پاول گراهام (Paul Graham)

پاول گراهام بیان می کند “   من بیشترین احترام را نسبت به آن عکاسی دارم که چیزها را از یکدیگر یا از هیچ ، بیرون می کشد . . . شما نمی توانید  نتیجه ها را در یک خط جمع کنید ”.

 در مجموعه اش با نام “ شب های آمریکا “ ، بیشتر عکس ها خیلی سفید ظاهر شده اند و لبه های عکس ها طوری به نظر می رسند که انگار به فضایی تهی می رسند. یک تلاش برای ترکیب بندی با در نظر نگرفتن جزئیات. منظره شهری در عکس شماره یک ، مردی در خیابان در شهر دیترویت، یک ارائه انتزاعی است. در واقع وقتی کتاب برای اولین بار چاپ شد ، بعضی منتقدان آن را بازگرداندن و گزارش دادند که ناشران خودسر در طول مراحل چاپ دچار مشکل شده اند.گراهام همیشه از قبل این روش ظهور را تصور می کرد. نکته ای که در هنگام ساخت آنها وجود دارد این است که او عمدا دریچه دیافراگم را باز می گذاشت تا نگاتیو در نور غرق شود و بیش از حد نور بگیرد (overexpose). او امیدوار بود تا یک عکس نهایی  مانند آنچه شرح می دهد بسازد ، یعنی عکسی که در آن احساسی از گم گشتگی و درام باشد. همانطور که زیر نور خورشید، همه چیز پاک شده وتصاویر تقریبا سفید شده اند؛ این سفیدی، بیننده را مجبور می کند تا محیط اطراف را برای سر نخ و اطلاعات بیشتر جستجو کند .

یک نقل قول در آغاز کتاب شب های آمریکا گفته گراهام را برای تحقیق بصری عکس ها تصدق می کند. این نقل قول از رمان «مابی دیک» (1851) از هرمان ملویل برداشته شده است:” تجربه ها به همه ما چیزهایی می آموزند، اگرچه ما می توانیم  مسیرهای متفاوتی را در یک لحظه انتخاب کنیم اما این برای ما کاملا ممکن است تا هر دو را  امتحان کنیم . . . . در یک لحظه از زمان”. ما معمولا موفق نمی شویم از قدرت های ادراک خودمان سوال کنیم، هنوزبرای ما دیدن جهان در یک مسیر از قبل تعیین شده  که راهنمایی مان می کند تا چگونه چشم ها و مغزهای مان  فراتر از زمان را استنتاج کنند قابل باور نیست. به منظور فهم کامل عکس ، همه ما به سادگی روی جزئیات دقت می کنیم. این نقل قول انعکاسی است از تاثیر ارائه کردن عکس های با نور کمتر از حد معمول ؛ این متن گراهام را خیلی ترغیب کرد تا این کار را از نگاه خودش انجام دهد. خیلی از عکس های مجموعه شب های آمریکا روی مناطق فقیر و محروم جمعیت شهری آمریکا  متمرکز شده اند. هرچند دو عکسی که اینجا نمایش داده شده اند در دیترویت گرفته شده اند، اما گراهام به سرتاسر کشورسفر می کرد، به مکان هایی مثل سن آنتونیو، آتلانتا و ممفیس و شکاف های اجتماعی را کشف می کرد. او سنت عکاسی استفاده از تاریکی و سایه را برای نمایش دادن فقر رها کرد، و در عوض “سفید کردن” را انتخاب کرد تا به این ترتیب توضیح دهد که چگونه این مردم توسط جامعه دیده و ملاحظه نمی شوند . آلنا هیز، سرپرست و برگزار کننده نمایشگاه های گراهام، آنها را به عنوان “زمین های بی صاحب حومه شهر” توصیف می کند: قدم زدن،انتظار کشیدن، نشستن، یا گیج بودن در سرتاسر آمریکا ، حضور آنها در همه جا، در حال نامرئی شدن.

در سال ۲۰۰۲ گراهام از انگلیس به نیویورک مهاجرت کرد و دو مجموعه دیگر را که در کشور خودش قرار دارند را آغاز کرد : (2004-06)(a shimmer of possibility ) و (2009-11)(The Present ). این مجموعه ها باهم “سه گانه های آمریکایی” را می سازند که تحقیق می کند چگونه می توان رسانه عکاسی را بیان کرد ، و آنچه گراهام “عکاسی بی همتا” می نامد. گراهام می گوید: «من از زبان کلاسیک مستند ناراضی هستم.» «هنگامی که اختراع شد، فوق العاده بود. اما باید با رشد و توسعه زنده بماند، درست مثل کلمات گفتاری. ما همانطور که در سال 1938 یا 1956 صحبت می کرده اند صحبت نمی کنیم ، پس چرا باید تصاویر را به همان شیوه بسازیم ؟ » «سه گانه های آمریکایی» تلاش می کنند تا یک فرم معاصر در دانش هستی شناسی عکاسی ایجاد کنند. هر مجموعه از مجموعه های سه گانه ، یکی از سه کنترل اصلی دوربین را برسی می کند. “شب های آمریکا” برسی می کند که چطور میزان دیافراگم می تواند نور بیش از حد به قاب وارد کند. در “اa shimmer of possibility” گراهام با سرعت شاتر آزمایش می کند چگونه صحنه هایی  مبهوت کننده  بسازد، مثل استفاده از نور سوسو در عکس ها . همانطوری که او در مصاحبه ای در سال ۲۰۰۷ گفت : “فقط آهسته کنید و به این لحظه های عادی از زندگی  نظاره کنید. ببینید آنها چقدر قشنگ هستند، ببینید چگونه زندگی در اطراف ما جریان دارد، چگونه همه چیز a shimmer of possibility است .“ در نهایت ، در مجموعه “The Present” او آزمایش کرد که فاصله کانونی چگونه روی نقاط منفی تاثیر می گذارد و با انجام دادنش او در پاسخ به پرسش های مطرح شده می گوید “لحظه قطعی” بسازید. جری بدگر به عنوان منتقد  می گوید، برای او یک شات عالی خیابانی، یک نمایش الکی نیست.

کار گراهام اغلب به دنبال به چالش کشیدن وضعیت موجود است. به عنوان یک عکاس خود آموخته ، بعد از خریدن یک نسخه از مجله انگلیسی Creative Camera به عکاسی علاقه مند شد ، هرگز به دانشگاه هنر نرفت ، اما به جای آن از دانشگاه بریستول با مدرک میکروب شناسی فارغ التحصیل شد. گراهام از همان ابتدا به صورت رنگی عکاسی را شروع کرد و تحت تاثیر کارهای ویلیام اگلستون (William Eggleston ) بود. از مجموعه هایی که احتمالا او را به سمت آگاهی عمومی سوق دادند می توان به “سرزمین طوفانی”(Troubled Land ) (1984–86) اشاره کرد که درباره مشکلات در ایرلند شمالی است و به صورت رنگی عکاسی شده است. 

او اکنون اقرار می کند که ( سرپیچی کرده است از دو سبک، مخلوط کرده است عکاسی منظره و عکاسی جنگ را . . . .اما من فکر می کنم آن بود قسمتی از انعکاس در اندیشه من، و یک راه برای نزدیک شدن به چیزهای بزرگ و دورتر از حد معمول قوه ادراک، شروع کردن در هر حال ، همانطور که بود.

همچنین گراهام می گوید، عکس های من در نقطه مقابل عکس های عکاسان خبری هستند که پیرو این صحبت رابرت کاپا هستند؛ اگر تصاویر شما به اندازه کافی خوب نیستند، شما به اندازه کافی نزدیک نشده اید.

در “شب های آمریکا” ، گراهام مرزهای بین سبک منظره و مستند را از بین می برد. او می گوید ؛ من بیشتر به موضوعات گیج کننده و مبهم علاقه دارم. 

«هنر درباره ارائه پاسخ نیست. . . . هنر بیشتر درباره سوال کردن است -پرسش های تحریک کننده اندیشه ، غیرمنتظره و غیر قابل توضیح.

– کتاب : اطلس جهانی عکاسی خیابانی

– صفحه : ۸۳ – ۸۰

– نویسنده : جکی هیگینز

– ترجمه : عارف خدابنده

https://t.me/aref_khodabandeh

 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

Create a website or blog at WordPress.com قالب Baskerville 2 از Anders Noren.

بالا ↑

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: