بروس گیلدن ( Bruce Gilden )

»من این را که عده ای با چهره های دفن شده درموبایل سر گردان هستند وحشتناک می بینیم »، ادعا می شود بروس گیلدن در نیویورک متولد و بزرگ شده است. «واکر اونز می گوید که او از من بهتر است. . . بی پرده نگاه کردن، این روشی است تا چشم هایتان را آموزش دهید و بیشتر؛کنجکاوی، خندیدن، گوش دادن. » گیلدن یک سبک امضا دار را ایجاد کرده است که فقط این کار را بر روی افرادی که در خیابان های اصلی شهر با آنها ملاقات می کند، اعمال می کند.

با این حال، او معتقد است که در این بی پرده نگاه کردن یک موضع اخلاقی وجود دارد؛ یکی از مجوزها تا زمانی است که مردم می دانند شما در حال نگاه کردن آنها هستید. «اگر کسی از من عکس بگیرد، می خواهم در مورد آن بدانم”، او توضیح می دهد، «عکاسی از مردم با یک لنز بلند در سراسر خیابان احساسی مانند دزدی به آنها می دهد.” در مقابل، مردم شاید تصمیم بگیرند با شما برخورد کنند. گیلدن با سوژه های خود قدم می زند، آنها را با لنز خود روبرو می کند، و آنها را چنان محکم می کند که بیننده در مرکز تصویر قرار بگیرد. مانند گیلدن، بیننده هم درگیر می شود؛ او می افزاید، «شما دیگر بیگانه نیستید، شما تبدیل به بخشی از نمایش می شوید.» علاوه بر این، شما دیگر قادر به تماشا نیست، اما این احساسی که به شما اجازه انجام این کار را می دهد بسیار مهم است.

گیلدن ممکن است به راحتی نتواند تبدیل به یک عکاس شود. گیلدن در بروکلین با آنچه به عنوان یک «مرد سخت» از پدرش توصیف می کند بزرگ شد، گیلدن راننده تاکسی و کامیون ها بود، اما با وجود قد بلند و یک هیکل طبیعی ورزشکاری، او رویای تبدیل شدن به یک بازیکن حرفه ای بسکتبال را داشت. با این حال، گیلدن می گوید که به اندازه کافی خوب نیست و علاوه بر آن او به طور طبیعی به خیابان ها کشیده شده است. گیلدن به یاد می آورد که خیابان برای او مانند»خانه دوم» است، او می گوید، «من از پنجره ی طبقه ی دوم به فعالیت های خیابان پایین نگاه می کردم و من اسیر خیابان شدم.» او اخیرا در مورد رابرت کاپا خوانده بود وتحت تاثیر جمله معروفش قرار گرفته که می گوید : «اگر عکس های شما به اندازه کافی خوب نیست، شما به اندازه کافی نزدیک نشده اید”. او در اواسط دهه هشتاد تلاش کرد تا این کار را در ساحل معروف بروکلین که مردم نیویورک به صورت گروهی در تابستان برای فرار از حرارت شهر به جزایر کنی پناه می آورند انجام دهد. او با پیاده روی و دوربین لایکا در دست ، برای شکار شخصیت ها آماده بود : پرش می کرد و سوژه ها را در بین موهای صاف در منظره یاب خود قرار می داد. عمودی های حاصل، پرتره هایی تمام قد و قوی بودند که نظر ارتباط چشمی هم قابل توجه بودند. گیلدن زندگی حرفه ای عکاسی خود را در سال ۱۹۹۸ آغاز کرد، آنها او را برای پیوستن به آژانس افسانه ای که کاپا در آن همکاران او میشد دعوت کردند، مگنوم .

در طی سالها، سبک عکاسی امضا گیلدن به نتایج خوبی رسیده است، اما همچنان در حال تکامل یافتن است. گیلدن توضیح می دهد: «من سعی می کنم با کمترین ها ، بیشترین توضیح را بدهم . جعبه رنگ نقاشی من در حال کوچکتر و کوچکتر شدن است. » طراحی او قطعا قوی تر شده است؛ از وقتی که او فضای زیاد اطراف جزیره کنی را برای فضای کم منهتن ترک کرد به نظر می رسد همه چیز را به میزان قابل توجهی کاهش داده است. او با کنایه می گوید: «هرچه بزرگتر می شوم، تنگ تر می شوم». علاوه بر این، او اکنون خیابان های شهر را با یک دوربین در یک دست و یک فلش در دست دیگر طی می کند ومی گوید: «فلش به من اجازه می دهد سرعت، استرس، اضطراب و انرژی خیابان ها را تجسم کنم.» نتیجه تلفیقی این تاکتیک ها پرتره هایی را تولید می کند که به نظر می رسد با ضربان انرژی و شدت روحی تحریک شده اند. با مهارت بازی یک شکارچی بزرگ ، در زیر نگاه گیلدن، اجتماع ها در جامعه ی نیویورک با حفظ شخصیت افراد در حال تغییر هستند.

– کتاب : اطلس جهانی عکاسی خیابانی

– صفحه : ۴۹

– نویسنده : جکی هیگینز

– ترجمه : عارف خدابنده

https://t.me/aref_khodabandeh

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

یک وبسایت یا وبلاگ در WordPress.com بسازید قالب Baskerville 2 از Anders Noren.

بالا ↑

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: