یاسمین چتیلا (YASMINE CHATILA )

«فردی که از تماشای دیگران زمانی که برهنه یا درگیر فعالیت جنسی هستند ، لذت جنسی می برد “، تعریفی است که فرهنگ لغت انگلیسی آکسفورد از کلمه » چشم چران” می کند.

 یاسمین چتیلا، متولد قاهره و عکاس ساکن نیویورک ، از کار خود می گوید: «این کار جنسی نیست و شرم مرتبط با کلمه » چشم چران » متفاوت است با آنچه که احساس می کنم دارم انجام می دهم.»

برای هشت ماه چتیلا از  پنجره های همکار نیویورکی اش بدون اینکه او اطلاع داشته باشد ، از او عکسبرداری کرد.

مجموعه او به نام  «لحظه های ربوده شده» رفتار انسان را که در پشت درهای بسته قرار دارد در ساعات نزدیک به نیمه شب  نشان می دهد : بوسه (سمت پایین پایینتر، یکشنبه ۱۱:۳۷ بعد از ظهر) دو مرد را در یک گروه پرشور نشان می دهد؛ دختر برهنه با قرص ها (روستای غرب، یکشنبه ۱۲:۵۶ بعد از ظهر)همانطور که عنوان می گوید؛ دختر حمام (شهرداری، چهارشنبه ۵:۳۶ بعد از ظهر) یک دختر برهنه در حمام را نشان می دهد و تصویری که برای اولین بار به فروش می رسد، لیسانس (وال استریت، جمعه ۱۱:۳۴ صبح)، رابطه جنسی  یک زن و شوهر  را در برابر یک باجه آشپزخانه نشان می دهد.

 «اگر پنجره شما باز است و شما در حال انجام سکس در مقابل آن هستید ، شما باید بدانید که مردم ممکن است تماشایتان کنند، «چتیلا پیشنهاد می کند. «البته شما انتظار ندارید شخص تماشا کننده دوربین داشته باشد.»

برخی از منتقدان از او پرسیدند «آیا تا به حال به دردسر افتاده است ؟ آیا تا به حال تو را ندیده اند ؟ «

 در حالی که دیگران به نقل قول معروف عکاس مشهور نیویورک دیان آروبوس اشاره می کنند که : “عقیده من به عکاسی همیشه مثل یک چیز شیطانی بود که باید انجام می دادم .”

 این مجموعه به طور قطع مفاهیم فضولی و چشم چرانی را بررسی می كند – لذت بردن از تماشای دیگران – با این حال، این مسئله باعث می شود که سوالات عمیق تری نیز به چشم بیایند. چتیلا برای اولین بار از این ایده برای مجموعه “ در شب های زمستان “ در سال ۲۰۰۶ هنگامی که یک طوفان برف به شهر آسیب زد استفاده کرد. مردم در داخل خانه مجبور بودند بمانند و او با همسایه خود- یک فیلم ساز- پناه گرفته بود.

آنها شروع به تماشای فیلم با هم کردند تا زمانیکه چتیلا یک جفت دوربین دوچشمی را در آینه پنجره خود مشاهده کرد. وقتی او درباره آنها از همسایه پرسید  ، چتیلا به یاد می آورد که : به من گفت در محله جاسوسی کرده است. من سراسیمه به خانه رفتم. همان شب، پرده ها در اتاق مقابل من به زمین افتادند. من آگاه بودم که دیگران می توانند ببینند که چه کاری انجام می دهم ، به کنار درب برگشتم و پرسیدم آیا می توانم دوربین دوچشمی را قرض بگیرد ؟

چتیلا می گوید: “من می خواستم به مردمی نگاه کنم که در ذهنم فکر می کردم از من جاسوسی کرده اند.” اما آن فقط یک گام کوچک بود برای شروع و ادامه مستندسازی مشاهداتش در مجموعه «لحظات ربوده شده» .

او سیستم عکاسی خود را توسعه داد که منجر به دید بهتری از داخل اتاق های افراد شد ، با انطباق یک تلسکوپ به یک دوربین که در بالای یک سه پایه ثابت شده بود.

او اولین عکس ها را از اتاق جلوی خود گرفت، اما سریعا از دوستان و همکارانش  پرسید که آیا اتاق هایی با دید گسترده نسبت به ساختمان های مسکونی داشته اند یا می شناسند.  به این ترتیب، او در طول و عرض منهتن سفر می کرد و گاهی اوقات برای عکاسی چند ساعت شب زنده داری می کرد ، گاهی چندین شب پی در پی و گاهی برای هفته ها. او بی نهایت نسبت به رفتار مردم و آیین های مربوط به زندگی روزمره آنها هیجان زده بود . به عنوان مثال، او سریعا کشف کرد که چگونه زنان را  در مجموعه ‘دختر حمام ’  (سالن شهر، چهارشنبه 5:36 بعد از ظهر) به تصویر بکشد ، با وجود حضور ساختمان اداری در مقابل با کارگران، هر روز زنی در همان زمان بدون پرده ای میان خود و پنجره ، دوش می گرفت.  چتیلا می افزاید، «من فکر می کنم او واقعا لذت می برد از این که کل طبقه پر از مردم می توانند او را مشاهده کنند “.

«لحظات ربوده شده» با «پروژه لوستر جاز» که توسط عکاس خبری معروف ایالات متحده اسمیت تهیه شده بود، مقایسه می شد .

 بین 1957 و 1965، اسمیت 1444 رول فیلم  عکس گرفته شده از مردم بدون اطلاع و رضایت آنها در خیابان های زیر آپارتمان چهار طبقه خود در منطقه گل نیویورک را در معرض دید قرار داد .

به همین ترتیب، می توان شباهت هایی را با سری جشن های واکر ایوانز از اوایل دهه 1930 تا 1940، «مسافران مترو، شهر  نیویورک» ، و اخیرا سری جدیدتر لوک دلاهایی، عکاس فرانسوی بحث کرد،  که به طور تصادفی از مسافران در مترو نیویورک و مترو پاریس  تهیه شده است . هر دو سری از عکس ها نشان می دهند که مردم زمانی که نمی دانند تماشا می شوند چگونه به نظر می رسند  . با این حال، اگرچه ایوانز، دلاهایی و اسمیت، مانند  چتیلا، مردم را بدون اطلاعشان به تصویر میکشند، اما این کار را در مکانهای عمومی انجام می دادند. در مقابل،  چتیلا  لنز خود را آموزش داده بود تا از افراد ، زمانی که در مکان های خصوصی قرار داشتند ، جایی که آنها تصور می کردند که از چشم بیننده پنهان هستند عکس بگیرد.

 چتیلا می گوید: «من همیشه بسیار شگفت زده بودم از اینکه چگونه مردم متفاوت به نظر می رسند وقتی در خیابان هستند . او می گوید: «چیزی که بسیار ملایم و خام از مردم به نظر می رسد  زمانی است که ماسک های اجتماعی خود را درپشت در جای می گذارند. به نظر می رسد که آنها با خود برهنه هستند. علی رغم شباهت های آنها، تفاوت های بنیادین بسیار متفاوتی در بین این نهادهای مختلف وجود دارد.

اما مهمتر از همه، هرگز قبل از اینکه کسی عکس های سری خود را دیده باشد ،  چتیلا شدیدا آنها را در فتوشاپ دستکاری می کرد. او نمای ساختمان ها را عوض می کرد و “صحنه های ”  داخلی را با پنجره های کاملا متفاوت عوض می کرد. «من فکر نمی کنم مردم متوجه شوند که این تصاویر چقدر تغییر کرده اند ،” او می گوید: «همه اشیاء در خانه تغییر کرده اند. . . . چهره، بینی، چشم و مو و همه چیز دیگر یا مبهم، نازک و یا کاملا درهم شده اند . » به دلایل اخلاقی و قانونی، او نمی خواست مردم و یا دوستان و خانواده آنها را تشخیص دهند . تحت تأثیر زیبایی شناسی فیلم نوآر و سینما موج جدید فرانسوی، او تصویر هایی با سایه های سیاه و سفید، بافت های دانه ای و جو های مرموز ایجاد می کرد.در ذهنش، فتوشاپ «به نوعی بوم برای داستان سرایی تبدیل شده بود “؛ پنجره های فرد درون مجموعه ، صفحه نمایش هایی بودند که تماشاگران می توانستند فانتزی های چشم چرانانه خود را به نمایش بگذارند.

چتیلا در طول دوره ای که بر روی مجموعه  «لحظه های ربوده شده» مشغول به کار بود ، مجذوب مردمی شده بود که زندگی آنها را از پس پنجره های بدون پرده شان می دید. به نظر می رسد که فقط کسانی که تنها هستند، پرده های خود را بسته نگه می دارند. شاید آنها یک شاهد خیالی برای زندگی خود داشته باشند که آنها را از احساس تنهایی نجات می دهد ، او در حیرت است ” چشم فضول ناشناس. «

در نهایت، چتیلا  کشف کرد که این نتایج حاصل کنجکاوی او بود ، لحظات تنهایی او را با این صحنه های جذاب روبرو کرد  و حالا احساس می کند که این تجربه او را تغییر داده است. 

چتیلا می گوید صرف زمان با غریبه ها مرا به انسانیت نزدیک تر کرده است. وقتی در خیابان قدم میزنم دیگر احساس نمی کنم  توسط هواپیماهای بدون سرنشین احاطه شده ام .

من مردم را با ناامنی و آسیب پذیری های آنها می بینم. این الهام گرفته از احساس متصل بودن با دیگران است . 

– کتاب : اطلس جهانی عکاسی خیابانی

– صفحه : ۲۳ – ۲۰

– نویسنده : جکی هیگینز

– ترجمه : عارف خدابنده

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

یک وبسایت یا وبلاگ در WordPress.com بسازید قالب Baskerville 2 از Anders Noren.

بالا ↑

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: