پیتر فانچ ( Peter Funch )

بالاخره این گوشه ی من است. من فقط قسمت کوچکی از جهان هستم، اما همه چیز در اینجا اتفاق می افتد، درست مثل هر جای دیگری.

این به سبب آگگی ون (بازیگر هاروی کیتل)، شخصیت اصلی فیلم «دود» (۱۹۹۵) پل آستر است، او در پروژه عکاسی خود، مشاهداتش از بعضی گوشه های خیابان های نیویورک بیرون مغازه اش را هر روز به مدت بیش از یک دهه توضیح می دهد. همانطور که پل بنیامین (ویلیام هورت) به واسطه قفسه آلبوم ها تلنگر می خورد، آگگی ون ادامه می دهد، » شما اگر سرعتتان را کم نکنید هرگز آن را بدست نخواهید آورد  . . . آنها همه شبیه هم به نظر می آیند اما هر کدام متفاوت است.» این صحنه همانطور که پیتر فانچ، هنرمند دانمارک، زمانی که برای اولین بار وارد منهتن شد، برایش الهام بخش بود. همانند آستر، پیتر فانچ هم توسط راه های کسب و کار روزمره مردم و چگونگی زندگی شهروندان به طور ناخودآگاه اسیر شد؛ او می گوید ، » منهتن یک جزیره با داستان های بسیار، مراجع ، تاریخ و رمز و راز است.»

در تابستان سال ۲۰۰۶، پیتر فانچ به خیابان های نیویورک رفت تا زندگی را متفاوت از عکاسان خیابانی قبل از خود  به تصویر بکشد. نتایج مجموعه عکس «داستان بابل» (۲۰۰۶)، نوعی فشار شهر و شلوغی را نشان می دهد، اما با تکرار و اتفاقات خیال انگیز. پیتر فانچ در آثار اولیه خود روی افرادی که رفتارهای مشابهی داشتند تمرکز می کرد: نگه داشتن پاکت نامه مانیل و یا تلفن های همراه . افسون او با روی دادن پی در پی بعضی رفتارهای خاص انسان ها، به انسان شناسی شهری معروف است؛ او اذعان می کند، » من به نحوه عملکرد مردم در یک شهر بزرگ بسیارعلاقه مند هستم؛ اینکه کجا فرد تمام می شود و گروه آغاز می شود.» در طول زمان، پیتر فانچ شروع به تصویر سازی های خیلی پیچیده ای کرد، باز هم  با الگو های زیرکانه. او برای مردم حالت ها را مشخص می کرد سپس از آنها عکاسی می کرد . او راه های مختلفی را دنبال می کرد تا عابرین پیاده را در خیابان ها شکار کند؛ برخی با سر در کتاب ها، روزنامه ها، یا مجله ها؛ بعضی ها در حال تایپ کردن، تویت کردن، یا مسیج دادن با تلفن های همراه. او به یاد می آورد، » در تصویر دو تانگو من زوج های مختلفی را برسی کردم.» آنجا دوقلوها بودند، افراد با سگ های خود، زنان باردار، مادر و کودک، حتی زوجهایی که رفتارهای همسران خود را منعکس می کردند. در تمام چشم اندازهای خیابانی پیتر فانچ ، بازتاب درون قاب بی پایان به نظر می رسد. 

آغازهای پیتر فانچ  وقتی یک عکس در حال ساخته شدن است کمی شبیه اوگگی ون هستند. » من مکانی با جریان مناسب و مردم مناسب پیدا کردم » و هر روز » من به چندین نقطه می روم، در چندین زمان و آنجا عکاسی می کنم .»  بر خلاف اوگگی، به هر حال، او فقط در یک نقطه می ماند تا زمانی که آن نقطه چیزی برای او داشته باشد، که معمولا بین ده تا پانزده روز طول می کشد.   پیتر فانچ به استودیو خود بر می گردد و هزاران اثری را که از یک گوشه خیابان ساخته است را با دقت برسی می کند، بیشترشان شبیه هم هستند اما در زمان های متفاوت، در روزهای متفاوت یا حتی هفته ها. او شکار را با رفتارهای تکراری آغاز می کند، الگوهای تکراری، و دیگر ترکیب های عجیب و غریب در میان جمعیت، و سپس آنها به صورت دیجیتالی اضافه و به هم متصل می شوند. نتیجه نهایی یک ترکیب چند صد فریمی است، جایی که تقسیم ثانیه ها از جریان زمان برای ایجاد یک لحظه پاره شده است. پیتر فانچ آن را «لحظه مناسب» می نامد. . . لحظه ای که تمام این مسیرها در حال عبور هستند . » لحظه قطعی هنری کارتیه-برسون چند برابر می شود و تبدیل یک لحظه فوق العاده می شود.

چنین دستکاری هایی یک انتخاب غیرعادی به نظر می رسد  برای کسی که برای اولین بار به عنوان یک عکاس خبری آموزش دیده باشد. او توضیح می دهد: «من به داستان واقعی علاقه مند بودم، اما من حدس می زنم که اکنون مجذوب اینم که شما چگونه داستان را درک می کنید. . . و مجبور شدم داستان های خودم را به اشتراک بگذارم تا تصاویر به اراده من خم  شوند. «  او به وضوح از تاریخ سینما تحت تاثیر قرار گرفته است و می گوید که چطور داستان های بعضی فیلم ها مثل فیلم «دود» و با اشاره به فیلم های Short Cuts رابرت آلتمن (۱۹۹۳) و Magnolia پاول توماس اندرسون (۱۹۹۹) الهام بخش هستند. این اسناد با ایده پیتر فانچ درباره عکس هایش که می گوید  ” آنها اتصال جادویی و روحانی از زندگی های مختلف هستند » ارتباط دارد. به هر حال، با ساختن هر تصویر در «داستان بابل» با نسبت سایز عریض سینمایی ، او همچنین زیبایی شناسی فیلم را تجربه و تقلید می کند.

این ویژگی سایز عریض کارها مطمئنا جذاب است، زیرا محدوده بصری بیشتری از بیننده را می گیرد. علاوه بر این، این بازی بین عکاسی (رسانه ای که با واقعیت مرتبط است) و سینما (رسانه ای است که در عالم خیال قرار دارد) یک تنش جالب را ایجاد می کند. زمینه های حقیقت و داستان در سراسر «داستان بابل» اجرا می شوند. پیتر فانچ ادعا می کند که تصاویر نه به طور کامل واقعی و نه به طور کامل داستان  هستند، سپس می افزاید: «همه چیزهایی که در» داستان بابل «نشان داده شده اند در زندگی واقعی اند.” او پردازش خودش را شبیه به یکی از شات های نمادین آنتونی براگاگلی ایتالیایی در یک قرن پیش کرده است. براگاگلی با ایجاد تکرار در اجرای نوازنده ، مانع حرکت خود در یک فریم می شود. » داستان بابل اصلا متفاوت نیست،» پیتر فانچ می گوید: «فن آوری ها و تکنیک ها فقط پیشرفته تر شده اند.» در پاسخ به اتهاماتی که تصاویر او «صرفا داستان » هستند ، او می پرسد آیا اضافه کردن عنصر زمان کار های او را کمتر واقعی می سازد .

شاید بیشتر قابل قبول باشد که بگوییم کارهای مجموعه «داستان بابل» جایی بین حقیقت و واقعیت هستند.  بیننده به هر تصویر که نگاه می کند سؤالات مشابهی را تکرار می کند :

چه جنبه ای معتبر است و چه چیزی صحنه پردازی شده است؛ کدام یک واقعی است و اهمیت آن در چیست؟ پیتر فانچ می گوید: «من»  داستان بابل «را لزوما به عنوان » درست یا نادرست » نمی بینم. من این روش تفکر دوتایی را کاملا خسته کننده یافتم. ما به شیوه های دیگر برای درک کردن مفهوم حقیقت نیاز داریم. او به جلو نظاره می کند به یک زمانی که عکاسی دیجیتال و دیگر روش های دستکاری در عکس افزایش پیدا کنند. او استدلال می کند که این به فهم بهتر عکاسی منجر خواهد شد. کار پیتر فانچ شروع به چالش کشیدن مفهوم عکس برای ما است، هر عکسی – حتی یکی که به صورت دیجیتالی دستکاری نشده است – به عنوان یک تصویر واقعی از یک لحظه در زمان. در نهایت، “داستان بابل» پیتر فانچ، درک ما از کل رسانه عکاسی را زیر سوال می برد.

– کتاب : اطلس جهانی عکاسی خیابانی

– صفحه : ۴۱ – ۳۸

– نویسنده : جکی هیگینز

– ترجمه : عارف خدابنده

 

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

یک وبسایت یا وبلاگ در WordPress.com بسازید قالب Baskerville 2 از Anders Noren.

بالا ↑

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: