جولیو بیتن کورت (Julio Bittencourt)

معروفیت جهانی شهر ریو دو ژانیرو در زندگی خیابانی آن آنقدر نیست که زندگی ساحلی آن؛ ازدحام جمعیت، بدن های پوشیده با خطوط باریک بیکینی ، با ناز و تکبر قدم زدن ها و پرستش کردن خورشید. با این حال، ساحل، این تصاویر را در صورت وجود، با تعدادی از گردشگران  به ما نشان  می دهد.

پر سر و صدا، آلوده، شلوغ و علاوه بر این، مانند برخی از افراد داخل صفحه نمایش (مدل های تبلیغاتی)، تا حدودی مصنوعی هستند. استخر  راموس (Ramos) در سال 2000  با خاک برداری ساخته شد تا یک دریاچه وسیع به ابعاد 10 مایل مربع  را که با 8 میلیون گالن آب دریا پر شده است تشکیل دهد. این منطقه در نزد محلی ها به عنوان Piscinão de Ramos ( استخر شنای  راموس Ramos) شناخته شده است و در حومه ریو واقع در Complexo da Maré واقع شده است، منطقه ای بد نام که از نظر آنها به  فاولا (favela) مشهور است.( فاولاها، محلات خاص و سطح پایین و کنترل نشده ای در برزیل هستند که در گذشته نادیده گرفته شده اند). فاولاهای واقع در Ramos توسط جناح های متشکل از گروه های قاچاق مواد مخدر اداره می شوند و با خشونت درگیر هستند؛ در واقع، برخی از آنها بالاترین آمار جرم در کشور را ثبت می کنند. همانطور که Joaquim Ferreira dos Santos، روزنامه نگار روزنامه O Globo ریو، به درستی اشاره می کند، «شاهزاده دریا به این ساحل نمی آید، دختر هم از ایپانما نیست، کسانی که به ساحل راموس می روند از گروه متفاوتی هستند. «

جولیو بیتن کورت، عکاس متولد سائو پائولو، اولین بار وقتی از راموس (Ramos) شنید که او محل کار عکاسی اش را در 16 دسامبر سال 2001 افتتاح کرد. فورا محبوب شد، در یک تعطیلات آخر هفته شش میلیون نفر را جذب کرد و بیتن کورت فورا محبوب شد. او می گوید “از زمان شروع عکاسی، من همیشه می خواستم یک پروژه مربوط به یک ساحل در برزیل انجام دهم.» راموس ایده آل به نظر می رسید زیرا مانند یک گریه به دور از انتظارات مردم، ثروتمندان ریو و افراد مشهور سواحل جنوبی بود. او با خودش عهد بست تا در اولین فرصت از ساحل بازدید کند. او مجبور بود هفت سال صبر کند.

در ابتدا، بیتن کورت مجبور شد اشخاصی را پیدا کند که در منطقه زندگی می کنند، افرادی  که می توانند او را به مردم محلی معرفی کنند و به عنوان یک راهنما عمل کنند؛ در غیر این صورت، پروژه می توانست خطرناک باشد. از طریق دوستان و مخاطبین مختلف، او در نهایت با یک مرد درست، یک موسیقیدان به نام بگا (Bhega) ملاقات کرد. بیتن کورت می گوید: «بدون او من نمی توانستم این پروژه را تمام کنم .” ”او به مردم می گفت که من چه کسی هستم و تا زمانی که او با من بود من در امان بودم.” بگا (Bhega) به بیتن کورت پیشنهاد کرد، در ابتدا و قبل از در آوردن دوربین خود در میان اهالی این منطقه، راموس و بازدید کنندگان آن را بشناسد. با وجود این هنوز اولین روز وحشتناک بود. بیتن کورت میگوید: «من یک پیراهن قرمز پوشیده بودم و خیلی زود در خیابان اصلی کنار استخر شنا مجبور شدم آن را در بیاورم ”. معلوم شد که از تمام تی شرت هایی که او در آن روز می توانست داشته باشد، رنگ غلطی را انتخاب کرده است. “یک باند مواد مخدر به نام Comando Vermelho (فرماندهی قرمز) به تازگی توسط یک باند دیگر طرد شده بود و قرمز رنگ باند Comando Vermelho بود.» بیتن کورت ناخودآگاه لباس باند راپوشیده بود و خود را یک هدف آشکار کرده بود.

در آغاز، بیتن کورت هیجان زده شده بود. “واضح بود که آنجا چیزهایی هست”. بعد از چندماه مشاهده و گشت و گذار مانند یک گردشگر، او و دوستش بگا به این توافق رسیدند که از این به بعد می تواند دوربینش را همراه خود بیاورد. بیتن کورت خیلی خوب به یاد می آورد:“ روز گرمی بود، حدود ۱۰۴ درجه فارنهایت، و طبق معمول بسیار شلوغ.“ همانطور که بیتن کورت شروع کرد به قدم زدن در اطراف، حتی نمی تواند به یاد بیاورد که دوربین را جلوی چشم هایش قرار داده، اما در عرض چند دقیقه او یک عکس گرفت که آغازگر یک مجموعه عکس بود و همچنین تصویر پایانی کتابش شد: “اولین عکسی که من ایجاد کردم از بازی یک بچه کوچک با سگ کوچک لابرادورش در آب بود.“ همه اینها بدون فکر او باهم جمع شده بودند. “توصیف احساسات خیلی دشوار است. آنچه من برایشان زندگی می کنم این لحظات هستند. فقط دیدن تعداد زیادی زندگی ها و لحظات که می گذرند یکی از پس دیگری در جلوی شما و شما آنجایید و سعی می کنید تا آنها را همانطور که هستند بگذارید تا بگذرند. “  

در تابستان سال 2008، بیتن کورت  همه روزهای خالی اش را در راموس سپری کرد. وقتی برگشت، برای تابستان بعدی تصمیم گرفت تا یک اتاق داخل همان منطقه، در یک خیابان کوچک، با فاصله سه دقیقه پیاده روی تا استخر اجاره کند.“ من تقریبا هر آخر هفته به انجا می رفتم، با اینکه خیلی گرم بود، گاهی اوقات در طول هفته هم می رفتم. پس از آن همه چیز به صورت جدی ترشروع شد “. 

 بیتن کورت هر تابستان  بر می گشت. حالا او همسایگان را می شناخت، و خیلی زود آنها بعد از ظهرها را باهم سپری می کردند؛ “ آنها با من  کف زمین کنار خیایان کوچک جلوی خانه هایشان می نشستند، عکس ها را نگاه می کردند و حتی گاهی آنها را با هم ادیت می کردیم. این یک تجربه خیلی خوب بود. قوی و بسیار سرگرم کننده.“ در نهایت، در سال 2012، بیتن کورت احساس کرد که مجموعه کامل شده است.

سال 2012، سالی است که او برای اولین بار از راموس به یک دلیل دیگر دیدن کرد. این همان سالی بود که او با اولین پروژه هنری اش برجسته و شناخته شد. یک مجموعه در فقیر ترین خانه های ساخته شده سائوپائولو با عنوان «In a Window of Prestes Maia 911 Building». به هر حال، از نظر سبک، دو مجموعه فرق زیادی باهم ندارند؛ آنها مدل هایی متضادی از کار ها را (کم کاری) منعکس می کنند. پنجره ها به بیتن کورت احتیاج داشتند تا با شاخه ها، مکان هایی که مردم با پنجره هایشان طراحی کرده بودند، بسازد. او این پنجره های شخصی را طراحی و ترکیب کرد تا یک ساختمان با دیواری دیجیتالی بسازد . » طرح از روز اول این بود که سعی کنیم تا یک ساختمان به یک روش غیر معمول بسازیم، همانطور که شما از بیرون می بینید. . . پنجره ها لزومی ندارد باهم  یا حتی در یک طبقه باشند .» بیتن کورت در مقایسه با راموس، از دوربین عکاسی خیابانی استفاده کرد.او می گوید » این یک ایده متضاد پنجره ها بود “. » برای این پروژه خاص، من می خواستم کمی کنترل  داشته باشم و بتوانم چیزها را بدون نیاز مستقیم به دوربین جابه جا کنم . . .  نامرئی بودن مهمتر از هر چیز دیگری بود. » او سرگردان است و مشاهده می کند، مثل کسی که با شاهین شکار می کند، از روزهای آخر که خیابان ها پر از شن و ماسه است ، بلوار های ساحلی، و تصویری از یک قارچ ناشناخته از زندگی ساحلی ریو. در رم Joaquim Ferreira Das Santos می گوید: » اینها مهم هستند؛ احساس خورشید روی پوست، مست کردن با کاچاکا (cachaca) و اسپری کردن بی وقفه، نه اینکه چیزها در دوربین خوب به نظر برسند.  «

– کتاب : اطلس جهانی عکاسی خیابانی

– صفحه : 106-109

– نویسنده : جکی هیگینز

– ترجمه : عارف خدابنده

@aref_khodabandeh

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

Create a website or blog at WordPress.com قالب Baskerville 2 از Anders Noren.

بالا ↑

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: