میرکو مارتین ( Mirko Martin )

«یک زمانی هتل فوق العاده ای وجود داشت. . . . . .سال ها پیش، در آغاز قرن گذشته، در گوشه ای از خیابان پنجم ، در قلب مرکز شهر لس آنجلس. برای مدتی ، تنها ساختمان بلند و پر زرق و برق در شهر بود و نام اسطوره ای هتل میلیون دلاری رزلین را به دوش می کشید. «

هتل ویم وندرز در فیلم «هتل میلیون دلاری» تصویری از یکی از عکس های میرکو مارتین است . در اوایل دهه ۱۹۰۰، زمانی که شهر لس آنجلس (LA) قلب صنعت سرگرمی در ایالات متحده بود، افراد ثروتمند و معروف در این هتل دور هم جمع می شدند. در حال حاضر آنجا برجسته ترین محله پایین شهر لس آنجلس است. نمای ساختمان آن محو شده است، چراغ های نئون آن شکسته شده اند و به محل خرابکارها تبدیل شده است. با این حال، این منطقه هنرمند آلمانی مارتین را هنگامی که برای اولین بار در سال ۲۰۰۵ وارد لس آنجلس شد، مجذوب خود کرد، و مارتین آن را در سال ۲۰۰۸ و دوباره در سال ۲۰۱۰ به نمایش درآورد. خیابان های اطراف هتل موضوع اولین مجموعه عکس مارتین به نام «LA Crash» شدند. 

 مارتین توضیح می دهد «مرکز شهر لس آنجلس یکی از جالب ترین مکان هایی است که من می شناسم ”. «خیابان ها اغلب به طرز عجیب و غریبی آشنا به نظر می رسند، زیرا من از زیبایی شناسی آنها در فیلم ها می دانم». در حقیقت، لس آنجلس به احتمال زیاد خیلی تبدیل به منطقه فیلم برداری  شده است؛ یک روز تا شعاع 2.5 مایلی می توان۱۰۰ تصویرگرفت. مارتین لس آنجلس را به عنوان «جهان موازی» توصیف می کند؛ مجموعه «LA Crash» او شامل عکس های هلیکوپتر هایی را که بالای سرشان می چرخند ، پلیس که افراد را در گوشه های خیابان های کم نور دستگیر کرده است و اتومبیل هایی که  تصادفات کرده و مسیرها را مسدود کردند، است. (Crashes بازگشتی به درون مایه فیلم پل هگیز با نام (Crash (2004 بودند که در آلمان به عنوان «LA Crash» به بازار عرضه شد.) تمام این تصاویر ترکیب شده اند برای تحقق انتظارات ما از اینکه چطور پایتخت فیلم دنیا را تصور می کنیم، اما مارتین تضمین نمی کند آنچه به ما نشان می دهد ، همان چیزی است که برای اولین بار به نظر می رسد  .

مارتین از عکس و فیلم برای کشف تفاوت بین واقعیت و داستان استفاده می کند. او می پرسد چه چیزی باعث می شود رفتار انسانی معتبر به نظر برسد، و چه کار می کنیم اگر بفهمیم که یک صحنه از قبل آماده شده باشد؟ هنگامی که او برای اولین بار شروع به اکتشاف مرکز شهر لس آنجلس کرد، از شانس او ، در یک صحنه فیلم هالیوود در خیابانی کوچک در حال تیراندازی قرار گرفت. او داستان صحنه را با روش و قاب و از لنز دوربین خودش تماشا می کرد. وقتی تصاویر را در استودیوی خود مشاهده می کرد ، حیرت زده به خودش گفت که آیا می تواند این ایده را به مجموعه ای منسجم تبدیل کند یا نه ; «من فکر می کردم جالب است که از صحنه ها طوری عکس بگیرم که تماشاگر نتواند تشخیص دهد آنها در صحنه های فیلم گرفته شده اند.” او به خیابان ها بازگشت، این بار با امید به جستجوی صحنه های فیلم بیشتر. مانند ووگ، عکاس خبری نیویورک که به رادیو پلیس متصل شده بود تا اولین کسی باشد که در دهه ۱۹۳۰ در صحنه جرم حاضر شود، مارتین متخصص در ردیابی صحنه های فیلم در مرکز شهر لس آنجلس شد. او شروع به شناختن رمزهایی کرد که  توسط شرکت های تولیدی برای هدایت خدمه فیلم ها به نقاط مختلف می گذاشتند و به تدریج فانتزی های مورد علاقه فیلم سازان را شناخت.

همانطور که پروژه داشت شکل می گرفت، مارتین با چیز دیگری روبرو شد. او می گوید: «متوجه شدم که برخی صحنه ها، بازتاب صحنه های زندگی واقعی بودند.” این «عجیب بود». مارتین فهمید به سادگی با چرخاندن دوربین خود به سمت زندگی واقعی خیابانی که در اطراف صحنه های فیلم ها قرار داشتند ، می تواند یک تصویر دیگر که به عنوان یک نقطه مقابل تولیدات تخیلی هالیوود عمل می کند را ایجاد کند . ترکیبی از این ایده ها منجر به مجموعه «LA Crash» شد. سوال این است که هر کدام از عکس ها یک رویداد واقعی را توصیف می کنند یا  یک صحنه فیلم هالیوودی را . واقعیت و داستان در برابر یکدیگر ایجاد شدند که مارتین این مجموعه را به عنوان «نوعی معما” بین این دو توصیف می کنند.

در طول این مدت، مارتین شبیه یک عکاس خیابانی سنتی، پیاده روها را در جستجوی لحظه مناسب بود. او به ندرت در یک موقعیت دخالت می کرد و از یک دوربین ۳۵ میلی متری برای حفظ و مخفی نگه داشتن هویت خود استفاده می کرد. با این حال، این کار مستلزم صرفا سوژه های مستند نبود. مارتین تاکتیک هایی را به کار می برد تا تصاویر هالیوودی به صورت پیش پا افتاده و عکس های خیابانی به صورت دراماتیک به نظر برسند. مارتین شرح می دهد ، «معمولا برای چشم انداز یا یک لحظه تلاش می کنم که جنبه تئاتری در آن دیده شود و بیننده فکر کند تصویر صحنه پردازی شده است. » علاوه بر این، اگر چه او در برابر نورپردازی های اضافی مقاومت می کرد، اما درباره زمان شات زدن بسیار مراقب بود. مارتین دریافت که کیفیت نور لس آنجلس در طول روز چگونه تغییر می کند، او می گوید: «گاه به نظر می رسد بیش از حد آشکار است که قابل اعتماد باشد، مانند یک واقعیت مبالغه آمیز که خاطرات سینمایی را منجر می شود.» او ساعت های روشن را برای عکاسی صحنه های خیابانی واقعی انتخاب می کرد تا آنها در یک درخشش سینمایی قرار گیرند، و ساعت ها کمی تاریکتر برای عکاسی صحنه های فیلم تا آنها پیش پا افتاده به نظر برسند. او همچنین اشاره می کند از ترفندهای نوری استفاده می کرده است. گاهی اوقات خدمه فیلم باید چراغ های بزرگ را از روی صحنه می چرخاندند. مارتین منتظر می ماند تا طریق گذر پرتوهای نوراز صورت های مردم صحنه های دراماتیک ایجاد شود. او می گوید: «گاهی اوقات یک نمایش تئاتری در چهره ی یک شخص دیده می شود.” «من سعی میکنم این لحظه را ثبت کنم.”

 

در مجموعه «LA Crash» ، مارتین هر روز عکس هایی از خیابان های لس آنجلس را به نمایش می گذارد، عکس هایی از غنی ترین تصورات هالیوود. در انجام این کار، او حس سیالیت بین واقعیت و ساخت را افزایش می دهد. این پروژه حرف های ژان بودریار، فیلسوف فرانسوی  در سفرش به آمریکا (۱۹۸۶) را یادآوری می کند: «وقتی من از شیوه زندگی آمریکایی صحبت می کنم،  این کار را برای تأکید بر شخصیت خیال پرورم انجام می دهم ، آن اسطوره های پیش پا افتاده، آن کیفیت رویایی. . . داستان هایی تخیلی نیستند. بودریار تخیل را با تحقق آن پیش بینی می کند. » بودریار نشان می دهد که داستان در آمریکا در حال حاضر واقعیت است؛ این تنها کشور در جهان است که بازیگران برای یک فیلم در خیابان ها کار می کنند و هیچکس متوجه آن نمی شود. با این حال، مجموعه مارتین نشان می دهد که از تمام شهرهای آمریکا، لس آنجلس جایی است که این محو شدن واقعیت و داستان یک  «واقعیت» روزمره است.

 کتاب : اطلس جهانی عکاسی خیابانی

– صفحه : ۵۵ – ۵۲

– نویسنده : جکی هیگینز

– ترجمه : عارف خدابنده

https://t.me/aref_khodabandeh

 

 

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

یک وبسایت یا وبلاگ در WordPress.com بسازید قالب Baskerville 2 از Anders Noren.

بالا ↑

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: