تجربه های خاص زندگی در یک شهر ، تقریباً یکسان هستند ، مهم نیست که کجا باشید.

– کتاب : اطلس جهانی عکاسی خیابانی

– صفحه :  126-129  

– نویسنده : جکی هیگینز

– ترجمه : عارف خدابنده

t.me/aref_khodabandeh

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

Create a website or blog at WordPress.com قالب Baskerville 2 از Anders Noren.

بالا ↑

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: