آن جون (AHN JUN)

در طول شش سالی که من در نیویورک زندگی کردم، احساس می کردم در وسط رویا یا فانتزی شخص دیگری بودم. بسیاری از تجربیات هیجان انگیز مردم در آنجا رخ داده اند، در خیابان های نزدیک به من. در عوض ، اتاق من آرام بود.

به نظر می رسید که همه از مهمانی لذت می برند، به جز من، به تنهایی در استودیوی کوچکم کار می کردم. این سه عکس مرز بین فضای خصوصی و عمومی را نشان می دهند. در هرکدام، بدن من دقیقا در همان فضا قرار دارد ، اما آنچه دیده می شود خیلی متفاوت است. بدن من درلبه پنجره نماد مرز روانی است که ما هر روز با آن مواجه هستیم؛ آسیب پذیری نهایی انسانیت. من فکر می کنم همه در همه جا روی لبه زندگی می کنند. همه ما در جایی بین تولد و مرگ زندگی می کنیم ، طبیعی و غیر طبیعی، خصوصی و عمومی، ایده آل و واقعی . هیچکس به طور کامل به هیچ جایی تعلق ندارد; همه ما در مابین هستیم. بنابراین، برای من، حال حاضر چیزی بین گذشته و آینده است ، مانند پاهایم که بین حصار ساختمان و خیابان آویزان هستند.

– کتاب : اطلس جهانی عکاسی خیابانی

– صفحه : ۳۳ – ۳۲

– نویسنده : جکی هیگینز

– ترجمه : عارف خدابنده

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

یک وبسایت یا وبلاگ در WordPress.com بسازید قالب Baskerville 2 از Anders Noren.

بالا ↑

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: